جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

عملیات نظامی در خاورمیانه: 1914-1918


جنگ در خاورمیانه به صورتی اساسی داستان پایان سیادت نظامی امپراطوری عثمانی را بیان می کند. پس از شکست در عملیات [آبی-خاکی] گالیپولی در سال 1915، عملیات بر علیه عثمانی تبدیل به یک موضوع فرعی شد و از سوی قدرتهای غربی به صورت یک انحراف منابع از نبردهای حساس فرانسه [به سوی اهداف کم اهمیت] تلقی می شد. این امر شامل عملیات نظامی روسها در قفقاز و ایران، عملیات نظامی بریتانیا در بین النهرین و از همه مهمتر عملیات بریتانیا در فلسطین نیز می شد.

تمام این عملیات ها بدون هماهنگی بودند و به ترکها اجازه می دادند که تا سال 1918 همه ی آنها را ،با وجود کمکهای اندک آلمان و منابع کم خود ترکها، دفع کنند. دو عملیات نظامی بریتانیایی ها نتیجه ی یک دوراندیشی استراتژیک نبودند. عملیات در فلسطین به خاطر نیاز به کمک به مدافعان کانال سوئز در برابر حمله ی ترکهای در سال 1915 توسعه یافت. عملیات بین النهرین هم یک حرکت فرصت طلبانه از سوی نایب السلطنه ی هندوستان برای تسخیر بصره و حرکت به سوی بغداد از طریق دجله بود.

کشاکش در هر دو جبهه در سالهای 1916 و 1917 به ضرر بریتانیا نتیجه داد: در بین النهرین تسلیم شدن یک لشکر محاصره شده در کوت، در فلسطین پس زدن دو حمله به مواضع ترکها در غزه. این دو توانایی حتی کشورهای ضعیف را در استفاده از مسلسل و تفنگهای خشاب دار برای عقب نگه داشتن نیروهای قوی تر را به خوبی نمایش داد. تنها در سال 1917 بود که بریتانیا سرمایه گذاری زیادی بر روی ظرفیت تهاجمی خود در هر دو جبهه کرد که به معنای ساخت زیرساختهای لجستیکی بود. توپها، هواپیماها، زرهپوشها و حتی تانکها از صحنه های دیگر جنگ به پای کار آورده شدند و همراهشان فرماندهانی لایق به جبهه اعزام شدند: ژنرال النبی به فلسطین و ژنرال ماد ثن مورای به بین النهرین. این تغییرات به فتح اورشلیم و بغداد در سال 1917 انجامید.

با وجود فروپاشی نظامی روسها در سال 1918، شاهد فروپاشی ترکها در اثر پیشرفت بریتانیا به سمت موصل هستیم. ودر فلسطین نبرد مجیدو ،حارمجدون در اصطلاح تورات، یکی از بهترین نقشه های طراحی شده و قاطع ترین نبردهای نیروهای مرکب در طول جنگ بود که به سقوط دمشق و پایان درگیریها منجر شد.

جنگ در خاورمیانه نتایج بیشتری داشت، عهدنامه های پس از جنگ و پایان امپراطوری عثمانی، پایه ای شدند برای منازعات بعدی. شورش اعراب و عواقب بعدی آن نشان داد که هیجان ناشی از ناسیونالیسم محدود به اروپاییان نیست. این نبردها توانایی ارتشهای مدرن را در حمایت از ارتشهای خود حتی در مناطق بسیار دورافتاده و اهمیت تحرک استراتژیک و لجستیک را ،که به صورت مکرر در قرن بیستم دیده شد، را اثبات کرد. همچنین شکست ترکها در فلسطین در سال 1918 و تعاقب موفقیت آمیز آنها، چشم اندازی از تحرک، رزم نیروهای مرکب، استفاده از موتورهای احتراق داخلی و بیسیم برای حل مسائل نبردهای مدرن را به دست داد.

 

3 نبرد غزه برد عملیات نظامی فلسطین در سال 1917 چیره بودند. اولین نبرد شاهد استفاده از سواره نظام بریتانیا برای منفک کردن مواضع ترکها در نزدیکی شهر بودند اما ستاد ضعیف (ویژگی مشترک 3 سال اول جنگ در خاورمیانه) آنها را از رسیدن به موفقیت محروم کرد.

 

نبرد دوم غزه پس از گشترش راه آهن بریتانیا برای به پای کار آوردن نیروهای بیشتر صورت گرفت. در این فرصت ترکها وقت داشتند تا مواضع بیشتری بسازند. حمله نتیجه ی بیشتری نسبت به چنین حملاتی در جبهه ی غرب به دست نیاورد.

 

نبرد سوم غزه پس از اینکه بریتانیا توانست از برتری تاکتیکی خود در تحرک( توسط سواره نظام) برای دور زدن جناحین ترکها و درسهایی که در فرانسه گرفته بودند برای نفوذ در ساحل استفاده کنند به موفقیت رسید. تعاقب ترکها بریتانیایی ها را به اورشلیم و شمالتر از آنجا رسانید.

 

ارتش ترکها در دفاع از غزه سرسختی خود را ثابت کرد اما در انتها درحالیکه در لاک دفاعی فرورفته بودند حناحین شان دور زده شد و در هم شکستند. بریتانیا قادر بود تا تمام فلسطین را در سال 1918 بگیرد. سواره نظام، زرهپوش، تانک و هواپیما همگی در این عملیات متحرک نقش خود را بازی کردند اما پراکندگی سریع ارتش بریتانیا پس از جنگ سبب شد تا آنها درسهایی که از این نبرد فراگرفته بوند فراموش کنند.

منبع: اطلس تاریخ نظامی صفحات 182و 183

مترجم: رضا کیانی موحد

سالگرد پایان خلافت در دنیای اسلام

سلیمان قانونی و تهدید عثمانی


بزرگترین تهدید برای رنسانس نظامی، خارج از مرزهای اروپا قرار داشت. وسعت امپراطوری عثمانی در طی قرن شانزدهم و تحت حکومت سلطان سلیمان قانونی دوبرابر شد. سواره نظام عثمانی از اتریش تا اسپانیا در حال تاخت و تاز بودند. فواصل زیاد، توسعه عثمانی را محدود کرده بودند اما به هرحال  نهادهای نظامی آنها رو به رکود بود.

عثمانی در نظامی گری راهی متفاوت از کشورهای غربی را پیمود. سلاطین عثمانی بر کشوری یکپارچه فرمان می راندند. امتناع وی از به رسمیت شناختن دیگر قدرتهای اروپایی به درگیری های دامنه داری بین جهان مسیحیت و اسلام انجامید. ارتش عثمانی بازتابی از تمرکزگرایی سیاسی این کشور بود. تحقیقات معمول از بحثهای تاکتیکی که ارتش اتریش را قبل از نبرد موهاکس (29 آگوست 1526) زمین گیر کرده بود اجتناب می کنند. ترکها از ترکیب یک حمله استراتژیک ،که به صورتی ویرانگر در عمق سرزمین دشمن اجرا می شد، به همراه تاکتیکهای دفاعی استفاده می کردند. ینی چری ،پیاده نظام حرفه ای که از سلاح های پرتابی بهره می برد، هسته اصلی نیروی رزمی ترکها تشکیل می داد. آنها در نبرد  در پشت خطی از گاری ها یا توپخانه ،که به هم زنجیر شده بودند، سنگر می گرفتند. سواره نظام فئودال به صورت هلالی جناحین ینی چری را فرامی گرفتند در حالیکه سواره نظام گارد سلطان به عنوان ذخیره استفاده می شود. نیروهای چریکی مواضع مقدم عثمانی را پوشش می دادند و دشمن را برای یک حمله جبهه ای ترغیب می کردند. زمانی که سازمان رزم دشمن در هنگام تعاقب چریکها یا بر اثر تیراندازی ینی چری ها به هم می ریخت ضد حمله ترکها با استفاده از سواره نظام یا گارد سلطان از جناحین صورت می گرفت. تاکتیک ترکها قدرت دفاعی پیاده نظام و توپخانه را با چابکی و انعطاف پذیری سواره نظام صحرانشین ترکیب می کرد. آنها از نبرد در کوزوو (1389 م) تا نبرد کرستس(1596 م) تغییر اندکی در تاکتیکهایشان دادند. ترکها سلاح گرم را بکار گرفتند اما در ارتش آنها سلاح گرم نه بسیار ضروری بود و نه ترکها آن را به صورت انحصاری در اختیار داشتند. تاکتیکهای آنها در برابر اتریشی ها (که از سلاح گرم استفاده می کردند) در نبرد موهاکس و در برابر ایرانی ها(که از سلاح گرم استفاده نمی کردند) در جنگ چالدران (23 آگوست 1514) کارگر افتاد.

قدرت مطلق سلطان بر مرگ و زندگی سربازانش و روحیه ای که اسلام در آنها دمیده بود برای ارتشهای دیگر ،که تفرقه بین شان بزرگترین علت موفقیت عثمانی بود، امری غریب بود. ممالک شریک در خیانت [بر علیه سلطان] در نبرد مرسی دابیک (دوم آگوست 1516) در هم شکسته شدند. بیش از نیمی از ارتش اتریش در نبرد موهاکس حاضر شدند در حالیکه اتریشی های مسلمان شده در وین (1529) در کنار سلیمان می جنگیدند. بزرگترین مشکل زمانی روی داد که فرانس ،شاه فرانسه، با چشم و همچشمی توجه شارل پنجم را از دفاع وین منحرف کرد و حوزه مدیترانه را به آشوب کشاند. گالی های عثمانی با خدمه ای زیاد و بدنه ای ضعیف برد کمی داشتند. یک اتحاد با فرانسه به آنها اجازه داد تا زمستان را در بندر مارسی پهلو بگیرند و از آنجا به سواحل اسپانیا و ایتالیا یورش ببرند. این امر زمانی که هابزبورگ در حال محکم کردن مرکز خود در دانوب در دهه 1530 بود سبب شد تا جناحین این امپراطوری تحت حمله واقع شود. اشغال مالتا یک پایگاه دائمی برای حضور ناوگان عثمانی در غرب مدیترانه فراهم کرد. به هرحال، استحکامات جزایر و دفاع جانانه شوالیه های سنت جان ،آخرین باقیمانده های شوالیه های صلیبی، جلوی پیشرفت های عثمانی را گرفتند. در نبرد دریایی لپانتو (هفتم اکتبر 1571) ائتلافی از کشورهای مسیحی به برتری عثمانی در دریا پایان دادند. ناتوانی ترکها از محاصره دریایی توانایی آنها را در تهاجمهای بعدی کاهش داد.

لپانتو بزرگترین نبرد دریایی بود که پس از نبرد آکسیوم روی داد. این نبرد از نظر تاکتیکی چیز خاصی ندارد و تنها افول قدرت نظامی ترکها را نشان می دهد. مسیحیان از زره های بیشتر، شمشیرهای بلندتر و کمان و نیزه و تفنگهای فتیله ای بهره می گرفتند. 1800 توپ نیروی دریایی متفقین توانست 750 توپ بی کیفیت تر عثمانی را از عرصه خارج کند. ترکها همچنین از واکنش نشان دادن به پیشرفتهایی که در جنگهای زمینی صورت گرفته بود عاجز بودند. ترکیب ینی چری و سواره نظام سبک اسلحه توانست ارتش های متفرق اتریش و مملوک را شکست دهد اما تاکتیک ثابت آنها ضعیف تر از نیزه داران کهنه کاری بود که توسط تفنگهای فتیله ای پشتیبانی می شدند. کارشناسان نظامی دهه 1590 ذکر می کنند که ارتشهای غربی در جستجوی نبرد با عثمانی ها بودند چرا که یک بار ینی چری ها را به عقب رانده بودند. ینی چری بعدها فرسوده تر شد، یک منصب نظامی موروثی، از نظر ینی چری های همیشه درحال تمرد جالبتر بود تا تمرینهای نظامی متحرک مانند  پیاده نظام غربی. مانند دیگر اقتصادهای دستوری، امپراطوری عثمانی به کندی با تغییرات فنی کنار می آمد و فقط اروپاییان مسلمان شده را برای طراحی و استفاده از توپخانه بکار می گرفت.

تمرکز جغرافیایی و سیاسی توسعه عثمانی را محدود می کرد. گارد شخصی سلطان پایه شکست ناپذیری ترکها بودند و او تنها می توانست در یک جبهه آنها را بکارگیرد. امتیازی که از یک عملیات نظامی گرفته می شد ممکن بود سال دیگر که سلطان به جبهه ای دیگر لشکر می کشید از دست برود. با رشد امپراطوری، سلطان نمی توانست در فصل کوتاه بهار، که مناسب عملیات نظامی بود، تصمیم قاطعی بگیرد. وین به دلیل دوری اش از استانبول نجات پیدا کرد. سلیمان در می 1529 وارد منطقه جنگی شد اما عملیات محاصره تا اکتبر آن سال شروع نشده بود و بیدرنگ پس از بارش اولین برف زمستان به آن خاتمه داده شد. ارتشهای عثمانی نمی توانستند در زمستان بجنگند چرا که اسبها می مردند و ینی چری دست به شورش برمی داشت. سواره نظام برتر آنها به سادگی دشتهای باز اتریش و سوریه را زیر پاگذاشت اما در مناطق کوهستانی سوریه و ارمنستان تلفات سنگینی را متحمل شدند. استحکامات سنگر بندی شده، ترکهای پرتلاش اما ناآگاه به دانش محاصره را به مبارزه می طلبید. رودس به دلیل استفاده از باروت سقوط کرد و فاماگوستا به دلیل خیانت. محاصره یک آزمایش اساسی برای ارتشهای قرن شانزدهم بود چرا که نبرد صف آرایی شده در شرق و غرب به ندرت روی می داد. محاصره بی نتیجه وین و مالتا نشانه اوج قدرت عثمانی بود. مرگ سلیمان به دلیل اسهال خونی در طی محاصره شهر زیگت (آگوست تا سپتامبر 1566) به بزرگترین خطر خارجی برای اروپا به مدت 400 سال پایان داد.


http://wars-and-history.persiangig.com/map/chalidarn/lepanto-battle.jpg

نبرد لپانتو از حضور پایدار عثمانی در غرب مدیترانه جلوگیری کرد. این نبرد بزرگترین پیروزی گالی های پارویی در دریا به مدت 2000 سال و همچنین آخرینشان بود.


http://wars-and-history.persiangig.com/map/chalidarn/chaldiran-battle.jpg

عثمانی ها از تاکتیکی یکسان در برابر اتریشی ها، ممالیک و ایرانی ها بهره می گرفتند. آنها گاری ها حمل آذوقه را در کنار هم ردیف می کردند و پیاده نظام حرفه ای شان را در پشت آن جای می دادند. پوشش آتش آنها و توپخانه حمله دشمن را در هم می شکست و یک فرصت برای حمله سواره نظام سبک اسلحه ترکها فراهم می کرد.

خطابه ی ناپلئون به مردم مصر

مردم مصر! به شما گفته خواهدشد که من برای نابودی دینتان آمده ام. این حرف را باور نکنید! من برای گرفتن حق شما و مکافات غاصبین آمده ام واینکه من بیش از ممالیک به الله، پیامبرش و قرآن احترام می گذارم... مگر نه این است که ما برای قرنها دوست سلطان بوده ایم؟

 منبع

http://books.google.com/books?id=o4vrUbMK5eEC&pg=PA13#v=onepage&q&f=false

 

اتحاد نامقدس انتهای قسمت دوم؛اتحاد فرانسه-عثمانی


قسمت اول

قسمت دوم بخش اول

ادامه ی قسمت دوم

عملیات مشترک در مجارستان

سلیمان پیوسته در پی فتح مجارستان بود. در سال 1543 یک واحد توپخانه ی فرانسه برای یاری رساندن به ترکها به ارتش عثمانی پیوست. در سال 1547 عثمانی و اتریش طبق معاده ی آدریانوپول ترک مخاصمه کردند.

باوجود اینکه اتحاد فرانسه و عثمانی، اتریش را از نظر استراتژیک در تنگنا قرار می داد اما از دید تاکتیکی عملیات نظامی مشترک دو کشور به خاطر فواصل طولانی، مشکلات ارتباطی و تغییرات غیرقابل پیش بینی یک از طرفین چندان قرین موفقیت نبود.

تنها عملیات دریایی و غنیمت گرفتن کشتی ها و اسیر کردن سربازان دشمن بود که از نظر مالی به نفع هر دو طرف بود. در سال 1565 فرانسوی ها 150000 سکه ی طلا به بانکداران  و دولت عثمانی بدهکار بودند و پرداخت این بدهی ها سالها به طول انجامید.

پشتیبانی فرانسه از عثمانی بر علیه صفویه

اتحاد دو دولت فرانسه و عثمانی محدود به خاک اروپا نماند و هنگامی که سلیمان دومین حمله ی خود به ایران را شروع کرد(1547م) فرانسه سفیر خود را در پشتیبانی از سلیمان به اردوی ترکها اعزام کرد. گابریل د لوتز نقش مشاور نظامی سلیمان را برعهده گرفت و در طی محاصره ی شهر وان درباره ی موقعیت توپخانه ی عثمانی به سلیمان مشاوره می داد.

اتحاد دو کشور به صورت موثری توانست از فرانسه در برابر تهدیدات هابزبورگها دفاع کند. اتحاد بین دو کشور در زمان جانشین فرانسیس اول، هنری دوم، نیز ادامه پیداکرد.

در سال 1552 عثمانی 100 فروند کشتی جنگی خود را برای جنگ بر علیه شارل پنجم در اختیار هنری دوم قرار داد. باز هم قرار شد تا طی یک حمله ی گاز انبری دو کشور وارد خاک ایتالیا شوند اما بازهم تأخیرها سبب شد تا دو ارتش نتوانند با هم الحاق کنند.

در روز یکم فوریه 1553 اتحاد جدیدی بین عثمانی و فرانسه ایجادشد و حملات ناوگان ترکها به ناپل، سیسیل، البا و کورسیکا مجددا در دستور کار قرار گرفت.

درگیری ها در مدیترانه تا سال 1558 ادامه یافت تا زمان قرارداد صلح کاتو-کامبریزی(1559) فرارسید. اما عمر این صلح هم چندان طولانی نبود و با شورش پروتستانهای آلمانی ،به رهبری لوتر، بر علیه هابزبورگهای کاتولیک؛ فرانسه جانب پروتستانها را گرفت و شارل نهم، پادشاه فرانسه، از عثمانی دعوت کرد که به نفع ایالتهای پروتستان آلمان وارد جنگ با هابزبورگ شود. سلیمان قانونی نامه ای به طرفداران لوتر در بلژیک نوشت و به آنها پیشنهاد کمک نظامی کرد.

سالها بعد خود فرانسه غرق در آشوبهای مذهبی شد و قدرت عثمانی هم پس از سلطنت سلطان سلیمان قانونی رو به افول گذاشت. شکست سهمگین نیروی دریایی عثمانی در نبرد لپانتو(1571) هر چند که به حضور نیروی دریایی عثمانی در مدیترانه خاتمه نداد اما پس از آن این نیرو هیچگاه نتوانست به نیروی دریایی برتر در عرصه ی مدیترانه تبدیل شود.

در سال 1574 ویلیام اورنج و شارل نهم از سلطان سلیم دوم درخواست کردند که به نفع هلندی ها وارد جنگ با شاه اسپانیا ،فیلیپ دوم، شود. ناوگان عثمانی حملات خود به سواحل تحت کنترل اسپانیا در شمال آفریقا را از سر گرفت و این حملات از فشار اسپانیا بر هلند کم کرد. با آغاز مجدد جنگ با صفویه در سالهای 1578-1590 از توجه عثمانی به اروپای مرکزی کاسته شد.

سیاست نزدیکی به عثمانی در زمان هنری پنجم هم ادامه پیداکرد و در سال 1604 قرارداد جدیدی بین هنری پنجم و سلطان احمد اول بسته شد که مزایای زیادی برای برای فرانسوی ها به دنبال داشت. موفقیت تجاری فرانسوی ها سبب شد تا تمام تجار اروپایی ،غیر از انگلیسی ها و ونیزی ها، تحت پرچم فرانسه به عثمانی سفر کنند.

اما لویی چهاردهم ، برخلاف شاهان قبلی فرانسه، با هابزبورگها بر علیه عثمانی متحد شد و در کنار اتریشی ها به جنگ با ترکها برخواست. یکی از علتهای این تغییر سیاست را ازدواج لویی با ماری ترز اسپانیایی در سال 1660 می دانند. مادر لویی ،آن اتریشی، نیز مانند همسر وی از خاندان هابزبورگ بود.

کمی بعد لویی در سیاست خارجی خود چرخشی ایجاد کرد و از تقابل با ترکها به سمت بی طرفی حرکت کرد. این چرخش سبب شد تا ترکها دوباره به جنگ با هابزبورگها ترغیب شوند. لویی از اتحاد با دیگر کشورهای اروپایی بر ضد عثمانی سر باززد و محمد پنجم را در جنگ بر علیه هابزبورگها ترغیب کرد. قره مصطفی ،وزیر اعظم عثمانی، چیزی نمانده بود که در سال 1683 وین را از چنگ هابزبورگها در آورد. در این فرصت لویی نه تنها به یاری اتریشی ها برنخواست بلکه از کمک رسانی به وین جلوگیری کرد و بدتراینکه سپاهیانش را وارد آلزاس و جنوب آلمان کرد. فرصتی که عثمانی برای لویی فراهم کرد باعث شد که او در معاهده ی صلح راتیسبون (1684) قسمتهای استراتژیکی را به خاک فرانسه اضافه کند.

اگرچه عثمانی قدرت خود را در قرن هجدهم از دست داد اما همواره تمایل داشت تا از تجربیات فرانسوی ها در مدرنیزاسیون ارتش خود استفاده کند. کلود-اکلساندر دو بونیوال فرانسوی به اردوی سلطان محمد دوم رفت و برای او کارخانجات توپ ریزی، باروت سازی، تفنگ سازی و یک مدرسه ی مهندسی-رزمی تأسیس کرد.

دوران لویی شانزدهم تا قرن نوزدهم

تحت حکومت لویی شانزدهم از سال 1783 به بعد گروه هایی از نظامیان فرانسه برای آموزش ترکها در زمینه ی جنگهای دریایی و استحکامات نظامی به عثمانی رفتند. تا زمانی که انقلاب فرانسه آغازشد در حدود 300 افسر فرانسوی به عنوان مستشار نظامی در خدمت ارتش و نیروی دریایی عثمانی بودند. تمام این افراد با پایان اتحاد فرانسه-عثمانی در سال 1798 به فرانسه بازگشتند.

سیاست نگاه به شرق فرانسه پس از انقلاب هم ادامه یافت. انقلابیون که خود را تحت تهاجم قدرتهای اروپایی می دیدند اتحاد با عثمانی را فرصتی برای کم کردن از فشار دشمنانشان می دانستند. از دید عثمانی این انقلاب یک فرصت طلایی بود که تنها نتیجه ی آن ضعیف شدن هرچه بیشتر قدرتهای اروپایی بود. سلطان سلیم سوم فرصتی مهیا شد تا "نظم جدید" خود را سازمان دهد. تحت حکومت انقلاب گروه هایی برای مدرنیزاسیون ارتش عثمانی به استانبول اعزام شدند.

در سال 1798 ناپلئون به مصر ،که در آن زمان خراج گزار عثمانی بود، حمله کرد و به اتحادی که چندین قرن بین دو کشور برقرار بود پایان داد. در روز 9 ژانویه 1799 عثمانی رسما متحد روسیه و دو روز متحد بریتانیا شد. البته پس از پیروزی درخشان ناپلئون در نبرد اشترلیتز سلیم سوم از اتحاد با روسیه و بریتانیا کناره گرفت و نسبت به تجدید اتحاد با فرانسه علاقه نشان داد. همین امر سبب شد تا روسیه در سال 1806 و بریتانیا در سال 1807 به جنگ عثمانی بروند. در طی این جنگها بود که عثمانی مولداوی و والاشی را از دست داد. سلطان محمد دوم که از پشتیبانی فرانسه ناامید شده بود دست یاری به سوی بریتانیا دراز کرد. پس از دوران ناپلئون دیگر اتحاد استراتژیکی بین عثمانی و فرانسه برقرار نشد اما اتحادهای نامقدس دیگری در دیگر نقاط جهان بین کشورهای دیگر بسته شد.

مترجم رضاکیانی موحد
منبع
en.wikipedia.org/wiki/Franco-Ottoman_alliance#cite_note-UbMK5eEC_p.13-14-138

 
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان