منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • شنبه 21 دی 1398 07:12 ب.ظ نظرات ()
    Qaboos smiling
    در منطقه ای که هر گوشه ای از آن در آتش جهل گروه های تندروی مذهبی و غیرمذهبی می سوزد سلطان قابوس رهبری بود فرزانه، معتدل، سیاستمدار و وطن پرست. درگذشت این رهبر سیاسی را به مردم خاورمیانه تسلیت می گویم.
    رضا کیانی موحد
    آخرین ویرایش: شنبه 21 دی 1398 07:15 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 27 مهر 1391 05:49 ق.ظ نظرات ()

    بیشتر نواحی عمان تا پس از جنگ جهانی دوم به صورت کامل جستجو نشده بود و حتی نمودارهای تاکتیکی خلبانها شامل عبارتی مانند "اطلاعات کمکی ناکافی" یا "حداکثر ارتفاع ... تخمین زده می شود" بود. در تابستان درجه حرارت به 57 درجه سانتیگراد می رسید و بیشتر کشور خشک وکم باران بود و طوفان شن در آن می وزید.

    آشکار است که تحت چنین شرایطی هیچ تمدن معنی داری نمی تواند در این نواحی رشدیابد و از روز آفرینش انسان تا قرون جدید هیچ توسعه معنی داری در آن اتفاق نیافتاده است. در قرن هجدهم بریتانیایی ها به موقعیت استراتژیک عمان در ورودی تنگه هرمز پی بردند و سعی کردند تا روابط خوبی با سلطان عمان برقرار کنند. سربازان بریتانیایی حکومت محلی را پشتیبانی می کردند.

    تنها اتفاق جدید در عمان تولید مقادیر زیادی نفت خام است. کیفیت نفت خام عمان به گونه ای است که می توان آن را مستقیما داخل باک ماشینهای دیزل ریخت. در ابتدای قرن بیستم بریتانیا سعی کرد تا از منابع نفتی و راه های دریایی مورد علاقه اش به وسیله بستن پیمان نامه هایی موفق حفاظت کند.

    نزاع با سعودی

    اولین درگیریهای عمان پس از سال 1945 با عربستان سعودی بر سر منطق مرزی مخصوصا نقطه کلیدی واحه بورایمی اتفاق افتاد. هنگامی که مشخص شد این ناحیه دارای ذخایر بالقوه نفتی است در روز 31 آگوست 1952 گروهی از سربازان سعودی به استعداد 80 نفر در روستای حماصا مستقرشدند. دولت بریتانیا به سرعت اعتراض کرد و واکنش نظامی سریعی نشان داد. درحالیکه یک نیروی زمینی عمانی به سمت روستا به راه افتاد، 3 فروند بمب افکن ومپایر از اسکادران ششم که توسط چند فروند والتا پشتیبانی می شدند از شارجه بکارگرفته شدند. هواپیماها از ارتفاع پایین شروع به پخش اعلامیه کردند و مذاکره با ریاض به حل ابتدایی بحران انجامید.

    به هرحال، سعودی از نتیجه ناراضی بود و پس از کندشدن مذاکرات در سال 1953 بریتانیا با اعمال نفوذ مانع سرمایه گذاری در سعودی شد و نیروی هوایی سلطنتی ومپایرها را به به شارجه بازگرداند. به خاطر خراب شدن باند فرودگاه محلی توسط جتها آنها را با 4 فروند متئور از اسکادران 208 تعویض کردند و از آوریل 1953 2 فروند لانکستر از مالتا و عراق به جای متئورها فرستادند. احتمالا تعهدات بریتانیا در ناتو آنها را مجبور کرد تا لانکسترها را با چند هواپیمای حمل ونقل والتا جایگزین کنند.

    بریتانیا دقت می کرد تا دیگران از حضور هواپیماهای شناسایی اش در منطقه آگاه باشند. حضور این هواپیماها از وقوع درگیری دیگری با سعودی جلوگیری می کرد. در آن زمان سعودی یک نیروی نظامی واقعی در اختیار نداشت اما شرکت نفتی سعودی-آمریکایی آرامکو ،که تولید نفت عربستان را در دست داشت، نیروهای نظامی خود را ،که تعدادی هواپیمای حمل و نقل سی-46 و بمب افکن بی-26 را شامل می شد، درمنطقه مستقرکرده بود. خدمه با تجربه این هواپیماها از داوطلبان جنگ دوم جهانی بودند و می دانستند که چگونه از خود دفاع کنند. به علاوه، آمریکایی ها قراردادی بسته بودند که به آنها اجازه استفاده از فرودگاه ظهران را به مدت 5 سال از سال 1951 به بعد می داد. این قرارداد در سال 1956 دوباره تمدید شد. بنابر این آشکار بود که یک درگیری نظامی با عربستان در حقیقت به جنگ با آمریکا می انجامد و این امر خارج از علایق دو طرف بود.

    در ژانویه 1955 بریتانیا اعلام کرد که هواپیماهای سعودی به حریم منطقه ظفار در عمان تجاوزکرده اند. والتهای مستقر در عدن 4 ماه را صرف مراقبت از منطقه کردند اما هیچ هواپیمای دیگری را رهگیری نکردند. به هرحال در سپتامبر 1955، هواپیماهای حمل و نقل سعودی درحال نفوذ دادن جاسوس به منطقه توقیف شدند. بریتانیا شروع کرد با استفاده از هواپیماهای حمل ونقل یک واحد دیگر عمانی را وارد منطقه کردند. جاسوسان سعودی به سرعت دستگیرشدند و به بریتانیا فرستاده شدند. عملیات در روز 27 اکتبر1955 تمام شد.

    جنگ آرامکو

    به هرحال فعالیتهای سعودیها متوقف نشدند. آنها امام قلیب بن علی که در نضوا بود محاکمه کردند چراکه به حکومت سلطان عمان ،سعید بن تیمور، صحه گذاشته بود. سلطان عمان تصمیم گرفت که واکنش نشان دهد و در 15دسامبر1955 یک واحد از نیروهای نظامی عمان توسط هواپیماهای بریتانیا برای اشغال نضوا فرستاده شدند. برادرامام طالب که از ادعای سعودیها پشتیبانی می کرد به عربستان فرارکرد. طالب در آنجا توسط آرامکو پشتیبانی شد و ارتش آزادی بخش عمان را تاسیس کرد.

    در 2 سال بعدی نیروهای بریتانیا به صورتی ثابت از منطقه مورد مناقشه پاسداری کردند اما هیچ اتفاق مهمی نیافتاد تا ژوئن 1957 که طالب نیروهایش را برای حمله به مسقط فرستاد. درعرض 1 ماه طالب بیشتر منطقه را اشغال کرد. در مواجه با احتمال از دست رفتن بیشتر نواحی مرکزی عمان، سلطان از بریتانیا درخواست کمک کرد و لندن دستور مداخله نظامی داد. در آن زمان نیروی هوایی سلطنتی هواپیماهای ونوم اسکادران 6 و 24 را در شارجه دراختیار داشت. از 24 جولای به بعد جنگنده-بمب افکنهای بریتانیا در چند نقطه مانند نضوا، تنوف و فیرق استحکامات طالب را زیر حمله قراردادند. وضعیت ارتش آزادیبخش عمان نگران کننده شد. تمام تحرکات روزانه آنها با تهاجم هوایی روبرو می شد و کمی بعد متوقف شدند. در 30 جولای ونومها با متئورهای اسکادران208 و کانبراهای اسکادران 38 تقویت شدند و حملات هوایی شدت یافتند. یک هفته بعد، در روز 7 آگوست، نیروهای زمینی به سمت منطقه اعزام شدند و فیرق و نضوا را اشغال کردند. این حمله باعث شد تا نیروهای طالب به سمت کوه سبز ،جایی که عملیات هجومی امکان ناپذیر بود، عقب نشینی کنند. در نتیجه بریتانیا تصمیم گرفت که سربازانش را به خانه برگرداند.

    طبیعتا شورشی ها به سرعت ابتکارعمل را در دست گرفتند و نیروی هوایی سلطنتی و نیروهای عمان برای نابودکردن آنها در جنگی جدید وارد شدند. نیروی هوایی سلطنتی بیشتر بر حفاظت از مرز سعودی تمرکز کرد تا شاید جلوی رسیدن تسلیحات به شورشیها را بگیرد. به هرحال درهنگام نیاز، نیروی هوایی سلطنتی مجبور بود که برای سربازان عملیات پشتیبانی نزدیک هوایی انجام دهد.

    این درگیریها به مدت چند سال ادامه یافت. در سال 1959 فعالیتهای نیروی هوایی سلطنتی افزایش یافت و در نهایت بریتانیا تصمیم گرفت تا شورش را خاتمه دهد. ناوهواپیمابر اچ.ام.اس بولوارک وارد منطقه شد و در یک تهاجم هوایی یک روزه درماه جولای 77 سورتی پرواز توسط جنگنده-بمب افکنهای سی هاوک و سی ونوم انجام شد. پس از آن بریتانیا اسکادرانهای آ و دی از سرویس ویژه هوابرد و کشنده های کنیان را به خدمت گرفت. از شب 26 تا 27 ژانویه 1959 تهاجم زمینی به کوه سبز صورت گرفت. 3 روز بعد با اشغال روستاهای کلیدی منطقه مقاومت درهم شکست و شورش به شکست انجامید.

    نیروی هوایی سلطنتی و سرویس ویژه هوابرد در میانه فوریه 1959 از عمان بیرون کشیده شدند اگرچه بریتانیا واقعا قصد نداشت که آنها را در آن زمان کاملا عقب بکشد. درمقابل، یک نیروی نظامی مشروط درعمان باقی ماند و سلطان مجبورشد که نیروی هوایی خود را تشکیل دهد تا نقش پلیس هوایی کشور را برعهده بگیرد.

    روزهای کلوب خلبانهای پیر

    در حقیقت ایجاد نیروی هوایی عمان قبلا در سال 1958 آغاز شده بود و در مارس 1959 با تأسیس رسمی نیرو به اوج خود رسید. اولین هواپیماهای این نیرو 2 فروند سی.سی.مارک1 پایونیر بودند که از اسکادران 78 نیروی هوایی سلطنتی ترخیص شدند. این هواپیماها در پایگاهی در عدن -امروزه در جنوب یمن- مستقرشدند. به زودی 3 فروند هواپیمای پرووست به آنها ملحق شدند. این هواپیماها به مسلسل برونینگ، 2 بمب 120کیلوگرمی و 6راکت مسلح بودند. علاوه بر پرووستها، سومین پایونیر و سال بعد 4 فروند بیورز به نیروی هوایی عمان ملحق شدند. مرکز نیروی هوایی عمان در بیت الفلج در نزدیکی مسقط قرارداشت. خلبانها و تکنسینها همگی بریتانیایی بودند. اولین فرمانده نیرو مارشال هوایی بی آتکیسون بود. گستردگی درگیریها باعث شد تا تعداد اندکی از عمانی های تحصیل کرده ،که برای کارهای فنی مناسب بودند، به این نیرو ملحق شوند.

    شرایط کاری بریتانیایی ها بسیار سخت بود. درجه حرارت در تابستان به 42 درجه می رسید و در کابین خلبان درجه حرارت 84 درجه نیز ثبت شده است. مشخصات فنی هواپیماها و روغن آنها باید اصلاح می شد و باید لایه ای روی سطح فلزی هواپیماها کشیده می شد تا از سوختن پوست در اثر لمس اتفاقی بدنه هواپیما جلوگیری شود.

    در ابتدا، بیاورها مهمترین هواپیماهای نیروی هوای عمان بودند. این نیرو توسط بعضیها "کلوب پرواز پیرمردها" نامیده می شد. در آن زمان هنوز درعمان جاده ای وجودنداشت. با افزایش شورشهای قبیله ای نیاز فوری پشتیبانی نیروی زمینی و پاسگاه های پلیس توسط باندهای شنی و ماسه ای که بیشترشان کمتر از 300متر طول داشتند تامین می شد. خلبانها از یک پاسگاه به پاسگاه دیگر پرواز می کردند، سرویس هواپیما و سوختگیری آن را انجام می دادند، زیر بال هواپیمایشان می خوابیدند و ناوبری می کردند.

    مشکلات در ظفار

    در سال 1965، جبهه آزادی بخش ظفار در جنوب عمان در برابر قوانین سلطان بن تیمور تشکیل شد. در آن زمان جمعیت ظفار 40000 نفر بود (کل جمعیت عمان 750000 نفر بود) و حرکات انقلابی توسط شرایط سخت زندگی مردم محلی تشدید می شد. مردم هنوز در شرایط قرن 14 زندگی می کردند. در ابتدا، شورشیان ناامید توسط سعودی، مصر و عراق پشتیبانی می شدند اما پس از مدتی کمونیست چینی در میان آنها پا گرفت و اراده قبایل برای آتش بس سست شد.؟؟؟؟

    شورشیان در 9 ژوئن 1965 چند عملیات برضد پاستگاه های پلیس و پایگاه های ارتش انجام دادند و به سرعت کنترل منطقه را جز سواحل ظفار در دست گرفتند. حتی پایگاه نیروی هوایی سلطنتی در سلاله تهدید شد و مجبور شدند تا آن را سنگربندی کنند. نیروهای عمانی در عملیات در نواحی ناهموار کوهستانی مشکل داشتند و پرووستهای نیروی هوایی عمان نتوانستند آنها را به خوبی پشتیبانی کنند. وقتی که بریتانیا در سال 1967 عدن را تخلیه کرد وضعیت بدترشد و شورشیان پایگاه هایی در یمن جنوبی ایجادکردند. یمن جنوبی به زودی به پشتیبانی از شورشیان ظفار پرداخت. در همان سال آنها جبهه مردمی آزادی خلیج عرب را تشکیل دادند.

    استرایک مسترهای عمانی

    کار مشترک بریتانیایی ها و نیروی هوایی عمان به صورت شایسته ای بر اساس متقاعد کردن سلطان از دنبال کردن الگویی سعودی ها بود و در ماه می 1967 به خرید 4 فروند هواپیمای آموزشی استرایک مستر مارک-82 با قابلیت پشتیبانی نزدیک منجر شد. در آوریل 1968، قبل از تحویل اولین هواپیما، برنامه ریزی برای سازماندهی یک اسکادران کامل از این هواپیماها در حال انجام شدن بود و پس از آن تعداد هواپیماهای سفارش داده شده به 12 فروند افزایش یافت.


    استرایک مستر مارک-82 به همراه مهمات کامل و آماده برای اجرای مأموریت در فرودگاه صلاح الدین در سال 1972


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 آبان 1391 08:42 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic