منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 7 فروردین 1397 11:12 ب.ظ نظرات ()

    من: حتما اینهم ساختگیه؟

     http://wars-and-history.persiangig.com/image/chat/photo_2018-03-25_21-35-59.jpg

    اون: اره.. ساختگیه....جدیده.....روسه نیشش بازه

     من: بابا تو خدایی.... من دیگه دربرابرت باید سجده کنم

     اون:

     من: بابا ما دوست ت داریم

     من: این خوبه؟

     http://wars-and-history.persiangig.com/image/chat/photo_2018-03-25_21-36-09.jpg 

    اون: ویتنام

     من: بله بله

     اون: توی کابین خبرنگارم بوده

    من: ساختگی نباشه

     اون: این کمک خلبانه.... از سمته پشت دوربین کمک رو کشیده انداخته اونجا پشت کونش کمک میشینه..... سمت راست خلبان اصلیه توی uh 1..... تیربار بغل هم از سمت تیر اندازی داشته میزده...... دوربین یارو رو صندلی ببین

     من: بله بله..... این چطور؟ یارو کاتیوشا دستشه؟

    http://wars-and-history.persiangig.com/image/chat/photo_2018-03-25_21-36-14.jpg 

    اون: ساختگیه عکس..... نه شاید پایه چیزی باشه..... شایدخرج باشه

     من: اژدر بنگالی؟

     اون: استتار پاییزی داره اس اس


    آخرین ویرایش: دوشنبه 6 فروردین 1397 09:58 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 5 فروردین 1397 11:05 ب.ظ نظرات ()
    دو سه روز پیش با یکی از بچه های ملیلتاری داشتیم توی تلگرام چت می کردیم.... گفتم شما رو از این گپ و گفت بی نصیب نذارم.... رنگ آبی من و رنگ قرمز دوستم هستش.... شاید کلمات رکیکی توی این دیالوگ باشه... اما از نظر تفسیر عکس خودش یه کارگاه آموزشی عالیه... از دست ش ندید...

    اون: سلام!استاد میشه یک تفسیری روی این ۲ مطلب بفرمایید!

    فلک به مردم نادان دهد زمام مراد....تو اهل فضل و دانشی همین گناهت بس. حافظ

    کفر چو منی گزاف و آسان نبود.... محکم تر از ایمان من ایمان نبود

    در دهر یکی چون من و او هم کافر.... پس در همه در  دهر یک مسلمان نبود... ابن سینا

     

    من: تفسیر اولی اینه که اگه چیزی می دونی که مردم سردرنمیارن بی خیال شو... تفسیر دومی اینه که کلا خشک مقدسها فک میکنن فقط خودشون به خدا ایمان دارن.... حاجی این عکسه مال جنگ ویتنامه... تحلیل شما چیه؟

     http://wars-and-history.persiangig.com/image/chat/photo_2018-03-25_21-35-08.jpg

    اون: چه جور تحلیلی ؟..... سرباز ام۱۴ داره خیلی هم خسته ست مشخصه توی وضعیت امن هم نیست چون سلاحش دستشه اماده شلیکه .... مدت زیادی هم هست اینطوری سلاح رو گرفته رگ روی بازوی راستش باد کرده خیلی هم خسته است ....تانک هم ام ۴۸ یا ام۴۷ است فکرکنم .....دقیق الان تشخیص نمی تونم بدم .....روشم چراغ سرچ مادون قرمز نصبه ....هم محور توپ اصلی و یک سری جعبه مهمات واسه تقویت برجک گذاشتن روش.....البته راننده تانک زده بیرون ولی با کلاهش چون توی ردیف خطی کاروانی با پیاده نظام دارن سیر میکنن..... و باید حواسش به پیاده ها باشه.....یکی ۲ تا تانک و چند تا خودروی تراک جلو احتمالا باید باشن رد لاستیکاشون مشخصه.....البته سربازه شاید توی نقطه امن داره سیر میکنه یا کلا بی خیال شده از بس روش فشار بوده .... چشارو بسته ول داده کلا .


    آخرین ویرایش: دوشنبه 6 فروردین 1397 09:50 ب.ظ
    ارسال دیدگاه