منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 28 مرداد 1392 09:03 ق.ظ نظرات ()


    قسمت اول

    قسمت دوم بخش اول

    مدیترانه نقطه ی ثقل کشاکشها

    در اوایل قرن شانزدهم یکی از دزدان دریایی مدیترانه با نام خیرالدین بارباروسا ،به همراه برادرانش، به اردوی عثمانی پیوست و خود و ناوگانش را در اختیار سلطان سلیمان قرار داد.

    در سال 1534 یک ناوگان عثمانی به درخواست فرانسیس اول شروع به حمله به سواحل ایتالیا ،که در اختیار هابزبورگها بود، کرد. دریاسالار فرانسوی ،بارون دو سنت بلانکارد، ناوگانش را به ناوگان بارباروسا در الجزیره ملحق کرد تا با هم به جزیره ی ایبیزا حمله کنند. پس از عدم موفقیت در این حمله آنها به سواحل اسپانیا حمله کردند و با فرارسیدن زمستان به بندر مارسی رفتند. آنها پس از آن به تونس رفتند و پس از فتح تونس دوباره نوک پیکان حمله ی خود را به سمت سواحل ایتالیا بازگرداندند. شارل اول به تازشهای ناگهانی دریایی ترکها پاسخ داد و یک سال بعد توانست تونس را مجددا اشغال کند.


    Barbarossa Hayreddin Pasha.jpg

    خیرالدین الدین بارباروسا

    سنت بلانکارد زمستان 1537-1538 را به همراه ناوگانش در استانبول گذارند. در سپتامبر 1538 بارباروسا در نبرد پروزا یک پیروزی قاطع بر علیه ناوگان شارل بدست آورد.

     در سال 1544 دریاسالار جدید فرانسه ،با نام کاپیتان پولین، با سلیمان قانونی ملاقات کرد. ناوگان مشترک دو کشور در طی حرکت به سمت استانبول به سواحل غربی ایتالیا حمله کردند و 6000 نفر اسیر گرفتند. پولین پس از دیدار با سلیمان به تولون بازگشت.

    تهاجم گاز انبری به ایتالیا

    با وجود عملیات دریایی عملیات زمینی کنار گذاشته نشد. در سال 1533 سلیمان 100هزار دوکاتی به فرانسیس اول داد و فرانسیس توانست با این پول انگلیسی ها و تعدادی از ایالات آلمان را برعلیه شارل پنجم متحدکند.

    در سال 1535 و در طی مذاکرات بین سفیر فرانسه در قسطنطنیه ،ژان دولا فوره، با وزیر قدرتمند سلطان سلیمان ،ابراهیم پاشا، قرار شد که عثمانی و فرانسه به صورت همزمان وارد خاک ایتالیا شوند و به سلطه ی هابزبورگها در این کشور خاتمه دهند. طبق نقشه قرار بود تا فرانسه نیروهای خود را از سمت لمباری و عثمانی از سمت ناپل وارد ایتالیا کنند.

    در سال 1536 فرانسیس با حمله به ساووآ جنگ را آغاز کرد. ناوگان مشترک ترک-فرانسه در مارسی لنگر انداخته بود و جنوا را تهدید می کرد. فرانسیس در آوریل همان سال به میلان و جنوا رسید و خیرالدین بارباروسا به بنادر هابزبورگ در اطراف ایتالیا حمله می کرد. فرانسیس در نهایت توانست تا ریولی در خاک ایتالیا پیشروی کند.

    یک سال بعد بارباروسا در حال حمله به جنوب ایتالیا ،ناپل، بود و فرانسیس اول با سربازانش در شمال این کشور به سر می برد. سلیمان ارتش 300 هزار نفری خود را وارد آلبانی کرد تا آنها را از طریق دریا وارد خاک ایتالیا کند. در نهایت ضعف برنامه ریزی طرفین از الحاق دو ارتش جلوگیری کرد و فرانسیس به جای ایتالیا به سمت هلند(ایالتهایی که در دست هابزبورگ بود) لشکر کشید. سلیمان هم از جنوب ایتالیا خارج شد.

    شارل پنجم در نهایت بین منگنه ی ترکها و فرانسوی ها ناچار شد با فرانسیس اول صلح کند. دو قدرت برتر اروپا در سال 1538 قرارداد متارکه ی جنگ نیس را امضا کردند و قرار شد تا فرانسیس اول به شارل کمک کند تا اتریشی ها بتوانند ترکها را از مجارستان بیرون کنند. با این وجود شارل به دلیل عملیات نظامی در آلمان نتوانست قوای زیادی بر علیه سلیمان بسیج کند.

    به هرحال صلح فرانسیس با هابزبورگها چندان پایدار نبود و او در سال 1542 باز هم در برابر شارل قرار گرفت و اتحاد فرانسه با عثمانی احیا شد. در این زمان هنری هشتم ،پادشاه انگلیس، وارد اتحاد با شارل شده بود. صحنه ی جنگ عبارت بود از فرانسه، ایتالیا، هلند، بلژیک و کوشش در جهت حمله به اسپانیا و انگلیس. اینبار، سرزمین بلژیک مورد حمله ی فرانسیس قرار گرفته بود. سلیمان قانونی در این معرکه تحت تأثیر وزیرش سلیمان پاشا از ارسال سپاهی به کمک فرانسوی ها سرباز زد اما در عوض قول داد که در سال بعد سپاهی بزرگتر روانه کند. عدم همراهی سلیمان سبب شد تا فرانسیس دست از محاصره ی پرپیگنان بردارد.

    در سال 1443 سپاه مشترک فرانسه ،به فرماندهی فرانسیس بوربون، و عثمانی ،به فرماندهی خیرالدین بارباروسا، در مارسی گرد هم آمدند و مشترکا به شهر نیس حمله کردند.

    پس از پایان محاصره ی نیس، بارباروسا زمستان را در بندر فرانسوی تولون گذراند تا تهدید سواحل اسپانیا و ایتالیا ادامه پیداکند. در طی این مدت کلیسای جامع شهر به مسجد تبدیل شد تا سپاهیان ترک بتوانند نمازهای پنج گانه شان را به صورت جماعت بخوانند.

    ترکها با استفاده از تأسیسات بندری تولون توانستند به حملات خود به بنادر تحت حاکمیت هابزبورگها ادامه دهند و یکبار هم ناوگان مشترک ایتالیا-اسپانیا را شکست دادند. ناوگان عثمانی در بهار 1544 تولون را ترک کرد.



    انتهای قسمت دوم

    آخرین ویرایش: سه شنبه 19 فروردین 1393 10:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 21 مرداد 1392 09:34 ب.ظ نظرات ()



    در قسمت اول این سلسله مباحث بیان کردیم که در طول تاریخ همواره این رسم نبوده که کشورها (یا حاکمانی) با مذهب یکسان بر علیه یک کشور (یا حکمروای) دیگر متحد شوند. گاه نیز فرصتهایی پیش می آمد که دو فرمانروا با دو مذهب مخالف بر علیه فرمانروایی دیگر که با یکی از آنها هم مذهب بود متحد می شدند.

    در اروپای قرن شانزدهم امپراطوری هابزبورگ قدرت اول قاره به حساب می آمد. این امپراطوری از به ارث رسیدن مناطق گوناگونی در ایتالیا، اتریش، اسپانیا و هلند به یک نفر ،شارل پنجم، تشکیل شده بود. قدرت گرفتن هابزبورگها به قدری برای فرانسه هراس آور بود که پادشاهان فرانسه برای مشغول کردن و محصور کردن آنها حاضر به هر کاری بودند. محاصره شدن فرانسه از دو طرف (اسپانیا و اتریش) از دیدگاه استراتژیک وضعیت وخیمی را برای فرانسه رقم زده بود و فرمانروایان فرانسه با امید به اینکه فشار ترکهای عثمانی در مرکز اروپا سبب خواهد شد تا از فشار هابزبورگها بر فرانسه کاسته شود به سمت اتحاد با ترکها حرکت کردند.

    File:Empire-Roman-Emperor-Charles-V.jpg

    زمینهایی که شارل از اجدادش به ارث برد

    توسعه طلبی ارضی عثمانی در طی قرون چهاردهم تا شانزدهم و وارد شدن آنها به بالکان آنها را به صورت همآوردی جدی برای امپراطوری مقدس رم درآورده بود. این دو قدرت خود را در بهره برداری از بالکان محق می دانستند و منافع ملی خود را در احاطه بر این نقطه از جهان تعریف کرده بودند. البته عثمانی خود را محدود به بالکان نکرده بود و از هر فرصتی برای رسیدن به قلب اروپا استفاده می کرد. به همین دلیل بود که وقتی فرانسه به سمت اتحاد با عثمانی حرکت کرد ترکها با آغوش باز از آنها استقبال کردند. این اتحاد در دنیای مسیحیت با نام "اتحادیه نامقدس" معروف شد و تقریبا تا زمان حمله ی ناپلئون به مصر برقرار بود.


    File:Ottoman empire.svg

    متصرفات عثمانی از قرن پانزدهم تا هفدهم میلادی

    ظاهرا اولین تماس بین دو کشور در زمان لویی یازدهم و با فرستادن سفیری از جانب بایزید دوم صورت گرفت. همانطور که ذکر شد در همین دوران رقیب قدرتمند بایزید ،تیمورلنگ، به دنبال متحدی در میان کشورهای اروپایی می گشت. به هرحال لویی یازدهم از ملاقات سفیر بایزید خودداری کرد و تلاشهای دیپلماتیک ترکها را ناکام گذاشت.

    پس از اینکه فرانسیس اول به پادشاهی فرانسه رسید تصمیم گرفت که به مقابله ی مستقیم با شارل پنجم بپردازد. فرانسیس خود را دارای حقوق قانونی نسبت به پادشاهی قسمتهایی از شمال ایتالیا می دانست و تصمیم گرفت که حق خود را با توسل به زور به دست آورد. به هر صورت شارل در ایتالیا نقاط اتکای فروانی داشت و می توانست تهاجمهای فرانسه را ناکام بگذارد.


    Francis1-1.jpg

    فرانسیس اول


    Titian - Portrait of Charles V Seated - WGA22964.jpg

    شارل پنجم امپراطور روم مقدس


    فرانسیس اول ،که به دنبال متحدی بر علیه هابزبورگهای می گشت، بین سالهای 1522 تا 1525 سفرایی به جانب لهستان و مجارستان ارسال کرد. در نتیجه ی این اقدامات در سال 1524 اتحادی بین فرانسیس اول و زیگیزموند اول ،شاه لهستان، صورت گرفت.

    هنوز مدتی از این اتحاد نگذشته بود که فرانسیس اول در نبر پاویا(24 فوریه 1525) از شارل پنجم شکست سختی خورد و خودش نیز اسیر شد. پس از چند ماه اسارت، فرانسیس ناچار شد تا بر سر میز مذاکره بنشیند و شارل یک صلح کارتاژی را بر او تحمیل کرد. فرانسیس اول معاهده ی پاریس را امضا کرد و رسما دوکنشین بورگوندی و شارولایز را به شارل واگذار کرد و از ادعاهای خود در ایتالیا چشم پوشی کرد. البته فرانسیس به هیچ وجه قصد نداشت که به مفاد این معاهده وفادار بماند و در کمین فرصتی بود تا دوباره با شارل سرشاخ شود. به هر صورت قدرت نظامی کوبنده ی هابزبورگها فرانسیس را مجبور کرد تا به دنبال متحدی خارج از قدرتهای اروپایی آن زمان بگردد؛ سلطان سلیمان قانونی.


    File:Imperial Circles 1512 en.png

    امپراطوری مقدس روم در سال 1512

    File:Western Europe in the Time of Charles V (1525).png

    نقشه ی اروپا پس از جنگ پاویا

    فرانسیس برای اینکه زهر مخالفان داخلی اش را بگیرد توافقنامه ای درباره ی کاپیتولاسیون مردمش در سرزمین فلسطین،که آن زمان تحت سلطه ی عثمانی بود، با سلطان سلیمان امضا کرد تا هدف خود از نزدیک شدن به مسلمانان را حفاظت از مسیحیانی که تحت سلطه ی عثمانی زندگی می کردند جلوه دهد.  تجار فرانسوی ،از قِبَل این توافقنامه، از امتیازهای فراوانی در خاک عثمانی برخوردار شدند. از سوی دیگر اتحاد با فرانسه سبب می شد که وجه ی عثمانی در بین کشورهای اروپایی بالا برود و نفوذ سیاسی این کشور ،به عنوان متحد اصلی یکی از قدرتهای بزرگ، افزایش پیداکند.

    فعالیتهای دیپلماتیک فرانسه سلیمان را در حمله سال 1526 به مجارستان تشویق کرد و نتیجه ی عملیات نظامی سلیمان شکست سنگین مجارها در نبرد معروف موهاکس بود.


    EmperorSuleiman.jpg

    سلیمان قانونی

    اما در نهایت فرانسیس اول دوباره از شارل شکست خورد و در سال 1529 ناچار به امضای قرار داد پیا د دامس شد. سلیمان به تحرکات نظامی خود ادامه داد و در سال 1529 ،و بعدتر در سال 1532، وین ،پایتخت شارل، را محاصره کرد.

    ادامه دارد...

    رضاکیانی موحد


    ادامه ی قسمت دوم


    انتهای قسمت دوم

    آخرین ویرایش: سه شنبه 19 فروردین 1393 10:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه