منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 18 اسفند 1393 08:06 ب.ظ نظرات ()

    قسمت اول

    شارل مارتل

    در سال 737 شارل مارتل شاه فرانک ها از مسیر دره رودخانه رن حمله ای به قلمرو امویان در آندلس ترتیب داد . حمله شارل با شکست محاصره ناربون متوقف شد و شارل تنها ضمن بازگشتش شهرهای آرل ، آوینیون و نیمس را تاراج و ویران کرد .

     

    وضعیت شمال شرقی آندلس ، پیرنه و جنوب گل در دوره شورش بربرها (742 - 739 )

    پپن جوان و شارلمانی

    پپن کوتاه پس از راندن مسلمانان از ناربون در سال 759 و عقب راندن آنان به آن سوی پیرنه  طی یک جنگ بی رحمانه هشت ساله توانست برای مدت کوتاهی کنترل آکیتن را به دست گیرد . شارلمانی با ادامه دادن راه پدرش آکیتن را به چند کنت نشین تقسیم کرد ، کلیسا را با  خود شریک ساخت و کنت های بورگوندیایی و فرانک مانند ویلیام گالئونی را بر آکیتن گماشت . تولوز به پایگاهی برای حملات بعدی به آندلس تبدیل شد .

    شارلمانی قصد داشت آکیتن را به یک پادشاهی تحت قیمومت فرانک ها تبدیل کند تا از این راه امنیت مرزهای جنوبی  امپراتوری کارولنژی در برابر حملات مسلمانان تضمین شود . در سال 781 پسر سه ساله شارلمانی ، لویی ، شاه آکیتن اعلام شد تا تحت نظر ویلیام گالئونی که مورد اعتماد شارلمانی بود بر این منطقه حکومت کند .

    عبدالرحمان اول ، اشرافی اموی که از شورشیان عباسی گریخته بود در سال 756 با مخالفت سران محلی رو به رو شد . اما والیان محلی مسلمان به جای کمک خواستن از خلیفه عباسی که قلمروش از آندلس دور بود از فرانک های مسیحی همسایه کمک خواستند . به گفته علی ابن اثیر ، مورخ قرن دوازدهمی کرد تبار ، شارلمانی فرستاده های  سلیمان عربی ، حسین و ابوطور را در دوره روزه داری مسیحی سال 777 به حضور پذیرفت . این افراد حاکمان زاراگوزا ( سرقسطه ) ، گیرونا ، بارسلونا و هوئسکا و دشمن عبدالرحمان اول بودند . امرای مسلمانان در قبال کمک نظامی فرانک ها پیشنهاد کردند با آنان متحد شوند و به فرانک ها اجازه سکونت در قلمرویشان بدهند .

    آخرین ویرایش: یکشنبه 16 فروردین 1394 09:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 13 اسفند 1393 09:56 ق.ظ نظرات ()

    مترجم شاهو صالح

    رکونکویستا ( فتح دوباره )  دوره ای 781 ساله از تاریخ شبه جزیره ایبری است که با فتوحات مسلمین در سال 711 میلادی آغاز  شد و  با سقوط گرانادا ( غرناطه ) ، آخرین دولت مسلمان باقی مانده در شبه جزیره در سال 1492 پایان یافت . مدتی نه چندان طولانی پس از این ماجرا ، دوران اکتشافات بزرگ در دنیای جدید و ظهور امپراتوری های استعماری اسپانیا و پرتغال به دنبال آمد .

    مورخان معمولا نبرد کووادونگا ( 718 یا 722 میلادی ) که در آن یک ارتش کوچک تحت رهبری نجیب زاده ای به نام پلایو سپاهی اموی را در کوهستان های شمال شبه جزیره شکست داد شروعی بر رکونکویستا  می دانند . به دنبال این نبرد یک امیرنشین کوچک مسیحی در آستوریا بنیان نهاده شد .

     

    صحنه یک نبرد از رکونکویستا ، از کتاب ( کانتیگاس دسانتا ماریا )

    مفهوم و فرایند

    تاریخ نگاری قرن نوزدهم و بخش اعظم تاریخ نگاری قرن بیستم در اسپانیا و پرتغال بر این نکته اصرار دارد که پدیده ای ادامه دار و مشترک میان پادشاهی های مسیحی ایبریایی مبنی بر حس دشمنی با  قدرت های مسلمان و لزوم فتح دوباره شبه جزیره طی قرون هشتم تا پانزدهم وجود داشته است . با این حال ، ایدئولوژی فتح دوباره ایبری توسط مسیحیان در پایان قرن نهم میلادی شروع به شکل گیری کرد .

    نشانه ای بر شکل گیری این فرایند در اثری به نام ( چرونیکا پروفتیکا ) که طی سال های 883 تا 884 تالیف شده است دیده   می شود . در این سند تاریخی بر وجود شکاف های مذهبی و فرهنگی میان مسلمانان و مسیحیان تاکید می گردد و بر لزوم بیرون راندن مسلمانان تاکید می شود . با این حال حکمرانان مختلف مسلمان و مسیحی به زودی شروع به تکثیر شدن کردند و جنگ های داخلی میان هم کیشان به امری رایج بدل شد . به همراه درگیری و زد و خورد ، اتحاد و همکاری های گاه به گاه میان قدرت های مسلمان و مسیحی نیز گسترش یافت . با کم رنگ شدن هر چه بیشتر تفاوت ها ، حتی جنگیدن و مزدوری برای حاکمان غیر هم کیش در صورت پرداخت دست مزد مناسب به امری عادی تبدیل شد .

    شروع جنگ های صلیبی در اواخر قرن یازدهم میلادی ایدئولوژی مسیحی رکونکویستا را تقویت کرد . در همین زمان ایدئولوژی اسلامی جهاد نیز در آندلس در حال تقویت شدن بود : مرابطون و در درجه ای بالاتر موحدون بر این ایدئولوژی تکیه داشتند . در اسناد به جا مانده از قرون پیشین اثر چندانی از مفهوم رکونکویستا دیده نمی شود .

    آثار پروپاگندیستی و تبلیغاتی که به منظور ایجاد تخاصم شدید میان مسلمانان و مسیحیان منتشر می شدند پس از این دوره شروع به گسترش می کنند :  از همه برجسته تر ، داستان حماسی ( شانسون دو رولان )  بود ، بازآفرینی به شدت اساطیری داستان نبرد گذرگاه رونسزوال (778 میلادی ) که در قرن 12 میلادی نوشته شد و در آن ساراسن ها (عرب های مسلمان ) نقش چشمگیری داشتند . این داستان تا سال 1880 در نظام آموزشی فرانسه تدریس می شد ، بدون این که در مورد آن تحقیق و بررسی جدی صورت گیرد .

    بسیاری از مورخان دوره جدید اساسا مفهوم رکونکویستا را در برابر مفهوم فتح مورها ( واژه ای که به مسلمانان ساکن شبه جزیره ایبری و شمال آفریقا اطلاق می شد ) به طور کامل مورد نقد و پرسش قرار می دهند . برخی آن را یک ( اسطوره ) قلمداد می کنند  . یکی از نخستین روشنفکران اسپانیایی که این مفهوم را مورد پرسش قرار داد ، خوزه اورتگا یگاست بود که در نیمه اول قرن بیستم در این مورد به کنکاش پرداخت .

    پیش زمینه

    فتح ایبری مسیحی به دست مسلمین

    در سال 711 مورهای مسلمان ، عمدتا بربرهای شمال آفریقا و اقلیتی از عرب ها ، از تنگه جبل الطارق گذشتند و فتح قلمرو پادشاهی ویزیگوتی هیسپانیا را آغاز کردند . پس از فتح قلمرو ایبریایی پادشاهی ویزیگوت ، مسلمین از کوه های پیرنه عبور کردند  و در سال 719 کنترل سپتیمانیا ، آخرین استان پادشاهی را به دست گرفتند . ناربون که اکنون به پادگان شهر مسلمان تبدیل شده بود ، پایگاهی برای حمله به قلمرو دوک نشین آکیتن بود .

    تعداد سپاهیان مهاجم مسلمان در هیچ دوره ای از 60 هزار نفر تجاوز نکرد . ارتش های مسلمان برای 300 سال نیروی غالب شبه جزیره بودند و تا زوال نهاییشان در سال 1492 ، به مدت 781 سال در ایبری حضور داشتند .


    آخرین ویرایش: جمعه 22 اسفند 1393 05:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات