جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

دروغ13- قسمت سوم

قسمت اول

قسمت دوم

رضاکیانی موحد

یکی از دروغهای 13 که به کرّات از زبان مسئولین ،و به ویژه فرماندهان سپاه در زمان جنگ، شنیده می شود این عبارت است که « جنگ ایران و عراق تنها جنگی در 200 سال گذشته بوده که قسمتی از خاک ایران از آن جدا نشده است[i][ii].» این دروغ به حدی تکرار شده است که حتی استاد بی بدیلی چون استاد رائفی پور ،که از اوتاد و اقطاب زمانه ی ما می باشند و چه بسا که از معجزات قرن بیست و یکم، نیز آن را در سخنرانی هایشان تکرار می کنند.

این دروغ البته یک دروغی عادی نیست چرا که در حقیقت ترکیبی است از دو دروغ کوچکتر. اینکه ادعا می کنند این جنگ در 200 سال گذشته تنها جنگی بوده که قسمتی از خاک ایران از آن جدا نشده است سبب می شود که دروغ دوم هم در دل آن مستتر بشود و البته منظور اصلی از ساختن این دروغ 13 هم در اصل همان دروغ دوم است. دروغ دوم به صورت ضمنی ادعا می کند که ما در جنگ با عراق هیچ قسمتی از خاک خودمان را به دشمن واگذار نکردیم.

اول بپردازیم به دروغ اول: بزرگترین جنگهایی که در دوران قاجاریه ایران را مشغول خود کردند عبارتند از جنگهای اول و دوم ایران و روس (1218 تا 1228 و 1241 تا 1243) که قسمتهای مهمی از شمال غربی ایران در طی این جنگها به روسیه ی تزاری واگذار شد. اما حقیقتی که از آن غفلت می شود این است که 8 سال پس از پایان دوره ی اول جنگهای ایران با روسیه عباس میرزا با عثمانی وارد جنگ شد و ولیعهد شجاع فتحعلی شاه  توانست با رشادت بی نظیرش ارتش عثمانی را درهم بکوبد. نتیجه ی این جنگ با عثمانی این بود که تحت معاهده ی ارزروم حکومت عثمانی مرزهای غربی ایران را به رسمت شناخت. پس جنگ ایران و عراق در 200 سال گذشته تنها جنگی نبوده که ایران خاکی از دست نداده بلکه در آخرین جنگ ایران با عثمانی نیز ایران خاک خود را از دست نداد.

از سوی دیگر اگر بخواهیم بر اساس حقوقی بحث کنیم چون ایران در جنگ جهانی دوم به آلمان اعلان جنگ داد پس ایران را باید یکی از دولتهای متفقین به حساب بیاوریم. البته از یاد نمی بریم که با مجاهدت قوام و در نهایت با اوتلیماتوم ترومن در این جنگ هم قسمتی از خاک ایران از دست نرفت.

پس می بینیم که جنگ ایران و عراق اولین جنگی در 2 قرن گذشته نبوده که ایران خاکی را از دست نداده است. نه تنها ما در این جنگ قسمتهایی از خاکمان را از دست ندادیم بلکه زمانی که ایران به ناچار مجبور شد که قطعنامه 598 را قبول کند قسمتهایی از خاک ایران در دست عراقی ها بود. زمانی که ماشین نظامی ایران در اثر آخرین حمله ی بزرگ خود از نفس افتاد و با حیله ی استراتژیک عراق درگیر جنگ های بی حاصل در کردستان عراق شد عراق توانست با چند حمله ی بزرگ و پشت سر هم فاو، شلمچه، جزایر مجنون و ارتفاعات استراتژیکی را در جبهه ی میانی از دست ایرانی ها درآورد[iii]. این ارتفاعات بر اساس قرارداد 1975 الجزایر به عراق واگذار شده بود اما به دلیل اینکه خطوط مرزی در قبل از انقلاب کاملا جابجا نشدند تا زمان انقلاب در دست ایران باقی ماندند و یکی از علتهای اصلی عراق در حمله به خاک ایران به دست آوردن این ارتفاعات بود. این قسمتها از خاک ایران ،بر خلاف تبلیغات رسمی و غیر رسمی، نه در اثر کوششها و مجاهدتها بلکه در اثر اشتباه استراتژیک عراق دوباره به ایران بازگشتند. در حدود 2 سال بعد عراق به کویت حمله کرد و در نتیجه صدام تصمیم گرفت تا برای اینکه خیالش از پشت سر راحت باشد مشکلات کهنه ی خود را با ایران حل و فصل کند. با رد و بدل شدن چند نامه بین صدام حسین و آقای هاشمی رفسنجانی ،رئیس جمهور وقت ایران، صدام راضی شد که در روز 26 مرداد 69 اراضی اشغالی ایران را تخلیه کند. اگر نبود این اشتباه فاحش صدام شاید هنوز هم قسمتهایی از خاک ایران در دست عراق باقی مانده بود.

اما چرا این دروغ به این حد تکرار می شود؟ فهمیدنش چندان هم سخت نیست.

 

نقشه ی بالا مناطقی از خاک ایران را نشان می دهد که پس از پذیرش آتش بس بین ایران وعراق در دست عراق باقی ماند.این ناحیه از مهران شروع شده و تا بستان ادامه پیدا می کند. منبع :کتاب سیری در جن ایران وعراق جلد ششم ویرایش دوم مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی محمددرودیان صفحه 198

(برای بزرگ شدن نقشه بر روی آن کلیک کنید)

 



[i] - این ادعا توسط افراد مختلف و در مناسبتهای مختلف و توسط افراد مختلف تکرار شده است. مثلا می توانید نگاهی به اینجا بیندازید یا مثلا اینجا یا اینجا و یا اینجا.

[ii] به تازگی دکتر-سرلشکر محسن رضایی 100سالی به این عدد افزوده است و مدعی است که در 300 سال گذشته. نگاه کنید به سایت رسمی ایشان.

[iii] - آقای رفسنجانی در جواب نامه ی دوم خود به صدام پس از پایان جنگ به این مناطق استراتژیک بدین صورت اشاره می کنند:" بسیاری از مواضع خاک ایران باقی ماندند من جمله شهرهای نفت شهر و خسروی و مهران و ده ها روستا و ارتفاعات که شرایطی متفاوت با جبهه ی جنوب داشت که اکثر آن مناطق از اول جنگ تا امروز در اشغال نیروهای شماست و بعید است که فرماندهان شما حقیقت را از شما مکتوم داشته باشند". رفسنجانی آشکارا اعتراف می کند که پس از پایان جنگ این مناطق هنوز در دست عراق باقی مانده اند. متن کامل این نامه را می توانید در اینجا بخوانید.

متن نامه آیت الله خمینی درباره پذیرش قطعنامه 598

بسم الله الرحمن الرحیم

با یاری خداوند و با سلام و صلوات به انبیا بزرگوار الهی و ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین، حال كه مسوولین نظامی ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ می‌‏باشند، صریحا اعتراف می‌‏كنند كه ارتش اسلام به این زودی‌‏ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این كه مسوولین دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح كشور نمی‌‏داند و با قاطعیت می گویند كه یك دهم سلاح‌‏هایی را كه استكبار شرق و غرب در اختیار صدام گذارنده‌‏اند، به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمی‌‏شود در جهان تهیه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه یكی از دهها گزارش نظامی سیاسی است كه بعد از شكست‌‏های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده كل نیروهای مسلح, فرمانده سپاه یكی از معدود فرماندهانی است كه در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می‌‏باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌‏های شیمیایی و نبود وسائل خنثی‌‏كننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می‌‏نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نكاتی از نامه فرمانده سپاه كه در تاریخ 67/4/2 نگاشته است، اشاره می‌‏شود.

فرمانده مزبور نوشته است؛ تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممكن است در صورت داشتن وسائلی كه در طول پنج سال به دست می‌‏آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته باشیم و بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300 هواپیمای جنگی و 300 هلی‌‏كوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاحهای لیزر و اتم كه از ضرورت‌‏های جنگ در آن موقع است داشته باشیم، می‌‏توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم.

وی می‌‏گوید؛ قابل ذكر است كه باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا كند.

او آورده است؛ البته آمریكا را هم باید از خلیج فارس بیرون كنیم والا موفق نخواهیم بود و این فرمانده مهم‌‏ترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امكانات دانسته و آورده است كه بعید به نظر می‌‏رسد دولت و ستاد فرماندهی كل قوا بتواند به تعهد خود عمل كنند، البته با ذكر این مطالب می‌‏گوید باید باز هم جنگید كه این دیگر شعاری بیش نیست. نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیرصفر اعلام كرده‌‏اند، مسوولین جنگ می‌‏گویند تنها سلاح‌‏هایی را كه در شكست‌‏های اخیر از دست داده‌‏ایم به اندازه تمام بودجه‌‏ای است كه برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسوولین سیاسی می‌‏گویند از آنجا كه مردم فهمیده‌‏اند پیروزی سریعی به دست نمی‌‏آید شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است. شما عزیزان از هر كس بهتر می‌‏دانید كه این تصمیم برای من چون زهر كشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبروئی داشته باشیم خرج می‌‏كنم، خداوندا!  ما برای دین تو قیام كردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش‌‏بس را قبول می‌‏كنیم.

خداوندا تو خود شاهدی كه ما لحظه‌‏ای با آمریكا و شوروی و تمامی قدرت‌‏های جهان سر سازش نداریم و سازش با ابرقدرت‌‏ها و قدرت‌‏ها را پشت كردن به اصول اسلامی خود می‌‏دانیم.  خداوندا! در جهان شرك و كفر و نفاق، در جهان پول و قدرت و حیله و دورویی ما غریبیم، تو خود یاریمان كن.

خداوندا! در همیشه تاریخ وقتی انبیا و اولیا و علما تصمیم گرفته‌‏اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آمیزند و جامعه‌‏ای كه دور از فساد و تباهی تشكیل دهند، با مخالفت‌‏های ابوجهل‌‏ها و ابوسفیان‌‏های زمان خود مواجه شده‌‏اند.

خداوندا! ما فرزندان اسلام و انقلابمان را برای رضای تو قربانی كردیم، غیر از تو هیچ كس را نداریم. ما را برای اجرای فرامین و قوانین خود یاری فرما.

خداوندا!  از تو می‌‏خواهم تا هرچه زودتر شهادت را نصیبم فرمائی. گفتم جلسه‌‏ای تشكیل گردد، آتش بس را به مردم تفهیم نمایند، مواظب باشید ممكن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صریحا می‌‏گویم باید تمام هم‌‏تان در توجیه این كار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عكس‌‏العمل می‌‏شود. شما می‌‏دانید كه مسوولین رده بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامی‌‏مان چنین تصمیمی گرفته‌‏اند، خدا را در نظر بگیرید و هرچه اتفاق می‌‏افتد ازدوست بدانید

.والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین.

 

آسیب شناسی دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در دوران جنگ تحمیلی

http://sanaei.com/photos/iran_iraq_war.gif

مناطق قرمز رنگ نواحی اشغال شده ی ایران توسط عراق در ابتدای جنگ و پس از ان نواحی سبز رنگ نشان دهنده مناطق پیشروی شده در داخل خاک عراق توسط ایران است.

مصاحبه فصلنامه نگین ایران(مرکز مطالعات جنگ) با دکتر خرم، رییس ستاد قطعنامه 598 و دبیر استراتژی وزارت امور خارجه و مشاور ارشد وزیر در دوره پذیرش قطعنامه 598

اشاره

با گذشت بیش از بیست سال از پایان جنگ تحمیلی و با کاهش حساسیتها در مورد تصمیمات اتخاذ شده، ارزیابی عملکرد نهادهای دست اندرکار در جنگ و میزان درستی تصمیمات اتخاذ شده، اکنون یکی از مهمترین و ضروری ترین اقداماتی است که می بایست در عرصه مطالعات مربوط به دفاع مقدس انجام شود. در عین حال که پرداختن به نقاط قوت و تمجید از آنها لازم است، نقاط ضعف و بعضا آسیبهایی که وجود داشته نیز نباید مورد غلفت قرارگیرد. یکی از موضوعات بحث برانگیزی که در خصوص جنگ ایران و عراق مطرح است و طی سالهای گذشته از سوی برخی اصحاب سیاسی و نظامی به آن دامن زده شده، بحث در خصوص نسبت بین دیپلماسی و استراتژی نظامی یا نسبت بین سیاستمداران و نظامیان و میزان تأثیر گذاری هر کدام از آنها در تصمیمات مربوط به جنگ است. نظر به اینکه یکی از اهداف اصلی فصلنامه نگین ایران به عنوان فصلنامه تخصصی مطالعات مربوط به دفاع مقدس، پرداختن به درسهای جنگ 8 ساله و انعکاس آن در سطح جامعه است در این راستا و در این شماره فصلنامه، مصاحبه ای را با آقای دکتر خرم انجام داده ایم که متن حاضر گزارش این مصاحبه است. هرچند موضوع اصلی مصاحبه ای که قرار بود با ایشان انجام شود بحث درباره مسائل مربوط به قطعنامه 598 بود، اما مباحثی که در طول مصاحبه مطرح شد عمدتا اشاراتی به آسیب شناسی دیپلماسی ایران در جنگ تحمیلی داشت، از این رو تیتری نیز که برای این گزارش انتخاب شده، متأثر از این موضوع است. فصلنامه نگین با اعتقاد به لزوم تعاطی افکار در زمینه مباحث استراتژیك جنگ ، آمادگی خود را برای درج نقطه نظرات سایر صاحبنظران در این زمینه اعلام می نماید.

  • آقای دکتر خرم! با توجه به سوابق خود در وزارت امور خارجه، برای ورود به بحث تقاضا می شود به اختصار اشاره ای به روند مواضع سازمان ملل نسبت به جنگ ایران وعراق داشته باشید.

- برای بحث درباره نحوه صدور و پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران ضرورتا باید نگاهی به شرایط قبل از آن داشته باشیم. در طول جنگ 8 ساله 7 قطعنامه سیاسی،2 قطعنامه درباره بکارگیری سلاح های شیمیایی توسط عراق، بدون اینکه اسمی از این کشور آورده شود، یک قطعنامه در محکومیت حمله ایران به کشتی های تجاری، و یک قطعنامه نیز در محکومیت حمله ناو آمریکایی به هواپیمای ایرباس ایران، توسط شورای امنیت صادر شد. به جز قطعنامه ها، یک بیانیه سیاسی توسط دبیر کل در روز اول جنگ، یک بیانیه سیاسی نیز توسط رئیس شورای امنیت در روز دوم جنگ و 4 بیانیه مربوط به بکارگیری سلاح های شیمیایی توسط عراق از سوی شورای امنیت در فاصله 1363 تا 1366 صادر شد که با احتساب قطعنامه 598، درمجموع 17 سند در ارتباط با جنگ تحمیلی صادر شده است. در میان این 7 قطعنامه سیاسی، قطعنامه 598 در چارچوب فصل هفتم منشور صادر شده و بقیه قطعنامه ها در ذیل فصل ششم منظور بوده است.

  • از دیدگاه شما قطعنامه 598 نسبت به قطعنامه های قبلی تفاوت ماهوی داشته است؟

-تفاوت این دو فصل این است که فصل ششم منشور جنبه توصیه ای دارد اما فصل هفتم جنبه اجرائی و دستور شورای امنیت به منزله تصمیم جامعه جهانی را دارد. در واقع قطعنامه هایی که در ذیل فصل ششم صادر می شوند موضوع را به منطقه درگیری و یا خود طرفین واگذار می کند تا مساعی خودشان را بکار گیرند و با انتخاب یك میانجی، جنگ و منازعه را تمام کنند. در حالیکه فصل هفتم این گونه نیست و شورای امنیت خودش بررسی، قضاوت و در نهایت حکم صادر می کند. پس قطعنامه 598 از این لحاظ با قطعنامه های 479،514، 522، 540، 582 و 588 متفاوت است. اما این قطعنامه از بابت واکنش منفی جمهوری اسلامی ایران، با بقیه قطعنامه ها شبیه هم است، چرا که جمهوری اسلامی ایران به ویژه در ابتدای جنگ شدیدا نسبت به جامعه بین المللی بی اعتماد بود و هیچ قطعنامه ای را نمی پذیرفت.

  • برخورد اولیه ایران از لحاظ حقوقی نسبت به تجاوز عراق به چه ترتیب بود؟

-طبق منشور سازمان ملل متحد هرکشوری که مورد تجاوز واقع شود باید دو اقدام را انجام دهد؛ اولا باید شورای امنیت سازمان ملل متحد را بلافاصله در جریان امر قراردهد و درخواست برگزاری جلسه فوری شورای امنیت بکند و ثانیا طبق ماده 51 منشور از کلیه ابزار و ادوات نظامی برای دفاع از تمامیت ارضی خودش استفاده کند. در اینباره در بحث دفاع و عملیات نظامی با وجود آشفتگی هایی که عمدتا از سوی منافقین در مورد انحلال ارتش داده می شد، با فداکاری بچه های خرمشهر و نیروهای مردمی، این شهر به عنون اولین شهر در برابر تجاوز ارتش عراق در حدود 34 روز مقاومت کرد. اما در بخش اقدامات حقوقی و درخواست تشکیل جلسه شورای امنیت، اقدامی صورت نگرفت. در این مقطع آقای کورت والدهایم دبیر کل سازمان ملل بود. زمانی که عراق حمله را آغاز کرد، جمهوری اسلامی ایران باید در وهله اول درخواست تشکیل جلسه فوری شورای امنیت را مطرح می کرد، اما این گونه نشد. درست چند ساعت بعداز شروع حمله عراق، دبیر کل در تماس با سفیر جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل اظهار نمود با اخبار واصله مبنی بر حمله عراق آیا ایران می خواهد جلسه شورای تشکیل شود؟ پاسخ دولت ایران منفی بود. دبیر کل با فرض اینکه شاید سفیر ایران موضوع را درست منتقل نکرده، مجددا با وزارت امور خارجه تماس گرفت، اما بازهم پاسخ دولت ایران منفی بود. در آن برهه، وزارت امور خارجه تابع شورای انقلاب بود و مرحوم احمدآقای خمینی نیز رابط شورای انقلاب و وزارت خارجه بود. استدلالی که آن موقع مطرح می کردند این بود که اینها با هم همدست هستند و سازمان ملل متحد هم تحت سلطه امپریالیسم آمریکاست. متعاقب این موضعگیری، آقای کورت والدهایم، داوطلبانه بیانه ای صادر کرد و بر اساس ماده 99 منشور با ابراز نگرانی از خطر گسترش درگیری ایران و عراق برای صلح و امنیت بین المللی ، درخواست تشکیل جلسه شورای امنیت را نمود و از دولت ایران نیز درخواست کرد خواسته هایش را مطرح کند. به دنبال آن شورای امنیت در دومین روز جنگ تشکیل جلسه داد اما چون طرف مورد هجوم تقاضایی نداشت صرفا به صدور بیانیه ای توسط رئیس شورا اکتفا شد که در آن نسبت به "وضعیت رو به گسترش بین ایران و عراق" ابراز نگرانی شده بود. دولت ایران در مقابل صدور این بیانیه ، آن را رد کرد ولی باز هم خواسته مشخصی را مطرح نکرد. پاسخ ایران نسبت به درخواست سازمان ملل مبنی بر انتخاب کشوری همچون الجزایر و... به عنوان میانجی نیز منفی بود. 4 روز بعد، با پی گیری دبیر کل سازمان ملل، اولین قطعنامه شورای امنیت (قطعنامه 479) صادرشد که این قطعنامه به لحاظ حقوقی به نفع ایران نبود چرا که به جای اینکه تجاوز عراق به ایران را مطرح کند صرفا آن را به عنوان "وضعیت بین ایران وعراق" در نظر گرفته بود که در واقع خنثی ترین شکل حقوقی بود.

در رابطه با پرسش شما که اگر ایران درخواست تشکیل جلسه شورای امنیت می کرد آیا غربی ها موافقت می کردند، بایستی بگویم درست است غرب به جهت گروگانگیری، در تخاصم شدید نسبت به ایران قرار داشت ولی اگر هر کشوری بخواهد از حقش برای تشکیل جلسه فوری شورای امنیت استفاده کند، کشورهای عضو شورای مجبورند به خاطر احترام به مقررات بین المللی و از جمله منشور ملل متحد به خواسته او جامه عمل بپوشانند و قطعا جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نبود. چنانچه دولت ایران در نخستین روز تجاوز نظامی ارتش عراق به خاک کشورمان، این موضوع را به اطلاع شورای امنیت می رساند و در خواست تشکیل جلسه فوری می کرد و خواسته هایش را مبنی بر توقف تجاوز و بازگشت به مرزهای بین المللی می کرد و در صحنه بین المللی و شورای امنیت یارگیری می نمود، قطعنامه 479 به عوض اینکه در ذیل فصل ششم منشور صادر گردد، می توانست در چارچوب فصل هفتم صادر گردد و به جای اینکه از واژه "موقعیت" برای بیان شرایط جنگی بین دو کشور استفاده کند، می توانست واژه "تجاوز" را به کار برد. همچنین شورا به عوض اینکه صرفا به ابراز نگرانی بسنده کند خواستار بازگشت نیروهای نظامی عراق به پشت مرزهای بین المللی و برقراری آتش بس می شد، موضوعی که دوسال بعد تحت فشار نظامی ایران انجام شد. این سخن به معنای این نیست که ایران ازدفاع از خاک خود غافل بماند، بلکه منظور این است که دفاع نظامی با دفاع حقوقی و بهره برداری ازامکانات بین المللی برای به حداقل رساندن تلفات و خسارات می بایست توأم می شد. در چنین حالتی و در پرتو اقدامات دیپلماتیک ،اولا این امکان وجود داشت از اشغال خرمشهر جلوگیری شود و یا ارتش عراق در همان منطقه و در روزهای اولیه جنگ متوقف گردد. ثانیا، کشور ما به عنوان مخالف جنگ و صلح طلب معرفی می گردید، دقیقا همان نقطه ای که عراق و طرفدارانش حول آن تبلیغ می کردند. بر فرض حتی اگر از طریق شواری امنیت به نتیجه ای نمی رسیدیم، به دفاع خود در جبهه ها ادامه می دادیم ولی از دنیا طلبکار بودیم. اما در هر صورت نظام اسلامی-انقلابی کشور چون به نوعی نسبت به دنیا بی اعتماد بود، از این ابزار استفاده ای نکرد. به عبارت دیگر حتی اگر شورای منیت رأسا به صدور قطعنامه 479 نیز اقدام نمی کرد ایراد چندانی بر آن وارد نبود چرا که اساس کار تشکیل این شورا مبتنی بر درخواست کشورها و به ویژه درخواست و پیگیری کشور قربانی استوار است.

  • آقای دکتر، واقعا موضع جانبدارانه شورای امنیت در قطعنامه مذکور صرفا به کم توجهی مسئولین وقت ایران به جایگاه شورای امنیت و سازمان ملل برمی گشت؟

-البته عوامل دیگری نیز در این بین دخیل بودند که مهمترین آنها عبارت بودند از: 1- پیروزی انقلاب اسلامی که در سراسر جهان موجی از نگرانی را برای دولتها ایجاد کرده بود.2- موضوع گروگانگیری، که دولتها از مسئله گروگانگیری ناراحت بودند، هرچند که در داخل کشور، مردم احساسی و حماسی به قضیه نگاه می کردند اما حتی کشورهای دوست ایران نیز این اقدام را محکوم کردند چرا که همه آنها کنوانسیون دیپلماتیک وین را پذیرفته بودند و امنیت دیپلمات های خود رادر پرتو این کنوانسیون می دیدند. به طور کلی مواضع جمهوری اسلامی ایران ازاین نظر که خواهان بر هم زدن نظم موجود بود مطلوب اکثر کشورهای جهان نبود. ضمن اینکه جمهوری اسلامی ایران دیپلماسی فعالی در سطح منطقه و جهان نداشت و تنها با سه کشور لیبی، الجزایر و سوریه ارتباط پایتخت به پایتخت داشت و بعضا به یمن و فلسطین نیز نزدیک می شد.

در حالی که جمهوری اسلامی ایران فعالیت چندانی در مجامع بین المللی از خودش نشان نمی داد، عراق یک کشور مطلوب از نظر سیاسی و اقتصادی قلمداد می شد و قراردادهای زیادی نیز با این کشور منعقد شده بود. عراق در صحنه بین المللی ودیپلماتیک نیز فعال بود. در نگاه اول، پیروزی عراق کاملا محتمل بود چرا که ایران فاقد توان نظامی لازم برای مقابله با تهاجم ارتش عراق بود. ضمن اینکه عراق از پشتیبانی بسیاری از کشورها از جمله کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برخوردار بود. در واقع قرار بود عراق، انقلاب اسلامی ایران را مهار کند، لذا به جای اینکه در قطعنامه لفظ تجاوز یا منازعه را به کار ببرند صرفا به واژه موقعیت که به هیچ وجه بیانگر وضعیت جنگی نیست اکتفا کردند.

  • به نظر شما اگر جمهوری اسلامی تعامل مناسبی را با مجامع بین المللی انجام می داد آیا جهان رفتار بهتری را در مقابل ایران در پیش می گرفت؟

-تردیدی نیست اگر جمهوری اسلامی ایران با حفظ اصول، تعامل مناسبی را با مجامع بین المللی انجام می داد، جهان تا حدودی رفتار بهتری را در مقابل جنگ ایران وعراق در پیش می گرفت. طی 30 سال گذشته مقالات و کتابهای منتشر شده در کشور، انباشته از محکومت جامعه جهانی و سازمان ملل متحد و انتقاد از آنها به خاطر عمل نکردن به وظایف شان بوده است اما این نکته مورد غفلت واقع شده که تا زمانی که کسی حقش را مطالبه و پیگیری نکند دیگران حق او را نادیده می گیرند. از این منظر به نظر می رسد انتقادهای یک طرفه ای که در مورد قطعنامه های 479 تا 598 مطرح می شود تا حدی وارد نیست. یعنی ما هیچ درخواستی و هیچ همکاری با شورای امنیت نکرده ایم ولی توقع داریم این ارگان که در دست قدرتهای بزرگ بود برای ما کاری انجام دهد. از سوی دیگر باید به این نکته توجه داشته باشیم که اگر آن غیرت دینی و ملی نبود و نیروی نظامی قدرتمندی همچون سپاه به وجود نمی آمد، یا همبستگی بین مردم و فرهنگ جبهه و عاشورا به وجود نمی آمد، دفاع جانانه از تمامیت ارضی کشور و انقلاب صورت نمی گرفت. اما با این وجود نمی توان اشتباهاتی را که صورت گرفته و یا غفلت های انجام گرفته را نادیده گرفت. یقینا بررسی اشکالات و نقاط ضعفی که در آن برهه سرنوشت ساز صورت گرفته می تواند درس های ارزشمندی برای آینده در برداشته باشد.

  • همان طور که مطلعید تجاوز رژیم بعثی عراق به خاک ایران به یکباره صورت نگرفت و در فاصله مقطع زمانی بین پیروزی انقلاب تا شروع جنگ، صدام و مقامات عراقی با ادعاهایی که طرح می کردند در واقع زمینه را برای جنگ فراهم می کردند. زمانی که تحولات آن مقطع را مورد بررسی قرار می دهیم پی می بریم که احتمال درگیری نظامی بین دو کشور بسیار زیاد بوده هرچند زمان دقیقی برای آن نمی شد پیش بینی کرد. با این نگاه، چنانچه اگر اقدامات حقوقی مناسبی از سوی ایران انجام می شد تا چه حد احتمال داشت از وقوع جنگ جلوگیری شود یا حداقل وقوع آن را به تأخیر بیندازد؟

-البته شاید اکنون که ما به تمام جوانب مسئله واقف شده ایم می توانیم چنین تشخیصی را داشته باشیم اما در آن برهه با توجه به شرایط و فضای موجود در کشور، کسی از مقامات، بروز جنگ را پیش بینی نمی کرد. حتی بسیاری از مقامات بلند پایه بر این عقیده بودند که عراق جرأت حمله به ایران را ندارد. به عنوان گواهی بر این مدعا، در اوایل شهریور 1359 در یکی از مجلات خارجی(جینز دیفنس) خبری درج شده بود مبنی بر این که 8 هزار ایرانی تحت فرماندهی یکی از افسران سابق شاه در بصره برای حمله به ایران آموزش می بینند. ما در وزارت امور خارجه بلافاصله این موضوع را به اطلاع شورای انقلاب رساندیم اما در نهایت پاسخ این بود که عراق ضعیف تر از آن است که بتواند به ایران حمله کند و اگر این کشور چنین اقدامی را در پیش بگیرد در وهله نخست شیعیان عراق با آن به مقابله برمی خیزند و حکومت صدام را سرنگون می کنند. پس ملاحظه می کنید ارزیابی حکومت در آن ایام خلاف پیش بینی حمله عراق بود.

اولین تجاوز نظامی عراق در 12 فروردین 1358 انجام شد و در واقع این کشور در این مدت واکنش ایران را مورد ارزیابی قرار داد وحمله اصلی اش را یکسال و نیم بعد در شهریور سال 1359 انجام داد. در 18 شهریور 59 دو فروند هواپیمای فانتوم ایران در پاسخ به اقدامات متجاوزانه عراق وارد خاک این کشور شدند که یک فروند از این هواپیماها سرنگون شد و خلبانهای آن به اسارت در آمدند که دولت عراق آنها را به عنوان مدرک شروع جنگ از سوی ایران تا سال 1369 نگه داشت و این موضوع را به عنوان سند در سازمان ملل به ثبت رساند. در هرحال، اگر در فاصله یک سال ونیم قبل از جنگ، جمهوری اسلامی ایران تلاش دیپلماتیک فراوانی برای معرفی و توقف تجاوزات عراق بکار می برد قطعا دست عراق برای تجاوز رسمی در 31 شهریور 1359 قطع و یا کوتاه تر می شد.

  • آیا پس از موفقیت ایران در دفع تجاوز و بیرون راندن متجاوزین از خاک ایران و خصوصا پس از آزادسازی خرمشهر، تغییر اساسی در رویکرد شورای امنیت به وجود آمد؟

-با آغاز عملیاتهای مرحله آزاد سازی از سوی ایران پس از خرداد سال 61 و در نهایت آزاد سازی خرمشهر در جریان عملیات بیت المقدس، روند حاکم بر جنگ به مرحله جدیدی وارد شد. در این مرحله قطعنامه 514 توسط شورای امنیت صادرشد. هرچند صدور این قطعنامه تا حدودی برخواسته از شیطنت شورای امنیت بود، اما در عین حال از یک جنبه دیگر برای جمهوری اسلامی ایران فرصت شمرده می شد. در این قطعنامه برقراری آتش بس و بازگشت نیروهای دو کشور به پشت مرزهای بین المللی پیش بینی شده بود. در آن زمان هرچند نیروهای ایران توانسته بودند خرمشهر و بخشهای زیادی از مناطق جنوب را آزاد کنند اما همچنان بخش هایی از مرزهای غربی و شمال غربی در دست عراق بود. قدرت نمایی ایران در آزادسازی مناطق جنوبی فرصت مناسبی را در اختیار آن قرار داده بود و باعث هراس کشورهای عرب حامی عراق شده بود به طوری که هیئت هایی از عربستان و کویت با ایران تماس گرفتند و اعلام نمودند حاضر هستند خسارات حمله عراق را جبران نمایند و خواستار پایان سریع جنگ شدند. اما برخلاف خواسته آنها جمهوری اسلامی ایران مصمم شده بود استراتژی تنبیه متجاوز را برای سرنگونی رژیم بعثی عراق به اجرا بگذارد.


  • نکات کلیدی قطعنامه 514 چه بود؟

-در قطعنامه 514 ،مواردی نظیر: آتش بس، بازگشت به مرزهای بین المللی، بررسی شرایط و اختلافات ایران وعراق و... مطرح شده بود.

  • به نظر شما ایران در آن شرایط باید قطعنامه 514 را می پذیرفت؟

-با شرایطی بله. به نظر من اگر ایران در آن شرایط قطعنامه 514 را می پذیرفت به نفعش بود چون در موضع قدرت قرار داشت.

  • برآورد میزان خسارت ایران و عراق در طول جنگ چقدر بود؟

-میزان خسارت وارد شده به ایران تعیین شد ولی خسارت وارد شده به عراق تعیین نشد که یکی از دلایل این امر این بود که زمانی که سال 1369 می خواستند خسارت عراق را تعیین کنند آمریکا یک بار عراق را زده بود و معلوم نبود کدام خسارت ناشی از حملات ایران و کدام یک ناشی از حملات آمریکاست. میزان خسارتی که برای ایران تعیین شده بود، 99میلیارد دلار خسارت مستقیم و 150میلیارد دلار خسارت غیر مستقیم بود و جمعا 249میلیارددلا بود.

  • آقای دکتر! به طور مشخص صدور قطعنامه 598 در تابستان 1366 متأثر از چه عواملی بوده است؟

-قطعنامه 598 که در 29 تیر 1366 تصویب شد ، حاصل 9ماه دیپلماسی آمریکا، شوروی، عراق، عربستان، فرانسه، انگلیس، آلمان و چند کشور دیگر بود. در واقع با توجه به موقعیت برتر ایرن در جبهه ها و گسترش دامنه و شدت درگیری ها، آمریکا ، شوروی و کشورهای منطقه درصدد بودند به هرنحو ممکن از تداوم این جنگ و پیروزی های بیشتر ایران جلوگیری کنند. آمریکا به ویژه بعد از ماجرای مک فارلین در پاییز 1365 و خدشه دار شدن حیثیت این کشور، کاملا ازدست جمهوری اسلامی ایران عصبانی بود و می خواست مانع از تداوم موفقیتهای آن در جبهه ها شود. این کینه را می توان از مفاهیم درجه شده در قطعنامه 598 که هر دو کشور را بدهکار میکند، نیز استنباط نمود.

  • با وجود این، چرا قطعنامه 598 را نسبت به قطعنامه های قبلی دارای رویکرد متعادل تری می دانید؟

-قطعنامه 598 برای اولین بار در چارچوب فصل هفتم منشور صادر شد و دارای شکلی از خواسته های ایران است که درباره آغازگر جنگ و خسارت صحبت می کند. در مورد قطعنامه 598 چنانچه جمهوری اسلامی ایران دیپلماسی فعال تری داشت می توانست منافعش را بهتر تأمین نماید. به عنوان مثال در بند 6 قطعنامه، به جای اینکه تعیین آغازگر جنگ مطرح شود، تعیین متجاوز استفاده شود یا به جای تعیین خسارت، تعیین غرامت مطرح شود چرا که در آن مقطع ایران به لحاظ نظامی از موقعیت برتری در جبهه های جنگ برخوردار بود. در زمان تنظیم و پخت و پز قطعنامه ،زمانی که دربیر کل سازمان ملل درخواست کرد که دو کشور نظراتشان را درباره مفاد اولیه آن اعلام کنند، فضایی برای بررسی قطعنامه، اعلام نظر و فعالیتهای دیپلماتیک درباره آن در اختیار دستگاه دیپلماسی کشور قرار داده نشد و حتی به آقای محمد جواد لاریجانی که معوان امور بین الملل وزارت امور خارجه بود اجازه حضور در جلسات مربوط به تصمیم گیری درباره قطعنامه داده نشد. پس قطعنامه 598 پیش نویسی بود که در غیاب ایران، توسط عراق بهبود یافته بود لذا دراوج قدرت نظامی ایران ، تأمین کننده منافع عراق بود، اما با تغییر موقعیت جبهه های جنگ، تا حدودی مورد توجه ایران هم قرارگرفت.

البته باید توجه داشت که به رغم اینکه ظاهرا بعضی امتیازات در این قطعنامه در راستای خواسته جمهوری اسلامی ایران گنجانده شده بود، اما در عمل، دو کشور به یک میزان در خصوص جنگ مقصر قلمداد شده بودند. به عنوان مثال در موضوع تأسیس صندوقی برای جذب کمکهای کشورهای دیگر جهت جبران خسارات وارد شده، مقرر شده بود دو کشور به یک میزان از کمکهای این صندوق برخوردار باشند و از نظر حقوقی، تفاوتی بین متجاوز و طرف مورد تجاوز قائل نشده بودند.

پس از صدور قطعنامه 598 در 22 تیر 1366، بلافاصله عراق شورای انقلاب راتشکیل داد و به اتفاق آرا آن را تأیید کردند و از شورای امنیت هم تشکر کردند. جمهوری اسلامی ایران اعلام نمود نظرات تفصیلی خودش را بعدا اعلام خواهد کرد و 8 روز بعد نظراتش را اعلام کرد مبنی بر اینکه ابتدا باید متجاوز مشخص شود که البته ین موضوع به نحوی در بند 6 قطعنامه آمده بود. در این ایام، ایران به جای فعالیت دیپلماتیک، به اعلام مواضع و جنگ لفظی درباره قطعنامه روی آورد که اعضای دائم شورای امنیت را در تنگنا قرار می داد و تأثیر منفی بر پیاده کردن خواسته های ایران داشت، در حالیکه دیپلماسی راه و روش خودش را دارد. این اشتباه هنوز هم در جمهوری اسلامی ایران ادامه دارد و ما درباره خواسته های بین المللی مان و از جمله موضوع هسته ای، بجای خویشتن داری و پرداختن به تلاشهای دیپلماتیک در پشت درهای بسته، به چالش با این گروه و آن کشور در صحنه تبلیغات می پردازیم که همواره نتیجه عکس می گیریم.

به هرحال، ایران پذیرش قطعنامه 598 را به مدت یک سال در هاله ای از ابهام قرارداد و درنهایت با تغییر موقعیت در جبهه ها، آن را پذیرفت.

  • در فاصله زمانی اعلام موضع اولیه جمهوری اسلامی ایران تا زمانی که ایران قطعنامه را پذیرفت چه تحولاتی به وجود آمد که ایران قطعنامه را پذیرفت؟ چه تحولاتی به وجود آمد که مسئولان کشور به این تصمیم رسیدند؟

-بعد از پذیرش قطعنامه 598 توسط دولت عراق و مخالفت تلویحی جمهوری اسلامی ایران با آن، آمریکایی ها تلاشهای جدی ای را برای وادار کردن جمهوری اسلامی ایران برای پذیرش قطعنامه انجام دادند. در این راستا به عنوان نخستین قدم، ملاقات مهمی بین ریگان و گورباچف در ریکیاویک ایسلند صورت گرفت که نتیجه مذاکرات آنها این بود که به هرترتیب ممکن، جنگ ایران وعراق بایستی بدون برنده و بازنده به پایان برسد. در پی این توافق، سیل سلاح های استراتژیک شوروی به سوی عراق سرازیر شد و فرانسه نیز هواپیماهای سوپراتاندارد و بمبهای لیزری را برای نابود اهداف استراتژیک در ایران در اختیار عراق قرار داد. آمریکا هم علاوه بر اطلاعات ماهواره ای که در خصوص مواضع نیروهای ایران در اختیار عراق قرار می داد، بخش مهمی از ناوگانش را برای اسکورت کشتی های عراقی، کویتی، سعودی و بحرینی تحت پرچم آمریکا به خلیج فارس اعزام نمود. پیامد این اقدام برخورد نظامی ایران و آمریکا در خلیج فارس بود که خسارتهایی را برای ایران در پی داشت. این سیاست عملا باعث شد توازن نظامی بین دو طرف درگیر جنگ به هم بخورد، ضمن اینکه جمهوری اسلامی ایران مورد تحریم تسلیحاتی واقع شد. حتی چین نیز با پیروی از این توافق دو ابرقدرت، از صدور سلاح به ایران خودداری کرد. متعاقب این وضعیت و مشکلاتی که برای ادامه عملیات نظامی واحدهای نظامی ایران پیش آمد، نامه ای هم توسط آقای محسن رضایی ،فرمانده کل وقت سپاه، به حضرت امام(ره) تقدیم شد که در آن به لیست کامل امکانات مورد نیاز برای پیشبرد جنگ اشاره شده بود.

به دنبال این اقدامات و در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران در وضعیت دشواری به لحاظ اقتصادی و نظامی قرار گرفته بود، آمریکایی ها با حمله به هواپیمای مسافربری ایرباس عملا نشان دادند برای به سازش کشاندن جمهوری اسلامی حاضر هستند به هر اقدامی دست بزنند و آقای جورج بوش پدر که در آن ایام معاون رئیس جمهوری آمریکا بود، در شورای امنیت در برابر اعتراض وزیر امور خارجه ایران نسبت به اقدام جنایتکارانه ناو آمریکایی در حمله به هواپیمای مسافربری ایرباس، به صراحت اظهار داشت:«آقای وزیر به شما می گویم بین پایان جنگ یا تقابل با ما باید یکی را انتخاب کنید.» در نهایت متأثر از شرایطی که پیش آمده بود،در رایزنی هایی که بین مسئولان کشور و حضرت امام(ره) انجام شد،مقرر شد جمهوری اسلامی ایران قطعنامه 598 را بپذیرد. ابتدا قرار بود مسئولیت پذیرش قطعنامه را آقای رفسنجانی برعهده بگیرد اما سرانجام امام شخصا این مهم را برعهده گرفت و طی بیانیه مهمی که صادر نمود مردم و نیروهای نظامی را ازاین تصمیم مطلع نمود.

  • در مجموع دیپلماسی ایران در طول جنگ را چگونه ارزیابی می کنید؟

-در یک جمع بندی از مجموع مباحثی که مطرح کردم هدف اصلی من آسیب شناسی دیپلماسی جمهوری اسلامی در جنگ و بیان نقاط ضعفی بود که در این عرصه با آن روبرو بود. به نظر بنده اگر در دوره جنگ، اهمیت میدان دیپلماسی به همان اندازه میدان جنگ مهم ارزیابی می شد، ماندگاری پیروزی هایی که در سایه سلحشوری رزمندگان اسلام به دست آمد بیشتر می شد. طولانی شدن جنگ و در حاشیه قرار گرفتن دستگاه دیپلماسی کشور باعث شد تا عملا این دستگاه فرتوت شود به گونه ای که درتحلیل هایی هم که اخیرا از سوی برخی مطرح می شود دستگاه دیپلماسی کشور به عدم فعالیت متهم شده است در حالیکه این گونه نبود و کمتر استقبالی از نظرات کارشناسی دستگاه سیاست خارجه کشور می شد. در یک کلام، به نظر بنده دستگاه دیپلماسی کشور در طول 8سال جنگ مظلوم و مورد غفلت واقع شده بود.

  • یعنی دیپلماسی ما هم تحت الشعاع تحولات نظامی قرارگرفته بود.

-این یک اشتباه بزرگ بود و این اشتباهی بود که نباید تکرار شود. بحث دفاع، وظیفه نیروهای مسلح است ولی در مواقع بحرانی و جنگ، بقیه وزارتخانه ها نباید وظیفه و کارکردی را که دارند فراموش کنند و تحت تأثیر جو موجود قرار گیرند.

همه این مسائل در واقع درسهای ما از جنگ تحمیلی است. حتی در هنگام جنگ و درگیری نباید فکر کنیم می توان همه چیز را از طریق نظامی پیش برد. مدیران موفق آنهایی هستند که از نیروهای مسلح خود به موقع استفاده کنند و دستاوردهای نظامی را با ابزارهای دیگر  و از جمله دیپلماتیک بتوانند تثبیت نمایند. دیپلماسی جمهوری اسلامی در دوره جنگ باید در خدمت جنگ می بود که این امر پذیرفته شده ای است. اما نکته ای که باید مورد توجه قرارگیرد این است که دیپلماسی و جنگ دو روی یک سکه هستند؛ زمانی باید جنگ جلو برود و دیپلماسی آن را در صحنه منطقه و بین المللی نقد کند و زمانی دیگر دیپلماسی باید در اولویت قرار گیرد وعملیات جبهه ها از آن پشتیبانی نماید. اما ما فقط با یک روی سکه کار می کردیم. کسانی که مسئولیت دیپلماسی کشور را هم عهده دار بودند شاید چندان بی تقصیر نبودند زیرا به نظر بنده آنها در مجاب ساختن مسئولین عالیرتبه کشور و فرماندهان نظامی نسبت به جایگاه و اهمیت دیپلماسی و تبیین موقعیت بین المللی کشور در آن شرایط، تلاش زیادی نکردند لذا توفیقات قابل قبولی هم نداشتند.

البته ناگفته نماند که به رغم شرایطی که در زمان پذیرش قطعنامه 598 برای جمهوری اسلامی ایران ایجادشده بود، دستگاه دیپلماسی کشور در عرصه مذاکرات سیاسی برای برقراری صلح بین دو کشور، دستاوردهای قابل توجهی به دست آورد و تاحدودی توانست بخشی از خواسته های جمهوری اسلامی را تحقق بخشد.

  • باتشکر ازاینکه وقت خود را دراختیار فصلنامه گذاشتید.
فصلنامه نگین ایران شماره 28 بهار1388


http://pavocavalry.files.wordpress.com/2009/07/iraqit59.jpg

در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.



حمله به کشورهای اسکاندیناوی،نروژ/ عملیات فورتیتود شمالی / نمونه ای از عملیات فریب استراتژیکی در جنگ جهانی دوم


نبرد دریایی ریورپلات؛The Battle of the River Plate






درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان