جنگها و تاریخ

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

جنگ مدیا

← آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


Think,Befor We Act

/ساعتی در خود نگر تا كیستی/ از كجائی وز چه جائی چیستی/ در جهان بهر چه عمری زیستی/ جمع هستی را بزن بر نیستی

تاریخ فتوحات مغول

قرن 12 میلادی شاهد بزرگترین لشکرکشی تاریخ بشریت بود. سپاهیان مغول به فرماندهی چنگیز تقریبا تمامی خاک آسیا را در نوردیدند و کشورهای متمدن چین و ایران، قسمتهای بزرگی از استپهای روسیه، قسمتهایی از اروپای شرقی و شمال هندوستان را به خاک و خون کشیدند. چنگیز خود را فرمانروایی می دانست که وظیفه داشت از جانب خدای آسمان زمین را از فساد پاک کند. وی با اینکه بیشتر به خاطر خونریزی ها و سفاکی هایش مشهور شده است اما در حقیقت مدیری توانا بود که توانست ملتهای بیشماری را تحت فرمان خویش درآورد و با متحد کردن آنها امپراطوری خود را بر نیمی از جهان متمدن آن روزگار تحمیل کند.

کتاب تاریخ فتوحات مغول یک تحلیل تاریخی از دوران چنگیز و حکومت بازماندگان وی در آسیاست. این کتاب که توسط ج.ج سندرز نوشته شده است به دلیل تحلیلی بودن ابتدا به ریشه های قدرت گیری مغول پرداخته و بدین منظور کتاب از اقوام ترک آسیای میانه و حکومت آنها در حدود 4 قرن قبل از چنگیز آغاز می شود. پس از ذکر مقدمه ای از زندگی چادرنشینی و فتوحات ترکان در آسیا زندگی چنگیز و پس از آن دوران امپراطوی مغول در چین، ایران و روسیه شرح داده می شود. سندرز کوشیده است تا بدور از تعصبات زندگی مغولی، آداب و رسوم شان و نحوه کشورگشایی و حکومت داری آنان را شرح دهد. وقایع تاریخی کتاب مانند کشورگشایی ها و جانشینی ها به صورت خلاصه وار ذکر شده اند و بیشتر به تحلیل وقایع، ارتباط واحدهای سیاسی، رقابت بین شاهزادگان مغول و تاثیر این رقابتها و کشمکشها در گسترش این امپراطوری پرداخته شده است.

کتاب تاریخ فتوحات مغول دارای فهرست اعلام، زیرنویسها و یک لغتنامه مغولی مناسب است که کار محققان را ساده تر می کند. تنها اشکال این کتاب کمبود نقشه های تاریخی در آن است.

این کتاب در سال 1363 توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده و مترجم آن طنز پرداز معروف ایرانی ابوالقاسم حالت می باشد.

ادامه مطلب

اتحادهای نامقدس- قسمت سوم؛ اتحاد مغول و بیزانس

رضاکیانی موحد

 File:ShepherdByzempire1265.jpg

همسایگی مغولها و حکومتهای تحت الحمایه ی آنها با بیزانس در سال 1265

گفتیم که به دفعات حاکمانی که از نظر مذهبی دشمن ( و یا دست کم رقیب) هم بودند بر علیه دشمنان خود متحد می شدند. اینبار به سراغ اتحاد بین مغولها و اروپائیان مسیحی در قرون 13 و 14 میلادی می رویم.

اندک مدتی پس از مرگ چنگیز قدرت نظامی مغولها دچار فرسایش شد. یکی از علتهای این فرسایش تقسیم حکومت بزرگ باقی مانده از چنگیز بین تعدادی از شاهزادگان مغول بود. این شاهزادگان ،که در بین خود رقابت داشتند، همزمان ناچار بودند که با دیگر قدرتهای همسایه نیز نبرد کنند. از همین رو،و بر خلاف سنت چنگیزی که حاکمی را جز به خراجگذاری خود قبول نداشت، ناچار به اتحاد با دیگر دولتها روی آوردند. یکی از موارد اتحاد مغولها اتحاد بین آنها و امپراطوری بیزانس بود. امپراطوری بیزانس که در طی بیش از 10 قرن توانسته بود با روشهایی چون تفرقه بینانداز و حکومت کن و اتحادهای موقت با همسایگان قدرتمندش به حیات خود ادامه دهد اتحاد با مغولها را به فال نیک گرفت چرا که فرصت تنفس بیشتری را برای این امپراطوری کهن فراهم می کرد. نیروی مغول کمکی بود در راه رسیدن به جاه طلبی های بیزانس در جنگهای صلیبی.

سرآغاز

پس از نبرد کوزه داغ در سال 1243 امپراطوری ترابوزان تسلیم مغولان شد و دربار نیقیه دژهایش را به حالت آماده باش درآورد. در اوایل دهه 50 بالدوین دوم ،پادشاه بیزانس، سفیری به نام شوالیه بوادیون هایناوت به مغولستان فرستاد. وی از پس از بازگشت به نزد بالدوین رفت و بالدوین سفیر دیگری به نام ویلیام روبراکی را برای ادامه ی مأموریت بوادیون به مغولستان فرستاد. ویلیام پس از بازگشت گزارش داد که سفرایی از دربار نیقیه را در دربار خان مغول ملاقات کرده است.

قدم بعدی

امپراطور میخائیل هشتم پس از رسیدن به تاج پادشاهی بیزانس شروع به جستجوی راهی برای اتحاد با مغول ها پرداخت. در آن زمان آیین نسطوری در بین مغولان به شدت گسترده شده بود و مسیحیان امیدوار بودند که بتوانند از نفوذ هم کیشهایشان در بین سرداران مغول به نفع خود و بر ضد مسلمانان استفاده کنند.

میخائیل در سال 1263 با خان اردوی طلایی یک موافقتنامه امضا کرد و دو تن از دخترانش را به ازدواج خانهای مغول درآورد. در نتیجه، اوفرسویان پالایوجینا به عقد نوقای خان (خان اردوی طلایی) و ماریا پالایوجینا به ازدواج آباغاخان (فرمانده ی ایلخانیان در ایران) در آمدند.

بر اساس یک نامه از پاپ کلمنت چهارم به تاریخ 1267، آباغا موافقت کرد تا سربازانش را با سربازان پدرزنش متحد کند تا در جنگ های هشتم صلیبی به کمک صلیبیون حاضر در فلسطین بشتابند:

" شاه فرانسه و ناواره، پرچم مبارزه را به دست گرفته و آماده ی حمله به دشمنان مسیح می شود. شما به ما نوشته اید که دوست دارید تا به نیروهای پدرزن خود (میخائیل هشتم) ملحق شوید تا به یاری لاتینها بشتابید. ما شما را بسیار می ستاییم اما تا از حکمرانان مسیحی نپرسیم نمی توانیم بگوییم که چه راهی را برای شما انتخاب کرده اند. ما پیشنهادهای شما را به آنها ابلاغ خواهیم کرد و پس از روشن شدن افکار آنها شما را از طریق یک پیک مطمئن از تصمیمات آنها آگاه خواهیم کرد."

نامه ی پاپ کلمنت چهارم به آباغا (1267 میلادی)

در سال 1265 برکه خان ارتش اردوی طلایی را تحت فرمان نوغای به تاراس فرستاد تا بیزانس مجبور شود سفیر ممالیک ، و شاه سابق سلجوقی ها، کیکاووس دوم را آزاد کند. بر اساس منابع مصری، میخائیل موافقت کرد تا برای خان مغول در روسیه پارچه و منسوجات بفرستد. هنگامی که میخائیل به اهمیت اتحاد با مغولها پی برد با نوغای متحد شد و از وی برای دفع بلغارها کمک گرفت. در سال 1282 یک سپاه مغول به استعداد 4 هزار نفر در قسطنطنیه مستقر شدند تا با حاکم تسالی بجنگند.

اتحاد در زمان آندرونیکوس دوم

پس از سال 1295 آندرونیکوس دوم ،در عوض کمک مغول به دفع ترکمنها از مرز بیزانس، به غازان پیشنهاد اتحاد نظامی داد. غازان به پیشنهاد آندرونیکوس پاسخ مثبت داد و قول داد تا از تاخت و تاز مهاجمین به خاک بیزانس ممانعت کند. با مرگ غازان در سال 1308 بیزانسی ها برای او مراسم سوگواری برگذار کردند.

اولجایتو ،جانشین غازان، نیز به راه غازان ادامه داد. او برای کمک به به بیزانس 40 هزار سرباز در اختیار آنان گذاشت. آندرونیکوس دخترش را به ازدواج توغتوآ درآورد اما در انتهای حکومت آندرونیکوس رابطه ی بین دو قدرت شکرآب شد و مغولها به تاخت و تاز در سرزمینهای بیزانس (1320-1324 میلادی) پرداختند.

با به قدرت رسیدن آندرونیکوس سوم روابط بیزانس به مغولها بدتر شد. در سال 1341 مغولها تصمیم گرفتند تا به قسطنطنیه حمله کنند و آندرونیکوس مجبور شد تا برای جلوگیری از حمله ی آنها سفیری را به دربار خان مغول بفرستد.

 منبع

file:///K:/New%20project/Byzantine%E2%80%93Mongol_alliance.htm

آیا مغولها از باروت استفاده می کردند؟

 

به لطف دوست عزیزمان مطالبی درباره کشورگشایی های مغول در قاره اروپا داشتیم. سوالی که شاید ذهن بسیاری را درگیر کرده باشد این است که آیا مغولها از باروت به صورت عملی در جنگ استفاده می کردند یا خیر؟ کتابی به نام "تاریخ فتوحات مغول" نوشته جان جوزف ساندرز و با ترجمه طنزپرداز معروف ابوالقاسم حالت در کتابخانه ام دارم که به شرح تاریخ کشورگشایی های چنگیز و اعقابش پرداخته است. صحبت درباره کتاب را به وقتی دیگر موکول می کنم. بحث امروزم درباره ضمیمه این کتاب است که سعی کرده به سوال بالا پاسخی مستدل بدهد. ضمیمه کتاب تاریخ فتوحات مغول را با نام "آیا مغولان تنفنگ بکار می بردند؟" را برایتان اسکن کرده ام و می توانید آن را از اینجا دانلود کنید.

 
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
 

درباره وب سایت

Wars & History
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
مدیر وب سایت :

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان