منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 16 خرداد 1396 12:41 ب.ظ نظرات ()

    امویان که اندلس را فتح کردند تا چند قرنی بر این غربی ترین ولایت جهان اسلام حکومت کردند تا اینکه اختلافات درونی سبب فروپاشی حکومت اموی شد و پس از آن حکومتهای دیگری بر سر کار آمدند. گاهشمار زیر خلاصه ای است از حکومتهای حاکم بر اندلس تا زمان سقوط کامل اسپانیا به دست مسیحیان. در مجموع در حدود 8 قرن مسلمانان بر اندلس حکومت کردند.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 16 خرداد 1396 08:58 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 05:42 ب.ظ نظرات ()

    زوال قدرت مسلمانان و شکست آنان

    سقوط خلافت

    قرن نهم میلادی شاهد بازگشت بربرها به شمال آفریقا در نتیجه شورش های آنان بود . در این دوره حکام شهرهای دور از پایتخت در اندیشه استقلال بودند . در سال 929 عبدالرحمان سوم ، امیر کوردوبا  و رهبر حکومت اموی آندلس خود را خلیفه خواند و استقلال خود از خلافت عباسی بغداد را اعلام کرد . عبدالرحمان قدرت مذهبی ، نظامی و سیاسی را قبضه کرد و ارتش و دیوان سالاری خاصی ایجاد کرد .


      نبرد پوییگ در منطقه ال پوییگ دسانتا ماریا


     عبدالرحمان پس از تحکیم قدرتش در آندلس سعی کرد قلمروهای مسیحی ایبری را فتح کند . با حملات عبدالرحمان مرز قلمرو مسیحی به کانتابریا عقب نشست .

    نوه عبدالرحمان بعدها به بازیچه دست وزیر اعظمش ، المنصور تبدیل شد . المنصور با  غارت بورگوس ، لئون ، پامپلونا ، بارسلونا و سانتیاگو دکامپوستلا  پیش از مرگش سبب وحشت مسیحیان بود .

    در دوره بین مرگ المنصور در 1002  و 1035 میلادی آندلس شاهد جنگ های داخلی فراوانی بود که به ظهور قلمروهای موسوم به ( طایفه ) انجامید . این قلمروهای کوچک تحت فرمان حکام شهرها بودند .

    دوره طایفه شاهد تضعیف مسلمانان شبه جزیره و ناتوانی آنان در برابر مسیحیان شمال بود . اوج این  ناتوانی در تسخیر تولدو توسط آلفونسوی ششم در سال 1085 ظاهر شد . حاکمان طایفه ای در هراس از محاصره شدن توسط مسیحیان ناامیدانه از  یوسف بن تاشفین ، رییس قبیله بربر و رهبر جنبش مرابطون کمک خواستند .

    آخرین ویرایش: سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 11:20 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 8 فروردین 1394 05:28 ب.ظ نظرات ()

    قسمت اول

    قسمت دوم

    سواران و پیادگان

    تاکتیک های جنگ سواره ایبریایی  نشان می دهد سواران معمولا نخست به دشمن نزدیک شده و اقدام به پرتاب زوبین می کردند ، سپس به فاصله ای امن عقب می نشستند و همین کار تکرار می شد . پس از تضعیف و درهم ریختن صفوف دشمن به اندازه کافی حمله با نیزه شروع می شد ( نیزه های بلند و تمام فلزی قرون وسطا   ( lance )تا قرن 11 میلادی وارد اسپانیا و پرتغال  نشد ) .

    سه نوع شهسوار وجود داشت : شهسواران سلطنتی ، نجیب زادگان و شهسواران عادی . شهسواران سلطنتی نجیب زادگانی بودند که  با شاه خویشاوندی داشتند و دارای  نسب گوتیک محسوب می شدند .

    شهسواران سلطنتی تجهیزاتی شبیه اجداد خود داشتند :  زره ، سپر بادبادک شکل ، شمشیر بلند ویژه سواران ،زوبین و نیزه ، و تبر ویزیگوتی . شهسواران نجیب زاده از طبقات اجتماعی بالا بودند ، در حالی که شهسواران عادی هر چند نجیب زاده نبودند ، سرمایه و ثروت کافی برای خرید و نگه داری اسب در اختیار داشتند . این شهسواران در اروپا همتایی شبیه خود نداشتند . آنان میلیشیاهای سواره ای بودند که با فئودال ها رابطه چندانی نداشتند و مستقیما تحت فرمان شاه بودند .

    هم شهسواران  عادی و هم نجیب زادگان زره چرمی می پوشیدند و زوبین ، نیزه ، سپرهای گرد ( تحت تاثیر سپرهای مورها )  و شمشیر حمل می کردند .

    دهقانان عادی تحت فرمان زمین داران بزرگ به جنگ می رفتند . آنها تجهیزات مناسبی نداشتند . کمان ها ، نیزه ها و شمشیرهای کوتاه آن ها کیفیت چندانی نداشت . دهقانان بیشتر به عنوان نیروی کمکی استفاده می شدند . نقش آن ها در درگیری ها نگه داشتن نیروهای دشمن تا زمان شروع حمله سواره نظام و جلوگیری از حمله پیاده نظام دشمن به سواران خودی بود .

    کمان بلند ، کمان ترکیبی و کمان های زنبورکی توسط پیادگان مورد استفاده قرار می گرفتند .

    زره ها معمولا از چرم به همراه پولک های فلزی ساخته می شدند . خفتان های فلزی کم یاب بود و برگستوان اسبان در اسپانیا اصلا شناخته شده نبود . کلاه خود های گرد با محافظ بینی  ( برگرفته از کلاه خود وایکینگ ها که در قرون 8 و نهم به مناطق مختلف اروپا حمله کردند ) در ایبری رواج داشت . سپرها معمولا گرد یا بیضی شکل بودند ، اما شهسواران از سپرهای بابادک شکل بهره می بردند . سپرها نقوشی هندسی مانند صلیب و ضربدر  داشتند و از چوب و روکش های چرمی ساخته می شدند .

    شمشیرهای آهنی رایج ترین سلاح به شمار می رفتند . سواره نظام از شمشیرهای بلند دو لبه و پیاده های از شمشیرهای کوتاه یک لبه استفاده استفاده می کردند . نیزه ها و زوبین ها طولی بیش از 1.5 متر داشتند .

    تبر دو تیغه ای که تیغه ای آهنی و بسیار برنده داشت به منظور استفاده در درگیری نزدیک و یا پرتاب به سوی دشمن طراحی شده بود . گرز و چکش رواج چندانی نداشت ، هر چند نمونه هایی از  دوره قرون وسطا باقی مانده است و ممکن است مورد استفاده برخی سواران ایبریایی بوده باشد .

    سربازان مزدور  نیز نقشه برجسته ای در تاریخ نظامی شبه جزیره ایبری داشتند . نورس ها ( جنگوجویان اسکاندیناویایی) ، نیزه داران فلاندری ، شهسواران فرانک ، کمانداران سواره مور و سواران سبک اسلحه بربر  نیروهای مزدور قابل دسترسی بودند که حاکمان ایبریایی از آنان بهره می جستند .

     


    آخرین ویرایش: شنبه 8 فروردین 1394 09:45 ق.ظ
    ارسال دیدگاه