منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 23 آذر 1393 04:47 ق.ظ نظرات ()

    Lebreton engraving-19.jpg

    اگرچه کشتی های جنگی با پیشرانه بخار و چرخ های پدالی در تعدادی متناسب ساخته شدند اما تجربیات سالهای 1840 نشان داد که پروانه ها کارآیی بیشتری از چرخهای پدالی دارند. همچنین آشکار شد که پروانه ها در برابر آتش دشمن آسیب پذیری کمتری نسبت به چرخهای پدالی نصب شده در کنار کشتی ها دارند. نیروی دریایی فرانسه به سرعت این واقعیت را درک کرد و اولین تجربه آنها در بکارگیری ناوچه پومون بود که در سال 1844 ساخته شد. در سالهای 1847و 1848 آزمایشهای گسترده ای توسط ام.ام بورگیو انجام شد تا انواع گوناگون پروانه با شکلهای مختلف را بررسی کرده و بازده هر یک را مشخص کند تا معلوم شود با توجه به شکل بدنه کشتی و شرایط دریا کدام پروانه مناسبتر است.

    این تحقیقات راه را برای ساخت نبردناو ناپلئون در سال 1847 هموار ساخت. ناپلئون نبردناوی با دو عرشه و بدنه کاملا چوبی بود که به عنوان اولین نبردناو تاریخ مجهز به پروانه معرفی شده است. ناپلئون در می 1850 در کشتی سازی نیروی دریایی در بندر تولون به آب انداخته شد. درون کشتی برای نصب یک موتور بخار دو سیلندر به وزن 550 تن که یک پروانه به قطر 5.8 متر را می چرخاند مورد تجدید نظر قرارگرفت. در داخل کشتی انباری برای حمل 927 تن زغال سنگ درنظر گرفته شده بود که این سوخت به ناپلئون اجازه می داد تا 40 روز را در دریا سپری کند. ناپلئون از هشت دیگ بخار استفاده می کرد که هر کدام دارای 5 کوره بودند و با مصرف 143 تن زغال سنگ در روز ناپلئون می توانست با حداکثر سرعت 12.1 گره دریایی حرکت کند که البته پایداری آن در دریا به 5 روز کاهش می یافت. دیگ های بخار و موتورخانه فضایی به طول 25 متر را در کشتی اشغال کرده بودند.

    ناپلئون به صورت برجسته ای سریع السیر بود ولی موتورخانه ای غیرقابل اعتماد داشت. بعضی از قسمتهای آن در حال توسعه بودند اما به هرحال کشتی های بعدی از موتورخانه ای سبکتر استفاده می کردند که قابل اعتمادتر بودند. پس از آزمایشهای موفقیت آمیز ناپلئون در سالهای 55-56؛ 4 فروند کشتی دیگر از کلاس ناپلئون سفارش داده شدند و در سالهای 58-60 ؛ 3 فروند کشتی سنگین تر برای نیروی دریایی فرانسه خریداری شدند. این 8 کشتی رنسانسی در نیروی دریایی فرانسه ایجاد کردند. در دوران پس از آن، دیگر کشتی های بزرگ برای حرکت در دریا نیازی به باد موافق نداشتند.

    ناپلئون ثابت کرد که می توان از پروانه برای کشتیهای بزرگ جنگی استفاده کرد اما در عین حال نشان داده که پروانه های آن دوران دارای محدودیتهای خاص خود هستند. موتورخانه و انبار زغال سنگ آن سنگین و جاگیر بودند و حجم زیادی از کشتی را اشغال کرده بودند که فضای مورد نیاز برای ملزومات دیگر را کاهش داده بود. نکته ی دیگری که باید به این معادله اضافه شود این حقیقت است که پایان گرفتن ذخیره زغال سنگ سبب می شد که ناپلئون با 90 قبضه توپش ناچار شود که به بادبانهایش تکیه کند. با ورود کشتی های با بدنه فلزی به کارزار این کشتی ها خیلی زود از رده خارج شدند و در سال 1883 اوراق شده یا به کشتی های باری تبدیل شدند.

    ناپلئون

    مشخصات

    تناژ

    5120 تن

    طول

    77.8 متر

    عرض

    17.0 متر

    آبخور

    8.4 متر

    پیشرانه

    یک دستگاه موتور بخار دو سیلندر به قدرت 574 اسب بخار

    یک پروانه به قطر 5.8 متر

    تسلیحات

    58 قبضه توپ 30 پوندی

    8 قبضه توپ 220 میلیمتری

    14 قبضه توپ 160 میلیمتری

    سرعت

    12.1 گره

    خدمه

    910 نفر

    مترجم : رضاکیانی موحد

    منبع : جان باچلر-کریس چانت دایره المعارف شناورهای نظامی  انتشارات ریبو
    ISBN 978-90-366-1719-2

    اولین کشتی جنگی جهان با نیروی بخار

     


    آخرین ویرایش: شنبه 22 آذر 1393 09:18 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 1 شهریور 1392 12:51 ب.ظ نظرات ()


    قسمت اول

    قسمت دوم بخش اول

    ادامه ی قسمت دوم

    عملیات مشترک در مجارستان

    سلیمان پیوسته در پی فتح مجارستان بود. در سال 1543 یک واحد توپخانه ی فرانسه برای یاری رساندن به ترکها به ارتش عثمانی پیوست. در سال 1547 عثمانی و اتریش طبق معاده ی آدریانوپول ترک مخاصمه کردند.

    باوجود اینکه اتحاد فرانسه و عثمانی، اتریش را از نظر استراتژیک در تنگنا قرار می داد اما از دید تاکتیکی عملیات نظامی مشترک دو کشور به خاطر فواصل طولانی، مشکلات ارتباطی و تغییرات غیرقابل پیش بینی یک از طرفین چندان قرین موفقیت نبود.

    تنها عملیات دریایی و غنیمت گرفتن کشتی ها و اسیر کردن سربازان دشمن بود که از نظر مالی به نفع هر دو طرف بود. در سال 1565 فرانسوی ها 150000 سکه ی طلا به بانکداران  و دولت عثمانی بدهکار بودند و پرداخت این بدهی ها سالها به طول انجامید.

    پشتیبانی فرانسه از عثمانی بر علیه صفویه

    اتحاد دو دولت فرانسه و عثمانی محدود به خاک اروپا نماند و هنگامی که سلیمان دومین حمله ی خود به ایران را شروع کرد(1547م) فرانسه سفیر خود را در پشتیبانی از سلیمان به اردوی ترکها اعزام کرد. گابریل د لوتز نقش مشاور نظامی سلیمان را برعهده گرفت و در طی محاصره ی شهر وان درباره ی موقعیت توپخانه ی عثمانی به سلیمان مشاوره می داد.

    اتحاد دو کشور به صورت موثری توانست از فرانسه در برابر تهدیدات هابزبورگها دفاع کند. اتحاد بین دو کشور در زمان جانشین فرانسیس اول، هنری دوم، نیز ادامه پیداکرد.

    در سال 1552 عثمانی 100 فروند کشتی جنگی خود را برای جنگ بر علیه شارل پنجم در اختیار هنری دوم قرار داد. باز هم قرار شد تا طی یک حمله ی گاز انبری دو کشور وارد خاک ایتالیا شوند اما بازهم تأخیرها سبب شد تا دو ارتش نتوانند با هم الحاق کنند.

    در روز یکم فوریه 1553 اتحاد جدیدی بین عثمانی و فرانسه ایجادشد و حملات ناوگان ترکها به ناپل، سیسیل، البا و کورسیکا مجددا در دستور کار قرار گرفت.

    درگیری ها در مدیترانه تا سال 1558 ادامه یافت تا زمان قرارداد صلح کاتو-کامبریزی(1559) فرارسید. اما عمر این صلح هم چندان طولانی نبود و با شورش پروتستانهای آلمانی ،به رهبری لوتر، بر علیه هابزبورگهای کاتولیک؛ فرانسه جانب پروتستانها را گرفت و شارل نهم، پادشاه فرانسه، از عثمانی دعوت کرد که به نفع ایالتهای پروتستان آلمان وارد جنگ با هابزبورگ شود. سلیمان قانونی نامه ای به طرفداران لوتر در بلژیک نوشت و به آنها پیشنهاد کمک نظامی کرد.

    سالها بعد خود فرانسه غرق در آشوبهای مذهبی شد و قدرت عثمانی هم پس از سلطنت سلطان سلیمان قانونی رو به افول گذاشت. شکست سهمگین نیروی دریایی عثمانی در نبرد لپانتو(1571) هر چند که به حضور نیروی دریایی عثمانی در مدیترانه خاتمه نداد اما پس از آن این نیرو هیچگاه نتوانست به نیروی دریایی برتر در عرصه ی مدیترانه تبدیل شود.

    در سال 1574 ویلیام اورنج و شارل نهم از سلطان سلیم دوم درخواست کردند که به نفع هلندی ها وارد جنگ با شاه اسپانیا ،فیلیپ دوم، شود. ناوگان عثمانی حملات خود به سواحل تحت کنترل اسپانیا در شمال آفریقا را از سر گرفت و این حملات از فشار اسپانیا بر هلند کم کرد. با آغاز مجدد جنگ با صفویه در سالهای 1578-1590 از توجه عثمانی به اروپای مرکزی کاسته شد.

    سیاست نزدیکی به عثمانی در زمان هنری پنجم هم ادامه پیداکرد و در سال 1604 قرارداد جدیدی بین هنری پنجم و سلطان احمد اول بسته شد که مزایای زیادی برای برای فرانسوی ها به دنبال داشت. موفقیت تجاری فرانسوی ها سبب شد تا تمام تجار اروپایی ،غیر از انگلیسی ها و ونیزی ها، تحت پرچم فرانسه به عثمانی سفر کنند.

    اما لویی چهاردهم ، برخلاف شاهان قبلی فرانسه، با هابزبورگها بر علیه عثمانی متحد شد و در کنار اتریشی ها به جنگ با ترکها برخواست. یکی از علتهای این تغییر سیاست را ازدواج لویی با ماری ترز اسپانیایی در سال 1660 می دانند. مادر لویی ،آن اتریشی، نیز مانند همسر وی از خاندان هابزبورگ بود.

    کمی بعد لویی در سیاست خارجی خود چرخشی ایجاد کرد و از تقابل با ترکها به سمت بی طرفی حرکت کرد. این چرخش سبب شد تا ترکها دوباره به جنگ با هابزبورگها ترغیب شوند. لویی از اتحاد با دیگر کشورهای اروپایی بر ضد عثمانی سر باززد و محمد پنجم را در جنگ بر علیه هابزبورگها ترغیب کرد. قره مصطفی ،وزیر اعظم عثمانی، چیزی نمانده بود که در سال 1683 وین را از چنگ هابزبورگها در آورد. در این فرصت لویی نه تنها به یاری اتریشی ها برنخواست بلکه از کمک رسانی به وین جلوگیری کرد و بدتراینکه سپاهیانش را وارد آلزاس و جنوب آلمان کرد. فرصتی که عثمانی برای لویی فراهم کرد باعث شد که او در معاهده ی صلح راتیسبون (1684) قسمتهای استراتژیکی را به خاک فرانسه اضافه کند.

    اگرچه عثمانی قدرت خود را در قرن هجدهم از دست داد اما همواره تمایل داشت تا از تجربیات فرانسوی ها در مدرنیزاسیون ارتش خود استفاده کند. کلود-اکلساندر دو بونیوال فرانسوی به اردوی سلطان محمد دوم رفت و برای او کارخانجات توپ ریزی، باروت سازی، تفنگ سازی و یک مدرسه ی مهندسی-رزمی تأسیس کرد.

    دوران لویی شانزدهم تا قرن نوزدهم

    تحت حکومت لویی شانزدهم از سال 1783 به بعد گروه هایی از نظامیان فرانسه برای آموزش ترکها در زمینه ی جنگهای دریایی و استحکامات نظامی به عثمانی رفتند. تا زمانی که انقلاب فرانسه آغازشد در حدود 300 افسر فرانسوی به عنوان مستشار نظامی در خدمت ارتش و نیروی دریایی عثمانی بودند. تمام این افراد با پایان اتحاد فرانسه-عثمانی در سال 1798 به فرانسه بازگشتند.

    سیاست نگاه به شرق فرانسه پس از انقلاب هم ادامه یافت. انقلابیون که خود را تحت تهاجم قدرتهای اروپایی می دیدند اتحاد با عثمانی را فرصتی برای کم کردن از فشار دشمنانشان می دانستند. از دید عثمانی این انقلاب یک فرصت طلایی بود که تنها نتیجه ی آن ضعیف شدن هرچه بیشتر قدرتهای اروپایی بود. سلطان سلیم سوم فرصتی مهیا شد تا "نظم جدید" خود را سازمان دهد. تحت حکومت انقلاب گروه هایی برای مدرنیزاسیون ارتش عثمانی به استانبول اعزام شدند.

    در سال 1798 ناپلئون به مصر ،که در آن زمان خراج گزار عثمانی بود، حمله کرد و به اتحادی که چندین قرن بین دو کشور برقرار بود پایان داد. در روز 9 ژانویه 1799 عثمانی رسما متحد روسیه و دو روز متحد بریتانیا شد. البته پس از پیروزی درخشان ناپلئون در نبرد اشترلیتز سلیم سوم از اتحاد با روسیه و بریتانیا کناره گرفت و نسبت به تجدید اتحاد با فرانسه علاقه نشان داد. همین امر سبب شد تا روسیه در سال 1806 و بریتانیا در سال 1807 به جنگ عثمانی بروند. در طی این جنگها بود که عثمانی مولداوی و والاشی را از دست داد. سلطان محمد دوم که از پشتیبانی فرانسه ناامید شده بود دست یاری به سوی بریتانیا دراز کرد. پس از دوران ناپلئون دیگر اتحاد استراتژیکی بین عثمانی و فرانسه برقرار نشد اما اتحادهای نامقدس دیگری در دیگر نقاط جهان بین کشورهای دیگر بسته شد.

    مترجم رضاکیانی موحد
    منبع
    en.wikipedia.org/wiki/Franco-Ottoman_alliance#cite_note-UbMK5eEC_p.13-14-138
    آخرین ویرایش: سه شنبه 19 فروردین 1393 10:47 ب.ظ
    ارسال دیدگاه