منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • سه شنبه 6 مرداد 1394 08:34 ق.ظ نظرات ()

    پایان سلسله ژو ( 256 تا 249 پیش از میلاد )

    نیروهای شاه ژائو از امارت چین  در سال 256 پ . م با شکست شاه نان ، قلمرو ژوی غربی را گرفتند و شاه چین اکنون با در اختیار گرفتن نه دیگ مشهور ( نماد حکمرانی بر چین باستان ) ادعای حق آسمانی خود را تا حد زیادی به اثبات رسانده بود .

    دوران طولانی شاه ژائو در امارت چین در سال 251 پ . م به پایان رسید . پسر او ، خیائوون اکنون دیگر یک پیرمرد بود و تنها سه روز پس از تاجگذاری درگذشت و پسرش ژوانگخیانگ جای او را گرفت . شاه جدید هفت سال پس از تصرف ژوی غربی ، ژوی شرقی را نیز گرفت و بدین سان سلسله ژو پس از 800 سال پر فراز و نشیب و طولانی ترین دوره پادشاهی در تاریخ چین به بایگانی تاریخ سپرده شد .

    امارت چین ، قلمرو چین باستان را یک پارچه می کند  ( 247 تا 221 پ . م )

    شاه ژوانگخیانگ تنها سه سال حکمران چین بود . پسرش ژنگ جای او را گرفت . ژنگ بر خلاف شاهان سالخورده قبلی در 13 سالگی به این مقام رسیده بود .  ژنگ طی چند سال نشان داد نبوغ فرماندهی درخشانی دارد و ظرف 9 سال همه آن چه را که پیشینیانش در به دست آوردنش عاجز مانده بودند را در قبضه قدرت خود گرفت : فتح کامل قلمرو چین باستان .

    فتح هان

    در سال 230 پ . م ، امارت چین امارت هان را که ضعیف ترین امارت در میان هفت امارت عمده و همسایه شرقی چین بود ، فتح کرد . پیش از برنامه برای فتح کامل هان ، امپراتور چین شی هوانگ ( همان ژنگ جوان ) ، سردارش وانگ جیان را مامور حمله به ژائو کرد . پادشاه آن از امارت هان از این هراس داشت که پس از ژائو نوبت هان باشد و به همین سبب فرستادگانش را به دربار چین فرستاد و پذیرفت بدون درگیری هان را به طور کامل تسلیم کند .  مردم هان به این صورت از قتل عام های هولناک احتمالی از طرف نیروهای چین که در این اعمال شهره بودند نجات یافتند .


    آخرین ویرایش: یکشنبه 11 مرداد 1394 11:12 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 17 تیر 1394 08:42 ب.ظ نظرات ()

    شکست وی از چین ( 340 و 341 پ . م )

    در سال 341 پ . م ، وی به هان حمله کرد . امارت چی صبر کرد تا هان در آستانه سقوط قرار بگیرد و سپس دست به مداخله زد . سردارانی که در نبرد گویلینگ حضور داشتند بار دیگر با هم رو در رو شدند ( سون بین و تیان جی  از امارت چی در برابر پانگ ژوان از  امارت وی ) . باز هم نقشه قبلی و حمله به پایتخت وی تکرار شد . سون بین تظاهر به عقب نشینی کرد و سپس به نیروهای وی که با اعتماد به نفس و بدون آرایش مناسب در حال تعقیب او بودند حمله برد . نبرد مالینگ با شکست کامل قوای وی به پایان رسید . پس از این نبرد حاکمان وی و هان وفاداری خود را به شاه خوان از امارت چی اعلام کردند .

    سال بعد امارت چین با حمله به قلمرو وی آن را به شدت تضعیف کرد . وی شکست خردکننده ای خورد و ناچار شد در ازای صلح بخش عمده ای از قلمروش را به چین واگذار کند . با تضعیف شدید وی ، اکنون امارت های چی و چین بودند که قدرت اصلی چین باستان به شمار می رفتند .

    وی ناچار شد برای حفظ موجودیتش به حمایت امارت چی متکی شود . شاه هوئی از امارت وی دو بار به این منظور با شاه خوان از امارت چی ملاقات کرد . پس از مرگ هوئی ، خیانگ که جانشین او شده بود نیز روابط خوبی با امارت چی داشت و هر دو طرف هم دیگر را به عنوان پادشاهی های مستقل به رسمیت می شناختند .

     

    فتح یوئه به دست چو ( 334 پ . م )

    امارت چو در ابتدای دوره امارت های جنگاور یکی از نیرومندترین امارت ها بود . امارت چو در حوالی سال 389 پ . م و با به قدرت رسیدن پادشاه دائو و صدراعظم اصلاح گرش ، وو چی ، به سطح جدیدی از قدرت دست یافت .

    امارت چو در سال 334 پ . م و با فتح امارت یوئه در شرق و رسیدن به ساحل اقیانوس آرام به اوج عظمت خود رسید . این واقعه در پی سلسله اتفاقاتی در پی آمد که با آماده شدن یوئه برای حمله به مرز شمالی امارت چی آغاز شده بود . پادشاه چی با اعزام فرستاده ای به یوئه قول داد اگر یوئه از حمله به چی صرف نظر کند و به جای آن به قلمرو چو حمله کند از حمایت چی برخوردار خواهد بود . یوئه در ابتدا  حمله گسترده ای به چو ترتیب داد اما در پایان شکست خورد و قلمروش به طور کامل به دست چو افتاد .

     

    پادشاهی شدن امارت های هان ، چین و یان ( 325 تا 323 پ . م )

    خیان ، شاه ژو ،  سعی کرد با به رسمیت شناختن هژمونی دوک های امارت چین از جمله خیان ( 384 تا 362 پ . م ) ، خیائو ( 361 تا 338 پ .م) و هوئی ( 338 تا 311 پ . م ) ، متحدان جدیدی برای دربار ژو بیابد و بار دیگر آن را در صحنه سیاست چین باستان به قدرتی جدی بدل کند .

    با این حال در سال 325 پ . م دوک هوئی آن قدر اعتماد به نفس داشت که خودش را ( شاه چین ) اعلام کند . این به معنی استقلال چین از دربار ژو بود . پادشاه هوئی از راهنمایی های وزیرش ژانگ یی بهره می برد که از نظریه پردازان گروه مشهور به    ( مدرسه دیپلماسی ) چین باستان به شمار می رفت .

    در سال 323 پ . م امارت های هان و یان و  امارت کوچک ژونگشان هم استقلال خود را از دربار ژو اعلام کردند . در سال 318 پ . م حتی حکمران امارت کوچکتر سونگ هم خودش را شاه خواند .

    تجزیه ژو

    پادشاه کائو از سلسله ژو برادر کوچکترش را بعنوان دوک منطقه هنان اعلام کرد . سه نسل بعد نوادگان او خودشان را ( دوک های ژوی شرقی ) می خواندند . با بر تخت نشستن پادشاه نان در سال 314 پ . م  ، ژوی شرقی خود یک امارت مستقل شد . شاه ژوی شرقی در منطقه ای که امروز ( ژوی غربی ) خوانده می شود سکنی گزید .


    نگهبان مقبره ، موزه هنر بیرمنگام بریتانیا

     

    اتحادهای افقی و عمودی ( 334 تا 249 پ . م )

    با نزدیک شدن به اواخر دوره امارت های جنگاور ، قدرت فزاینده امارت چین در حال بر هم زدن شدید توازن قوا بود . در نتیجه سیاست خارجی سایر امارت ها به صورت عمده بر نحوه مقابله با قدرت چین متمرکز شد . در این مورد دو تفکر متضاد وجود داشت . یکی از این مکاتب فکری یک اتحاد عمودی ( اتحاد شمالی –  جنوبی ) را پیشنهاد می کرد . اما تفکر دیگر پیشنهاد یک اتحاد افقی ( شرقی – غربی ) را می داد که در آن امارت ها می توانستند برای حفظ امنیت خود با چین هم اتحادهای موقتی داشته باشند .

    نظریه اتحاد عمودی در ابتدا به موفقیت هایی دست یافت ، اما شک و تردید و بی اعتمادی بین امارت ها باعث می شد چنین اتحادی چندان پایدار نباشد . امارت چین سعی می کرد با تکیه بر نظریه اتحاد افقی امارت های دیگر را یک به یک از صحنه حذف کند .  طی این دوره فیلسوف ها و استراتژیسین های بسیاری به امارت های مختلف سفر می کردند و تلاش می کردند ایده های خود را به حاکمان منتقل کنند . این ( لابی گران ) ، که سو چین ( پیشنهاد کننده تفکر اتحاد عمودی ) و ژانگ یی ( پیشنهاد کننده اتحاد افقی )  از آن میان بودند  با عنوان ( مدرسه دیپلماسی ) شناخته می شدند .


    شمشیر آهنی ( چپ ) و دو شمشیر برنزی از دوره امارت های جنگاور


    منبع : http://en.wikipedia.org/wiki/Warring_States_period

    مترجم : شاهو صالح

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 17 تیر 1394 08:47 ب.ظ
    ارسال دیدگاه