منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • جمعه 18 فروردین 1391 11:40 ق.ظ نظرات ()


    امنیت؛ از گذشته تا امروز

    حافظه تاریخی روسها تجربیات تلخی از تهاجمهای خارجی در خود اندوخته است. دفع تهاجم مغولها در قرن 12 میلادی و تهاجم ناپلئون در قرن نوزدهم برای روسها گران تمام شد. اما تهاجم هیتلر در جنگ جهانی دوم از همه بدتر بود و از روسیه ویرانه ای برجای گذاشت. به همین دلیل امنیت همیشه در صدر اولویتهای زمامداران مسکو قرارداده است.

    پس از پایان یافتن جنگ جهانی دوم استالین تصمیم گرفت با اشغال و تسلط بر اروپای شرقی کاری کند که تهاجم خارجی دیگر هیچگاه برای روسیه اتفاق نیافتد. اگر قرار بود تهاجمی از غرب انجام شود کشورهای اروپای شرقی باید نقش سپر را بازی می کردند تا آسیبی به سرزمین اصلی روسیه وارد نشود. ارتش سرخ دیگر نباید در خاک خود می جنگید.

    البته امنیت خارجی تنها دغدغه فکری حاکمان کرملین نبوده است. از دوران تزارها تا حکومت کمونیستها، پلیس مخفی نقشی اساسی در سرکوب مخالفین دستگاه سیاسی داشته است. پلیس مخفی تزارها بیشتر به تبعید مخالفین به روسیه اکتفا می کرد اما کا.گ.ب ترجیح می داد تا با برگزاری دادگاه های فرمایشی و گرفتن اعتراف از مخالفین سرمشقی برای مخالفتهای بالقوه بعدی بوجود آورد.

    در دوران برژنف کا.گ.ب به یکی از بزرگترین سیاستگذاران مسکو تبدیل شد و بسیاری از برنامه های سیاسی ،در عرصه داخلی و خارجی، قبل از تصویب  باید از فیلتر کا.گ.ب عبور می کرد.


    پوتین کیست؟

    با سقوط حکومت کمونیستی در سال 1991 موجی از آشفتگی های سیاسی و اقتصادی روسیه را در خود فروبرد. در سال 1999 بوریس یلتسین چهره ای نسبتا ناشناخته را به عنوان نخست وزیر روسیه انتخاب کرد. یکی از روسای سابق کا.گ.ب و ارشدترین افسران اطلاعاتی این سازمان در راس دولت قرارگرفت و نگرانی های امنیتی این سازمان را نیز به همراه خود آورد.

    ولادیمیر پوتین در سال ۱۹۵۲ میلادی، در شهر لنینگراد سن‌پترزبورگ متولد شد. او پس از فارغ‌التحصیلی در رشته حقوق و اقتصاد به عنوان افسر اطلاعاتی در آلمان شرقی خدمت می‌کرد.


    http://wars-and-history.persiangig.com/75dd2cd0fae6e769bf490fbe85bdfdf148b03d0d_m.jpg


    در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی، پوتین برای مدتی مشاور شهردار سن‌پترزبورگ شد و پس از آن به مسکو رفت تا وارد تشکیلات حکومتی بوریس یلتسین شود. یلتسین در سال ۱۹۹۹ میلادی او را به نخست‌وزیری منصوب کرد. پوتین سال بعد از آن، برنده اتنخابات شد و اولین دور ریاست‌جمهوری خود را آغاز کرد. از آن زمان تا کنون پوتین همه کاره روسیه شده است وهنوز هم تمام اهرم های قدرت را در دست دارد. او ابرقدرتی از هم پاشیده و آشفته را تحویل گرفت و سعی کرد تا روح قدرت را دوباره به درون آن بدمد.

    دوران پوتین

    از زمان روی کار آمدن ولادیمیر پوتین انسجام این کشور در سیاست هایش بیشتر شد و روسیه از آن حالت وادادگی در دوره یلتسین درآمد و به یک غرور ملی و قدرت نمایی مجدد بازگشت.

    در این دوران شرایط اقتصادی روسیه بهتر شده و قابل قیاس با آنچه در دهه نود نیست. پوتین اجازه داد تا سرمایه های خارجی روانه کشور شود و سرمایه داران داخلی نیز به تولید و انباشت ثروت بپردازند. افزایش قیمت گاز و نفت ،بزرگترین منابع ارزی روسیه، نیز به کمک پوتین آمدند تا او بتواند زودتر اقتصاد خراب روسیه را سازمان دهد. امروزه بسیاری در روسیه او را به چشم یک ناجی ملی نگاه می کنند.اما نظام اقتصادی روسیه فسادآور نیز بوده است. دولتی بودن برنامه های توسعه ای و سرمایه گذاری موجب شده است تا نظام رانتی تقویت شود و فساد مالی نه تنها نسبت به گذشته کمتر نشود بلکه بی مهارتر از قبل به نظر برسد.

    البته زمامداری پوتین چندان هم بی دردسر نبوده است. درگیری های چچن، مقابله با نفوذ ناتو به اروپای شرقی، برنامه های ضدموشکی ناتو و مخالفین داخلی برای او دردسر ساز بوده اند.

    پوتین پس از دو دوره زمامداری ناچار بود که کاخ کرملین را ترک کند اما با تیزهوشی ذاتی خود توانست یکی از دوستان نزدیک خود را به جای خود در کاخ کرملین بفرستد و خود دوباره به مقام نخست وزیری اکتفا کند. تقریبا تمام تحلیلگران سیاسی اعتقاد دارند که دوران ریاست جمهوری در حقیقت ادامه دوران ریاست جمهوری پوتین بوده است و دمیتری مدودف تنها به عنوان ماشین امضای برنامه های پوتین در کاخ کرملین به سر می برده است.


    آخرین ویرایش: یکشنبه 20 فروردین 1391 12:44 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 3 مهر 1390 05:42 ق.ظ نظرات ()
      زیردریایی هسته ای کورسک ابعادی در حد یک استادیوم فوتبال و ارتفاعی برابر با یک ساختمان 8 طبقه داشت. کورسک به موشکهای هسته ای بالستیک و اژدرهای مافوق سریع اشکوال مسلح بود و کمتر زیردریایی هسته ای در زرداخانه غرب وجود داشت که از نظر توان و قدرت آتشی بتواند با آن برابری کند. اشکوال 10 بار از اژدرهای ساخت غرب سریعتر می باشد و شاید تنها ترس از این اژدرهای رعب آور بود که تراژدی کورسک را رقم زد.


    ناخدا گنادی لیاچین فرمانده کورسک. عکس در سال 1999 گرفته شده است.

    سال 2000؛ دریای بارنتز: با آغاز مانورهای دریایی روسیه دو فروند زیردریایی آمریکایی ،یو.اس.اس تولیدو و یو.اس.اس ممفیس، به این منطقه اعزام شدند تا اطلاعات دست اولی از توانایی های حریف جمع آوری کنند. علاوه برآمریکایی ها، یک فروند زیردریایی هسته ای بریتانیایی و یک فروند شناور اطلاعاتی نروژی هم در منطقه حضور داشت و ماهواره های جاسوسی دنیای غرب تمامی منطقه را به دقت زیرنظر گرفته بودند. روسها قصد داشتند تا سیستمهای تسلیحاتی جدیدی را در این مانور آزمایش کنند و کسب اطلاعات دست اول درباره آنها برای کشورهای غربی ،به ویژه آمریکا، حیاتی بود. بعضی منابع اطلاعاتی اظهار می کنند که روسیه از یک هیئت نظامی چینی دعوت کرده بود که از نزدیک شاهد مانور نظامی روسها باشند. شاید روسها قصد داشتند تا چینی ها را تحت تأثیر قراردهند تا معملات تسلیحاتی جدیدی را پایه گذاری کنند.


    عکسی از خدمه کورسک که کمی قبل از وقوع فاجعه در یک رژه نظامی گرفته شده است. نفر اول از سمت راست ناخدای کورسک می باشد.

    در ساعت 8:51 روز شنبه 12 آگوست، ناخدای کورسک به کشتی سرفرماندهی "پترکبیر" اطلاع داد که عمق دریا می رود تا برای شلیک اژدرهایش آماده شود. در ساعت 11:28صدای انفجاری از انبار اژدرهای کورسک شنیده شد و آژیر خطر در زیردریایی روسی طنین افکن شد. 2 دقیقه و 15 ثانیه بعد صدای انفجار دیگری شنیده شد و کورسک راهی اعماق دریا شد. 23 خدمه نجات یافته کورسک رآکتورهای هسته ای را از کارانداختند و در قسمت عقبی زیردریایی ،که دریچه خروج اضطراری در آن قرارداشت، جمع شدند. تراژدی کلیدخورده بود.

    کمی پس از قطع برق رآکتورها، سیستمهای تهویه هوا و روشنایی از کار افتادند و رشته امید این مردان به رسیدن کمک از خارج زیردریایی گره خورد؛ کمکی که هیچگاه به آنها نرسید. سروان کولسنیکوف ، که در میان نجات یافتگان ارشدترین افسر بود، اسامی هم قطارانش را بر دیواره کورسک نوشت. اندکی بعد، کولسنیکوف جملات زیر را به اسامی دوستانش اضافه کرد:
    " اینجا برای نوشتن خیلی تاریک است اما من سعی می کنم احساسم را بیان کنم. به نظر می رسد که بختی برای نجات نداریم، 10 تا حداکثر 20درصد. بگذار دست کم امیدوار باشم که کسی این نوشته ها را خواهدخواند. اینجا اسامی کسانی که در قسمت نهم جمع شده اند وسعی در فرار دارند نوشته شده است. با احترام به همگی آنان، نیازی به ناامیدی نیست."

    تمام شناورهای روسی که در منطقه بودند صدای 2 انفجار را ثبت کردند اما اقدامی برای نجات کورسک نکردند. آنها فکر می کردند که این صداها قسمتی از انفجارهای برنامه ریزی شده مانور است. در حقیقت، اولین زیردریایی ها نجات در ساعت 8:40 صبح فردا به محل غرق شدن کورسک رسیدند. پس از قطع ارتباط کورسک دریاسالار پوپوف ،فرمانده ناوگان دریای شمال و فرمانده مانور، دستور داد تا رزمناو هسته ای پترکبیر منطقه مانور را ترک کند. پس از آن، پوپوف با هلیکوپتر به خشکی بازگشت و برای چند ساعتی ناپدید شد.

    یک ناوشکن روسی به محل حادثه رسید و در بالای سر کورسک ایستاد و شروع به پرتاب کردن بمبهای زیرآبی کرد. روابط عمومی ناوگان دریای شمال علت این انفجارها را دورنگه داشتن زیردریایی های خارجی از محل حادثه عنوان کرد. در آن زمان یک ایستگاه لرزه نگاری نروژی 40 انفجار را ثبت کرده بود.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 3 مهر 1390 11:02 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات