منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 17 تیر 1394 08:42 ب.ظ نظرات ()

    شکست وی از چین ( 340 و 341 پ . م )

    در سال 341 پ . م ، وی به هان حمله کرد . امارت چی صبر کرد تا هان در آستانه سقوط قرار بگیرد و سپس دست به مداخله زد . سردارانی که در نبرد گویلینگ حضور داشتند بار دیگر با هم رو در رو شدند ( سون بین و تیان جی  از امارت چی در برابر پانگ ژوان از  امارت وی ) . باز هم نقشه قبلی و حمله به پایتخت وی تکرار شد . سون بین تظاهر به عقب نشینی کرد و سپس به نیروهای وی که با اعتماد به نفس و بدون آرایش مناسب در حال تعقیب او بودند حمله برد . نبرد مالینگ با شکست کامل قوای وی به پایان رسید . پس از این نبرد حاکمان وی و هان وفاداری خود را به شاه خوان از امارت چی اعلام کردند .

    سال بعد امارت چین با حمله به قلمرو وی آن را به شدت تضعیف کرد . وی شکست خردکننده ای خورد و ناچار شد در ازای صلح بخش عمده ای از قلمروش را به چین واگذار کند . با تضعیف شدید وی ، اکنون امارت های چی و چین بودند که قدرت اصلی چین باستان به شمار می رفتند .

    وی ناچار شد برای حفظ موجودیتش به حمایت امارت چی متکی شود . شاه هوئی از امارت وی دو بار به این منظور با شاه خوان از امارت چی ملاقات کرد . پس از مرگ هوئی ، خیانگ که جانشین او شده بود نیز روابط خوبی با امارت چی داشت و هر دو طرف هم دیگر را به عنوان پادشاهی های مستقل به رسمیت می شناختند .

     

    فتح یوئه به دست چو ( 334 پ . م )

    امارت چو در ابتدای دوره امارت های جنگاور یکی از نیرومندترین امارت ها بود . امارت چو در حوالی سال 389 پ . م و با به قدرت رسیدن پادشاه دائو و صدراعظم اصلاح گرش ، وو چی ، به سطح جدیدی از قدرت دست یافت .

    امارت چو در سال 334 پ . م و با فتح امارت یوئه در شرق و رسیدن به ساحل اقیانوس آرام به اوج عظمت خود رسید . این واقعه در پی سلسله اتفاقاتی در پی آمد که با آماده شدن یوئه برای حمله به مرز شمالی امارت چی آغاز شده بود . پادشاه چی با اعزام فرستاده ای به یوئه قول داد اگر یوئه از حمله به چی صرف نظر کند و به جای آن به قلمرو چو حمله کند از حمایت چی برخوردار خواهد بود . یوئه در ابتدا  حمله گسترده ای به چو ترتیب داد اما در پایان شکست خورد و قلمروش به طور کامل به دست چو افتاد .

     

    پادشاهی شدن امارت های هان ، چین و یان ( 325 تا 323 پ . م )

    خیان ، شاه ژو ،  سعی کرد با به رسمیت شناختن هژمونی دوک های امارت چین از جمله خیان ( 384 تا 362 پ . م ) ، خیائو ( 361 تا 338 پ .م) و هوئی ( 338 تا 311 پ . م ) ، متحدان جدیدی برای دربار ژو بیابد و بار دیگر آن را در صحنه سیاست چین باستان به قدرتی جدی بدل کند .

    با این حال در سال 325 پ . م دوک هوئی آن قدر اعتماد به نفس داشت که خودش را ( شاه چین ) اعلام کند . این به معنی استقلال چین از دربار ژو بود . پادشاه هوئی از راهنمایی های وزیرش ژانگ یی بهره می برد که از نظریه پردازان گروه مشهور به    ( مدرسه دیپلماسی ) چین باستان به شمار می رفت .

    در سال 323 پ . م امارت های هان و یان و  امارت کوچک ژونگشان هم استقلال خود را از دربار ژو اعلام کردند . در سال 318 پ . م حتی حکمران امارت کوچکتر سونگ هم خودش را شاه خواند .

    تجزیه ژو

    پادشاه کائو از سلسله ژو برادر کوچکترش را بعنوان دوک منطقه هنان اعلام کرد . سه نسل بعد نوادگان او خودشان را ( دوک های ژوی شرقی ) می خواندند . با بر تخت نشستن پادشاه نان در سال 314 پ . م  ، ژوی شرقی خود یک امارت مستقل شد . شاه ژوی شرقی در منطقه ای که امروز ( ژوی غربی ) خوانده می شود سکنی گزید .


    نگهبان مقبره ، موزه هنر بیرمنگام بریتانیا

     

    اتحادهای افقی و عمودی ( 334 تا 249 پ . م )

    با نزدیک شدن به اواخر دوره امارت های جنگاور ، قدرت فزاینده امارت چین در حال بر هم زدن شدید توازن قوا بود . در نتیجه سیاست خارجی سایر امارت ها به صورت عمده بر نحوه مقابله با قدرت چین متمرکز شد . در این مورد دو تفکر متضاد وجود داشت . یکی از این مکاتب فکری یک اتحاد عمودی ( اتحاد شمالی –  جنوبی ) را پیشنهاد می کرد . اما تفکر دیگر پیشنهاد یک اتحاد افقی ( شرقی – غربی ) را می داد که در آن امارت ها می توانستند برای حفظ امنیت خود با چین هم اتحادهای موقتی داشته باشند .

    نظریه اتحاد عمودی در ابتدا به موفقیت هایی دست یافت ، اما شک و تردید و بی اعتمادی بین امارت ها باعث می شد چنین اتحادی چندان پایدار نباشد . امارت چین سعی می کرد با تکیه بر نظریه اتحاد افقی امارت های دیگر را یک به یک از صحنه حذف کند .  طی این دوره فیلسوف ها و استراتژیسین های بسیاری به امارت های مختلف سفر می کردند و تلاش می کردند ایده های خود را به حاکمان منتقل کنند . این ( لابی گران ) ، که سو چین ( پیشنهاد کننده تفکر اتحاد عمودی ) و ژانگ یی ( پیشنهاد کننده اتحاد افقی )  از آن میان بودند  با عنوان ( مدرسه دیپلماسی ) شناخته می شدند .


    شمشیر آهنی ( چپ ) و دو شمشیر برنزی از دوره امارت های جنگاور


    منبع : http://en.wikipedia.org/wiki/Warring_States_period

    مترجم : شاهو صالح

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 17 تیر 1394 08:47 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 7 تیر 1394 07:02 ق.ظ نظرات ()


    شاهوصالح

    دوره امارت های جنگاور ، دوره ای از تاریخ چین باستان است که پس از دوره بهارها و خزان ها به دنبال آمد و با پیروزی دولت چین (Qin)   در سال 221 پیش از میلاد پایان یافت . سلسله چین سراسر قلمرو کشور را در پایان زیر فرمان درآورد و یکپارچه کرد . پژوهشگران مختلف شروع این دوره را بین سال های 481 تا 403 پیش از میلاد دانسته اند ،  اما تاریخی که سیما چیان ، مورخ مشهور چینی اعلام کرده ( سال 475 پیش از میلاد مسیح ) معتبرترین و رایج ترین مبنا برای شروع این دوره در نظر گرفته می شود . بیشتر این دوره با حکومت سلسله ژوی شرقی هم پوشانی دارد ، اما شاه ژو در این دوره بیشتر یک نماد بود تا قدرتی فراگیر و مسلط بر کشور .

    نام این دوره از کتابی که در ابتدای دوره سلسله هان با عنوان (رویدادنگاری امارت های جنگاور)  تالیف شد گرفته شده است .

     


    امارت های جنگاور

     

     

    جغرافیا

    جغرافیای سیاسی این عصر را هفت امارت به صورت عمده تشکیل می دادند :

    امارت چین (Qin) : امارت چین در منتهی الیه غرب قرار داشت و دره رودخانه وی و گوانژونگ را در بر می گرفت . این موقعیت جغرافیایی چین را از  حملات امارت های واقع در دشت های مرکزی حفظ می کرد و در همان حال سبب محدود شدن نفوذ دولت چین در ابتدای ظهورش می شد .

    سه امارت موسوم به جین (Jin)  در شمال شرق امارت چین و در فلات شانسی که وارث دولت باستانی جین بودند ، شامل :

    امارت هان (Han) در جنوب و در ساحل رود زرد که مرز شرقی امارت چین محسوب می شد .

    امارت وی (Wei) در مرکز

    امارت ژائو (Zhao) ، شمالی ترین امارت در میان امارت های جین

    امارت چی (Qi) واقع در شرق چین و دربرگیرنده شبه جزیره شاندونگ ، کوهستان تای و ماورای آن

    امارت چو (Chu) ، واقع در جنوب چین ، شامل دره رودخانه هان و دره رودخانه یانگ تسه

    امارت یان (Yan) ، واقع در شمال شرق ، بیشتر جمعیت این امارت در محدوده پکن کنونی متمرکز بود . در اواخر دوره امارت های جنگاور  یان قلمروش را تا شبه جزیره لیائودونگ گسترش داد .

    در کنار این هفت امارت عمده  ، طی دوره امارت های جنگاور گاه و بیگاه دولت های کوچک دیگری نیز سر بر می آوردند .

    امارت یوئه (Yue)  در ساحل جنوب شرق و نزدیک شانگهای کنونی . این امارت در اواخر دوره بهارها و خزان ها بسیار فعال بود اما سرانجام ضمیمه قلمرو چو شد .

    امارت های سیچوان (Sichuan) ، در منتهی الیه جنوب غرب شامل قلمرو امارت های با (Ba) و شو (Shu) .این امارت ها در اواخر دوره توسط امارت چین فتح شدند .

    در دشت های مرکزی آن زمان چین که اکنون شامل استان هنان می شوند دولت شهرهای کوچک فراوانی طی این دوره به وجود
    آمدند اما در پایان ضمیمه امارت های قدرتمندتر شدند .

    ژونگشان (Zhongshan)  برای مدتی بین دولت های ژائو و یان واقع شده بود و سرانجام در سال 296 پیش از میلاد ضمیمه قلمرو ژائو شد .

     


    آخرین ویرایش: یکشنبه 7 تیر 1394 10:16 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 25 فروردین 1394 05:31 ب.ظ نظرات ()




    بخش اوّل: استراتژیهای برنده
    استراتژی 2: جابلقا را محاصره کن تا جابلسا را نجات دهی.

    هنگامی که دشمن بسیار قوی است و مستقیم حمله می کند، به جایی که برایش مهم است حمله ببر. بدان که وی نمی تواند در همه چیز برتر باشد. در جایی، شکافی در زره وجود دارد، در عوض می توان به یک نقطه ضعف حمله کرد. به عبارتی دیگر، ممکن است که سعی کنی به خویشاوندان حمله کنی تا روحیه وی را تضعیف کنی.
    .
    .
    کاری از جنگها و تاریخ

    آخرین ویرایش: سه شنبه 25 فروردین 1394 05:39 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 18 فروردین 1394 11:40 ب.ظ نظرات ()



    استراتژی1: آسمان را دربرابر دریا فریب ده.

    در تاریکی و سایه حرکت کن، سرزمینهای جدا افتاده را اشغال کن، پنهان شدن پشت پرده، فقط بدگمانی ها را زیادمی کند. برای پایین آوردن گارد دشمن، باید قصد واقعی خود را زیر نقاب فعّالیتهای روزانه پنهان کنی.

    .
    .
    36 استراتژی عبارت است از 36 ضرب المثل چینی درباره تاکتیکهای جنگی. آنها 36 سناریو از جنگهای باستانی چین را بیان می کنند که در افسانه های تاریخی دوران دولتهای جنگجو و دوره سه پادشاهی نفوذ داشته اند. آنها، بیشتر از اینکه متون نوشته شده باشند، سینه به سینه نقل شده اند و بسیاری از نویسنده ها سعی در مقایسه این عبارتهای گوناگون در تاریخ نقلی چین گرده اند. چینی ها می گویند:" تنها 36 استراتژی در زیر سقف آسمان وجود دارد." به این معنی که تمام استراتژیهای نبردهای مدرن و باستانی، نوعی از این 36 استراتژی اصلی هستند.

    براستی که، شباهت بسیاری بین نبردهای استراتژیک غربی و این 36 اصل وجود دارد. 36 استراتژی را می توان به سن تزو نسبت داد ولی این امر درست نیست، زیرا سن تزو در دوره بهار و پاییز در چین می زیست، درحالیکه اغلب این ضرب المثلها به دوران تاریخی بعد از بهار و پاییز تعلق دارند. برخلاف هنر جنگیدن که کتابی درباره تاکتیک است، 36 استراتژی بیشتر به استراتژی می پردازد.

    پ.ن :
    سعی می شود این استراتژیها به صورت اسلاید به مرور زمان خدمت همه ی شما علاقه مندان و خوانندگان گرامی قرار گیرد.

    کاری از جنگها و تاریخ.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 18 فروردین 1394 11:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جمعه 25 آذر 1390 05:23 ب.ظ نظرات ()


    دریای جنوب چین؛ شاهراه حیاتی

    دریای جنوب چین پس از پنج اقیانوس جهان  بزرگ‌ترین ناحیه دریایی جهان است. جزیره‌های واقع بر دریای جنوبی چین بالغ بر صدها عدد هستند. كشورهای چین، ویتنام، فیلیپین، مالزی، برونئی و تایوان بر سر مالکیت این جزایر ،و آبهای اطراف آنها، اختلافات دارند. کشور چین دریای جنوبی را ،كه دارای منابع غنی نفت و گاز است، از آن خود می‌داند. این دریا یك مسیر عمده كشتیرانی بین المللی است كه ارزش تجاری سالانه آن به 5000 میلیارد دلار بالغ می شود. همین منازعات میان كشورها باعث شده تا آمریكا نیز فرصت را مغتنم شمرده و كشورهای همسایه چین را به رزمایش های مشتركی دعوت كند كه حاصل آن جز تهدید و تشدید تنش ها در دریای جنوبی و فروش تسلیحات پیشرفته به كشورهای مذكور نیست.

    شاید 30 سال قبل این پهنه دریایی برای پکن اهمیت زیادی نداشت اما امروزه که چین به یک قطب اقتصادی جهانی تبدیل شده است برای واردات مواد خام ،به ویژه نفت خام منطقه خلیج فارس، و صادارات کالاهای ساخت چین نیاز به یک مسیر امن کشتیرانی دارد.

     سواحل طولانی این کشور و ضعف مالی ارتش خلق چین هیچگاه به نیروی دریایی چین اجازه نداده بود تا خود را به عنوان یک نیروی دریایی قدرتمند نشان دهد. تا چند سال پیش، استراتژی دریایی چین بیشتر یک استراتژی دفاعی بود. تمرکز چین بیشتر بر روی ساخت زیردریایی هایی بود که بتوانند از سواحل این کشور دفاع کنند.

    بهبود وضعیت اقتصادی چین و پیشرفت این کشور در فناوری های نظامی سبب شده تا چین در دهه گذشته شناورهای مدرنی را به خدمت بگیرد. این شناورهای مدرن به اضافه ناوهواپیمابری که سالها قبل از روسیه خریداری شد و اکنون در حال ملحق شدن به ناوگان رزمی این کشور است سبب می شود تا نیروی دریایی چین توانایی داشته باشد تا کیلومترها دورتر از سواحل این کشور به عملیات رزمی بپردازد. اکنون نیروی دریایی چین این توان را یافته است تا در مواقع بحرانی شریانهای اقتصادی این کشور را بازنگاه دارد.

    آمریکا؛ رقیب چین در حوزه اقیانوس آرام

    آمریکا چین را رقیب استراتژیک خود در منطقه اقیانوس آرام می‌داند و نگران افزایش قدرت نیروی دریایی ارتش این کشور است. واشنگتن یک استراتژی مهار چند جانبه را در برابر افزایش قدرت چین در پیش گرفته است. آمریكا پیشتر چندین پایگاه نظامی در كره جنوبی و ژاپن ایجاد كرده است. اگر به نقشه دقت شود می توان به سادگی فهمید که سواحل چین توسط کشورهای متحد یا دوست آمریکا به محاصره درآمده اند.

    وضعیت جغرافیای سیاسی چین از دیدگاه کشتیرانی اصلا مطلوب نیست چرا که به هرحال کشتی ها برای رسیدن به بنادر چین ناچارند از تنگه هایی گذر کنند که کنترل آنها در اختیار کشورهای دیگر است. همین امر، اصرار چین را بر افزایش قدرت دریایی خود بیشتر می کند. این قدرت دریایی تا به امروز خود را در چند درگیری منطقه ای نشان داده است. در سال 1988 هنگامی که شناورهای چینی 3 فروند کشتی نظامی ویتنام را غرق کردند بیش از 70 دریانورد ویتنامی کشته شدند. در اواسط بهار نیز کابهای تحقیقاتی یک کشتی ویتنامی توسط شناورهای چینی قطع شد و سبب اعتراض ویتنامی ها شد.

    چین همواره تلاش كرده است كه موضوع جزیره های مورد اختلاف را از طریق گفت وگوهای دوجانبه با پنج مدعی دیگر آنها به سرانجام برساند. پكن مخالف دخالت واشنگتن در این زمینه است.

    خبرگزاری شین هوا در تحلیل تحرکات آمریکا درمنطقه می گوید:" این كشور اكنون راهبرد تازه نظامی را برای آسیا و اقیانوس آرام تنظیم كرده است ، از جمله اینكه از خیزش و ظهور چین جلوگیری كند." «یو تیه جان»، استاد مطالعات بین‌الملل دانشگاه پكن اعتقاد دارد:" در باطن آمریكا، نگرانی از رشد سریع چین وجود دارد. در عین حال اقدامات واشنگتن، راهبردی تبلیغاتی برای پیروزی اوباما در دور تازه انتخابات ریاست جمهوری آمریكاست. " واشنگتن سعی می کند تا با به چالش گرفتن چین در دریای چین تمرکز و توانایی چین را کاهش دهد و توجه چین را از توسعه رشد اقتصادی خود به درگیریهای منطقه ای منحرف کند.

    هدف استراتژیک آمریکا در این بازی رسیدن به وضعیت نه جنگ نه صلح بین کشورهای درگیر مناقشه است. این امر به واشنگتن قدرت مانور می دهد تا خود را به صورت حامی کشورهای کوچکتر منطقه معرفی کند و همچنین مشتریانی برای صنایع تسلیحاتی خود فراهم آورد. استراتژی آمریکا محدود کردن قدرتهای منطقه ای توسط کشورهای همان منطقه می باشد.

    اکنون آمریکا برای مهار چین بر روی سه محور تمرکز کرده است: محور آمریکا-استرالیا، محور آمریکا-فیلیپین و محور آمریکا-ویتنام. ممکن است که با افزایش تنشها در منطقه آمریکا به فکر ایجاد یک پیمان دفاعی مشترک ،شبیه پیمان ناتو، در منطقه شرق دور بیفتد. هر چند چنین سازوکاری با اعتراض شدید چین روبرو خواهدشد اما ممکن است آمریکا با ایجاد هراس در دل دوستان منطقه ای خود آنها را به ایجاد یک پیمان دفاعی ترغیب کند.


    آخرین ویرایش: جمعه 25 آذر 1390 11:40 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • یکشنبه 19 تیر 1390 02:53 ب.ظ نظرات ()


    چین در دهه گذشته سرمایه گذاری سنگینی را برای به دست آوردن توانایی اخطار پیشگیرانه هوابرد انجام داده است. در چند سال اخیر چندین طرح عرضه شده اند که کاجی 2000 پیشرفته ترین آنها است. در اختیارداشتن4 تا 6 فروند از این هواپیماها چین را قادر می سازند تا یک سیستم بومی پیشرفته C4ISR[1] را بناکند. نیروی هوایی چین می تواند این تجهیزات را هم در عملیات دفاعی و هم در عملیات هجومی بکارگیرد.

    گام اول ؛ نگاه به بیرون یا پروژه آنتونوف 50

    در سال 1994 چین مذاکراتی را با روسیه و اسرائیل آغازکرد تا بتواند از آنها هواپیماهای آواکس پیشرفته ای را خریداری کند. درنهایت قرارشد که بدنه هواپیماهای روسی آنتونوف 50 به همراه سیستم اخطار پیشگیرانه هوابرد اسرائیلی در ساخت این آواکس جدید استفاده شود. رادار اسرائیلی فالکون به صورت همبسته با سیستمهای C3I[2] کارمی کرد و توسط صنایع هوایی اسرائیل توسعه یافته بود. در سال 1996 چین، روسیه و اسرائیل توافق کردند تا یک فروند از این آواکس ها به نیروی هوایی چین تحویل داده شود. قیمت این هواپیما 250 میلیون دلار بود.

    در می 1997، اسرائیل و روسیه موافقت کردند که یک فروند آواکس را به قیمت 250 دلار آماده سازند با این شرط که بتوانند در صورت نیاز 3 فروند دیگر نیز از این هواپیما تولید کنند. روسیه تامین 20 درصد هزینه پروژه را برعهده گرفت. در اکتبر 1999 و پس از چند بار تاخیر، روسیه یک فروند آنتونوف 50 را به اسرائیل منتقل کرد تا عملیات نصب رادار و تجهیزات الکترونیکی بر روی آن آغاز شود.

    در ماه می 2000، طرف اسرائیلی تقریبا به انتهای کار رسیده بود اما رادار فالکون تبدیل به یکی از پرتنش ترین جدالها بین دولت آمریکا واسرائیل شد. در سال 2000 اعتراض مشاورین کلینتون نسبت به فروش فالکون به چین بیشترو بیشتر شد. آنها اصرار داشتند که اسرائیل از تصمیم خود منصرف شود چرا که این رادار را با رادار نصب شده بر روی آواکسهای آمریکایی قابل رقابت می دانستند. در نهایت، در جولای 2000 دولت اسرائیل مجبور شد تا معامله خود را با چین فسخ کند.


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 اسفند 1397 12:04 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic