منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • یکشنبه 28 مهر 1392 03:11 ب.ظ نظرات ()



    نقشه ای از اهداف نظامی و نیروهای ژاپنی در ابتدای جنگ در اقیانوس آرام، 1941





    آخرین ویرایش: شنبه 27 مهر 1392 03:23 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 25 مهر 1392 09:43 ب.ظ نظرات ()



    -         با سلام به شنوندگان عزیز رادیو جوان با قسمت اول از سری جدید  مجموعه ی جنگها و تاریخ در خدمت شما هستیم. برنامه ی امروز درباره ی درگیریهای حوزه ی اقیانوس آرام در زمان جنگ جهانی دوم بین ژاپن و آمریکا می باشد. در خدمت کارشناس محترم برنامه استاد رضاکیانی موحد هستیم. استاد! قبل از هر چیز لطف کنید و خودتان را برای شنوندگان عزیز برنامه معرفی کنید.

    -       با سلام به خدمت شما و تمام شنوندگان محترم برنامه ی جنگها و تاریخ. من رضا کیانی موحد کارشناس در تمام زمینه های اقتصادی،سیاسی و تاریخی هستم و همان طور که بارها در بحثهای که در تاکسی و صف نانوایی داشته ام گفته ام اصولا هیچ سوالی را بدون پاسخ نمی گذارم.

    -       حضرت استاد! شما با توجه به مشاهدات و مطالعات خود دلیل حمله ی ژاپن به پرل هاربر را در چه عاملی می دانید.

    -       همانطور که می دانید نیروی دریایی ژاپن در روز 7 دسامبر 1941 به وسیله ی هواپیماهایی که از ناوهای هواپیمابرش برخواسته بودند به پایگاه نیروی دریایی ایالات متحده در بندرپرل هاربر واقع در مجمع الجزایر هاوایی حمله کردند. این حمله ،که به دقت و از ماه ها قبل برنامه ریزی شده بود، به عنوان نقطه ی آغاز جنگهای اقیانوس آرام یاد می شود اما حقیقت این است که کشمکش بین ژاپن ،از یک طرف، و اروپا و آمریکا ، از طرف دیگر، سالها قبل از این تاریخ آغاز شده بود.

    -       و نقطه ی آغاز این کشمکش ها...؟

    -       شاید نقطه ی آغازین کشمکش بین ژاپن و غرب را بتوان در قرارداد تحمیلی آمریکایی ها با ژاپن توسط دریاسالار پری دانست. زمامداران ژاپن که فاصله ی بزرگ بین توان نظامی-اقتصادی خود را با دنیای بیرون دیدند تصمیم به جبران این فاصله گرفتند. این حرکت همان حرکتی است که امروزه به نام انقلاب میجی از آن یاد می شود. با پیوستن مجدد ژاپن به جهان و جهش هایی که این کشور در زمینه های اقتصادی و نظامی در پایان قرن نوزدهم داشت ژاپن به جایی رسید که فضای تنفس خود را تنگ می دید و تصمیم گرفت که برای ادامه ی رشد خود همان مسیری را طی کند که کشورهای اروپایی در 3 قرن گذشته پیموده بودند.

    -       و روی به استعمار آورد...

    -       دقیقا! اما مشکل اساسی در آن زمان برای دولتمردان ژاپنی در این بود که دیگر مکان کشف نشده ای برای استعمار  در روی کره ی زمین وجود نداشت و قدرتهای غربی تمام نقاط مناسب را قبلا مستعمره ی خود کرده بودند. همین امر سبب شد تا ژاپن لبه ی تیغش را در ابتدا به سمت کره بگرداند. زمانی که کره توسط ژاپنی ها اشغال شد این کشور عملا خراج گذار چین بود و چون خود چین دوران ضعف و فترت را می  گذراند و نتوانست در برابر توسعه طلبی ارضی ژاپن واکنش مناسبی نشان دهد. همچنین اشغال کره عکس العمل مناسبی را در کشورهای غربی برنیانگیخت. کمی بعد ژاپن به جنگ روسیه رفت و با شکست عجیب روسیه در جنگ با این کشور تزار مجبور شد تا علایق ژاپن را در شبه جزیره ی کره به رسمیت بشناسد. کره ای ها از سال 1907 رسما به صورت مستعمره ی ژاپن در آمدند. ژاپن در جنگ جهانی اول به متفقین پیوست ولی چون عملیات نظامی بزرگی در آن سوی کره ی زمین در جریان نبود پس از پایان جنگ جهانی اول وضعیت ژاپن تقریبا مشابه وضعیت آمریکا پس از پایان جنگ جهانی دوم بود.

    -       یعنی ژاپن تبدیل به یک قدرت صنعتی شد که از جنگ آسیب چندانی ندیده بود و آماده بود تا سلطه ی اقتصادی خود را در شرق اسیا گسترش دهد؟

    -       تقریبا! صنایع ژاپن در طول جنگ رشد چشمگیری داشتند و پس از پایان جنگ زمامداران این کشور قصد داشتند تا از قدرت صنعتی خود بیشترین استفاده را ببرند.

    -       باعرض پوزش از حضرت استاد! یکی از شنوندگان عزیز برنامه روی خط هستند و قصد دارند تا سوالات خود را از استاد بپرسند. دوست عزیز بفرمایید.

    شنونده: با سلام به شما و حضرت استاد! اکبرعبدی هستم از تهران. سوال من این است که  آیا پیشرفت صنعتی ژاپن در  آن زمان درون زا بود؟ و اینکه آیا ما می توانیم از همان الگو برای پیشرفت کشورمان استفاده کنیم یا خیر؟

    -       در پاسخ به سوال اول می توان گفت که نه کاملا! بسیاری از سرمایه دارن غربی علاقه داشتند تا از نیروی کار ارزان قیمت و سخت کوش ژاپن استفاده کنند و به همین دلیل تکنولوژی های مدرن و سرمایه از سوی کشورهای غربی روانه ی ژاپن شد. ژاپنی با کمکهایی که از غرب گرفتند توانستند چنین جهش صنعتی را انجام دهند. اما درباره ی الگوگیری از ژاپن می توان گفت که ایران در زمان پهلوی اول و دوم سعی کرد تا قدم در همان راهی بگذارد که ژاپن صدسال قبل گذاشته بود. البته پهلوی ها همان الگوی ژاپن را طابق النعل بالنعل را اجرا نکردند و شاید قسمت عمده ای از شکست پروژه ی مدرنیزاسیون به سبک پهلوی همین دقت نکردن به پایه ها و اصول بکارگرفته شده توسط ژاپنی ها بود. شاید با نگاهی دقیقتر به الگوی توسعه ی ژاپنی ها و استخراج مواردی که در ایران کاربرد داشت پهلوی ها می توانست توسعه ی پایداری را رقم بزنند.

    مجری :و آیا این رشد صنعتی توانست به نظامی گری ژاپن پایان دهد؟

    -       برعکس! رشد صنایع ژاپن زمامداران این کشور را تشویق کرد تا نقش فعالتری را در منطقه برعهده بگیرند. سیاستمداران ژاپن ،تحت فشار صاحبان صنایع، خود را منجی شرق آسیا از چنگال استعمار پیر غرب بشمار می آوردند. تصادم منافع ژاپن و غرب سبب شد تا ژاپنی ها بیشتر به سوی راهکارهای نظامی بروند تا از شر استعمارگرانی مثل آمریکا، بریتانیا و هلند رها شوند تا بازارهای کشورهای استعمارگر را در کشورهای استعمار زده تحت تسلط خود درآوردند. آنها مشکلات لجستیکی خاص کشورهای غربی را در یک جنگ با ابعاد بزرگ در منطقه ی اقیانوس آرام را در طی جنگ با روسیه آزموده بودند و فکر می کردند که با افزایش تهدیدات نظامی، کشورهای بزرگ هیچ گاه درگیر یک جنگ رو در روی دیگر ،مشابه با جنگ روس و ژاپن، نخواهند شد. از این رو، پس از پایان جنگ جهانی اول و بعد از اینکه ژاپنی ها دیدند که کشورهای غربی در تقسیم بندی جدید جهان آنها را نادیده گرفتند و نتوانستند سهمی که انتظار دارند از دنیای غرب بگیرند تصمیم گرفتند آنچه را که با زبان خوش نتوانسته اند به دست بیاورند به زور به چنگ آورند.

    -       و در نتیجه ژاپنی ها رو در روی کشورهای غربی قرار گرفتند.

    -       ژاپنی پس از جنگ جهانی اول مستقیما به تهدید غربی ها نپرداختند. آنها در ابتدا سعی می کردند خود را عضوی متعهد به جامعه ی جدید جهانی نشان بدهند. اصولا پس از پایان جنگ جهانی اول در میان سیاستمداران و روشنفکران تمام دنیا فضای امیدوارانه ای بوجود آمده بود و بسیاری این جنگ را آخرین جنگ بزرگ بشریت به حساب می آوردند. در چنین جوی ژاپنی ها هم خود را همراه با کشورهای غربی نشان می دادند. آنها با پذیرش نتایج کنفرانس دریایی واشنگتن در سال 1922 قبول کردند که نیروی دریایی خود را محدود نگه دارند و به سرزمینهای تحت سلطه ی دیگر قدرتها دست درازی نکنند. ژاپنی ها و اروپایی ها توافق کردند تا تمامیت ارضی چین را محترم بشمارند. اما همه ی اینها بازیهای سیاسی بود که ژاپن در پیش گرفته بود. پس از دوران رونق زمان جنگ و بعد از جنگ، با فراگیر شدن بحران اقتصادی در آمریکا و اروپا این بحران دامنگیر ژاپن هم شد. مشکلات اقتصادی ،که بعضی از آنها ساختاری هم بودند، در این زمان با مشکلات ناشی از بحران بزرگ تشدید شدند و در نتیجه اقتصاد ژاپن رو به افول رفت. برون رفت از این بحران حاصل نمی شد مگر با جستجوی بازارهای جدید برای محصولات ژاپنی و به دست آوردن منابع اولیه ی ارزان قیمت. در نتیجه سیاستمداران ژاپن با فشار روز افزون صاحبان سرمایه و صنایع از یک طرف و ملی گرایان افراطی در ارتش از سوی دیگر مواجه شدند و قرار شد تا با اشغال منچوری ژاپن به سمت حل مشکلات اقتصادی خود گام بردارد.

    -       آیا این امکان داشت که قدرتهای غربی با عقب نشینی در برابر ژاپن و به رسمت شناختن علایق ژاپن در منچوری و شرق چین این کشور را از اعمال قدرت نظامی بازبدارند.

    -       شاید در کوتاه مدت تهدیدات نظامی ژاپن فروکش می کرد اما در میان مدت ژاپن دوباره به همان نقطه ی آغاز باز می گشت و دوباره تهدیداتش را در سطح دیگری آغاز می کرد. از همان زمانی که ژاپن پروژه ی صنعتی شدن خود را آغاز کرد تا همین الان مواد اولیه پاشنه ی آشیل صنایع ژاپن بوده اند. ژاپن از نظر معادن و به ویژه نفت کشور بسیار فقیری است و همین مسئله سبب شده بود تا زمامداران ژاپن قدرتهای استعماری را که توانسته بودند منابع معدنی کافی برای صنایع خودشان را از کشورهایی مانند هندوستان، برمه و اندونزی کسبب کنند به چشم حسادت نگاه کنند. آنها اعتقاد داشتند که به قول ما ایرانی ها چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است و اگر قرار است تا مواد اولیه ی شرق آسیا به مصرف صنایع برسند لازم است که اولویت با صنایع ژاپن باشد. با توجه به این نکته که آمریکا و بریتانیا و هلند نیز به دنبال همین مواد اولیه بودند تصادم و برخورد بین ژاپن و این قدرتها دیر یا زود اتفاق می افتاد.

    -       واکنش غرب در برابر تهاجم ژاپن به منچوری چه بود؟

    -       واکنش غرب در برابر ژاپنی ها چندان قوی نبود. برای درک اینکه چرا غرب در برابر ژاپن تا حدودی کوتاه می آمد لازم است که شرایط جهان در آن زمان را درک کنیم. کشورهای غربی ، مثلا آلمان و فرانسه، هنوز از شر ویرانی های جنگ جهانی اول آسوده نشده بودند که با غول بحران مالی جهانگیر روبرو شدند. اغلب دموکراسی های غربی چنان درگیر مشکلات اقتصادی خود بودند که فرصتی برای مقابله با ژاپن نداشتند. از سوی دیگر این کشورها توسط افکار عمومی مردمشان هدایت می شدند که اغلب نسبت به جنگ در فراسوی مرزهایشان بی میل بودند. این صلح طلبی افراطی در بین مردم آمریکا و بریتانیا بیشتر به چشم می خورد. فاصله ی طولانی بین شرق آسیا و اروپا هم مزید بر علت بود تا هر سیاستمداری را از دست زدن به ریسک مداخله ی نظامی بازدارد. همان طور که ذکر شد تجربه ی روسها هنوز در برابر چشم نظامیان و سیاستمدارن اروپایی قرار داشت. مجموع این شرایط دست زمامداران غرب را برای مداخله بر علیه توسعه ی ارضی ژاپن بسته بود. در سال 1933 جامعه ی ملل در قطعنامه ای از ژاپن خواست که دست از اقدامات خصومت آمیز بردارد اما در عوض دولت وقت ژاپن از جامعه ی ملل خارج شد و نیروهای نظامی خود را به سمت پکن اعزام کرد. در نتیجه، دولت چین ،که توان رویارویی با ژاپن را در خود نمی دید، موافقت کرد که بین منچوری و بقیه ی خاک چین یک ناحیه ی بی طرف و غیرنظامی بوجود بیاید. تنها کاری که دولتهای غربی ،و در کنار آنها روسیه ی تحت حکومت استالین، می کردند کمک به نیروهای چریکی بود که با ژاپنی ها به زد و خورد می پرداختند. آنها سعی می کردند تا با جنگ نیابتی توسعه طلبی ژاپن را مهار کنند.

    -       دوستان از اتاق فرمان اشاره می کنند که وقت برنامه ی امروز تمام شده است. با تشکر از استاد کیانی که وقتشان را در اختیار ما و شنوندگان برنامه ی جنگها و تاریخ گذاشتند شما را تا هفته ی دیگر و پیگیری ادامه ی ماجرا به خداوند بزرگ می سپاریم.

    آخرین ویرایش: جمعه 13 فروردین 1395 08:58 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سه شنبه 20 فروردین 1392 10:01 ب.ظ نظرات ()

    http://wars-and-history.persiangig.com/جنگ جهانی دوم/wahoo submarine/USS_Wahoo_SS-238.jpg

    زیردریایی واهو  USS Wahoo (SS-238

    جنایت جنگی توسط هر گروه و کشوری که صورت بگیرد محکوم است، گاهی اوقات جنایاتی رخ می دهد که آدمی را به واقع به حیرت می اندازد که به راستی فطرت انسانی آنها به کجا رفته است؟ چگونه عده ای می توانند به همین راحتی تعداد زیادی انسان غیر مسلح و درمانده را با سرمستی و بصورت تفریح به قتل رسانند؟

    قبلا در مورد محکومیت کارل دونیتس فرمانده نیروی دریایی آلمان مطلبی را نوشتم که به علت نجات ندادن بازماندگان کشتی های غرق شده در دادگاه نورنبرگ محکوم شد، موضوعی که الان درباره ی آن می خوانید داستانی به مانند همان است اما این بار در نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا که این بار نه تنها انها را نجات ندادند بلکه دست به کشتار آنها نیز زدند. و بر خلاف علت تصمیم دونیتس که حمله ی هواپیماهای آمریکایی به زیردریایی های آلمانی بود هیچ حمله ای به زیردریای آمریکایی توسط دشمن رخ نداد و تنها بر حسب نفرت و تفریح صورت گرفت.


    آخرین ویرایش: شنبه 31 فروردین 1392 10:15 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 5 فروردین 1392 06:08 ق.ظ نظرات ()


    مسابقه ی تسلیحاتی بعدی؛ قسمت اول


    نیروی دریایی ژاپن شاید مدرنترین و تواناترین زیردریایی های دیزل-الکتریک را در جهان داشته باشد. برنامه ریزان دفاعی ژاپن با بازنشسته کردن به موقع زیردریایی های قدیمی و بکارگیری زیردریایی های قوی تر این نیرو را همواره در اوج قله ی تکنولوژی نگه داشته اند. بدین سان، حتی با وجود زیردریایی های فعال باقی مانده(در حدود 16 فروند) آنها یک نیروی زیردریایی به نسبت پیشرفته ی موثر را در اختیار دارند. به عنوان مثال، آخرین نوع این زیردریایی ها ،کلاس سوریو، در هر مورد از گذشتگان خود برتر است. سوریو اولین زیردریایی ژاپنی است که از پیشرانه مستقل از هوا ،یک تکنولوژی مبتنی بر سلولهای سوختی که به زیردریای اجازه می دهد به مدتی طولانی در زیر آب بماند در حالیکه امضای صوتی اندکی دارد، مجهز شده است. این زیردریایی سلاحی است سهمگین. در کوتاه مدت، نیروی دریایی ژاپن رهبری منطقه را در جنگهای زیردریایی متعارف در دست دارد. این نیرو محکی برای مقایسه ی دیگر کشورهای آسیایی دارای زیردریایی در دهه ی آینده است.

    دفاع از خطوط کشتیرانی تجاری در تفکر نیروی دریایی ژاپن جایگاه ویژه ای دارد. توانایی بالقوه ی قطع این خطوط، که شریان های اقتصادی این کشورهستند، برای ژاپن یک تهدید ملی بشمار می رود. برای درس گرفتن نیازی نیست که کسی به دورتر از جنگ جهانی دوم برود. در طی جنگ جهانی دوم نیروی دریایی آمریکا در حدود 1100 فروند کشتی تجاری ژاپنی را به قعر اقیانوس فرستاد که سبب شد سرزمین اصلی ژاپن در آستانه ی قحطی قرار بگیرد. در اوج جنگ سرد در دهه ی هشتاد، ناوگان زیردریایی ژاپن اشغال مواضعی در طول اولین سلسله جزایر شرق شوروی [سابق] را برای کشف و رهگیری زیردریایی های دشمن که وارد اقیانوس آرام می شدند برعهده گرفت. بسیاری از ناخداهای شوروی سابق ایمنی ناشی از باقی ماندن در دریای ژاپن را بر شکار شدن در هنگام آغاز مخاصمات ترجیح می دادند. با توجه به اولویتهای اقتصادی و استراتژیک ژاپن عجیب نیست که ناوگان زیردریایی در نیروهای نظامی این کشور اولویت بالایی داشته باشد و تا سالها در همین وضع باقی بماند.

    نیروی دریایی چین درباره قدمت ناوگان زیردریایی خود زیاد لاف می زند. چین ،بر اساس آموزه های دریایی سنتی شوروی سابق، بیشتر توجه خود را بر روی دفاع ساحلی ،وظیفه ای که زیردریایی ها برای آن مناسبند، گذاشته است. توجه مائویستها به خشکی و بی دفاعی در دریا این تمایل را نسبت به نبردهای زیردریایی تقویت کردند. پس از کشمکشهای آرمانگرایانه ی دهه ی پنجاه بر علیه تایوان و آمریکا، پکن استراتژی خود را بر اساس منهدم کردن یک تهاجم از سوی دریا به سرزمین اصلیش قرارداد. نیروی زیردریایی به همراه ناوچه های گشت ساحلی تبدیل به اولین خط دفاعی نیروی زمینی شدند. ساختار نیروی دریایی چین در دوران جنگ سرد تا دهه ی هشتاد شاهدی بر این اولویت بندی است. در این زمان نه تنها چین زیردریایی های هسته ای را بکارگرفت بلکه ادعای داشتن بزرگترین ناوگان زیردریایی آسیا را داشت. امروزه، ناوگان زیرسطحی چین از سنگینی میراث دوران جنگ سرد رنج می برد. بیشتر این ناوگان شامل زیردریایی هایی هستند که به صورت مهندسی معکوس از روی زیردریایی های دهه شصت و هفتاد شوروی سابق ساخته شدند و از استانداردهای غربی کاملا به دور می باشند. اما کهنگی تنها یکی از معیارهای کیفیت هستند. یک زیردریایی که در جای مناسب قرار گرفته باشد ،حتی اگر زهوار دررفته باشد، می تواند منتظر بماند و پس از عبور ناوگان دشمن به آن حمله کند.

    در طی بحران تنگه ی تایوان در سال 1996 ،که بیل کلینتون دو ناوهواپیمابر آمریکایی را برای قدرتنمایی به منطقه اعزام کرد، این امر روشن شد. زمانی که رویارویی به اوج خود رسید، برنامه ریزان دفاعی آمریکا نگران ظرفیت ناوگان زیردریای پکن ،که ممکن بود در نزدیک تایوان بکارگرفته شود، شدند. با وجود برتری عملیاتی و فنی نیروی دریایی آمریکا نسبت به چین، فرماندهان نیروی دریایی آمریکا توانایی نیروی دریای چین را با آگاهی کامل زیرنظر داشتند.

    توانایی ضدزیردریایی آمریکا در اثر غفلت در دوران پس از پایان جنگ سرد کاهش یافته بود. توانایی ضدزیردریایی برای هر نیروی دریایی یکی از مورد تقاضاترین توانایی های است. زیردریایی های شکارچی برای تضمین یک حاشیه امنیت قابل قبول در دریاها واجب هستند و نباید مورد بی اعتنایی قرار بگیرند. در مقابل، یک خدمه ی باهوش برای اینکه ناوگان دشمن از نظر روحی و فیزیکی تخریب شود تنها نیاز دارد تا از اصابت یک اژدر به هدفش مطمئن شود. طبیعت نامتقارن جنگ زیردریایی بدان معنی است که هیچ فرمانده ای تهدید یک زیردریایی را دست کم نمی گیرد حتی اگر زیردریایی دشمن کهنه باشد. تعداد زیردریایی های چین این عدم تقارن را بیشتر می کند.

    پکن بیش از یک دهه قبل برنامه به روزسازی نیروی دریایی خود را ،با تکیه بر نیروی زیرسطحی، آغاز کرده است. در دهه ی نود آنها دو فروند زیردریایی دیزل-الکتریک کلاس کیلو از روسها خریدند که به اژدرهایی مرگبار مجهز بودند که می توانستند آشفتگی ناشی از حرکت کشتی در سطح آب را تشخیص دهند و به صورتی غیرعادی غیرقابل فرار بودند. این زیردریایی همچنین می تواند موشک کروز برای حمله به خشکی و موشک ضدکشتی نیز شلیک کند. به دلیل اشکالات ناشی از فقر تکنولوژی، در ابتدای این دهه زیردریایی های دیزل-الکتریک کلاس سونگ به تولید انبوه رسیدند. با تصدیق رشد تأثیرگذار چین در زمینه صنایع نظامی این زیردریایی های با نرخ تولید بالای دو فروند در سال ساخته می شوند. زیردریایی های هجومی کلاس یوان در سال 2004 آغاز به کار کردند تا موجب غافلگیری جامعه اطلاعاتی آمریکا شوند. گزارش شده است که یوان بهترین خصوصیات زیردریایی های کلاس کیلو و سونگ را داراست و حتی ممکن است که به پیشرانه ی بومی مستقل از هوا مجهز باشد. انتظار ورود به خدمت نسل آینده ی زیردریایی های هسته ای کلاس شانگ حتی قدرت بیشتری به این ناوگان می دهد.

    این چهار کلاس از زیردریایی های هجومی مدرن قبلا یک سوم ناوگان زیرسطحی چین را تشکیل می دادند. در طی دهه ی آتی، این نیرو زیردریایی های جدیدی را خدمت خواهد گرفت و درنتیجه بیشتر زیردریایی هایش پیشرفته خواهند بود. همانطور که پیش بینی می شود، این نیرو با کنار گذاشتن زیردریای های قدیمی تا سال 2015 سیر انحطاطی خود را معکوس خواهندکرد. تا سال 2020 این ناوگان نه تنها جدیدتر خواهد شد بلکه برای جبران وقفه ی بزرگی که با پایان جنگ سرد آغاز شد آماده خواهد شد.


    مسابقه تسلیحاتی بعدی؛قسمت سوم

    مسابقه تسلیحاتی بعدی؛قسمت چهارم


    به ما در فیسبوک بپیوندید!



    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.









    آخرین ویرایش: چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 09:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • دوشنبه 16 بهمن 1391 05:44 ق.ظ نظرات ()
    یک فیلم مستند درباره حملات انتحاری خلبانان ژاپنی به ناوهای آمریکایی در طی جنگ جهانی دوم

    آخرین ویرایش: دوشنبه 23 بهمن 1391 10:07 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 12 آبان 1390 08:07 ق.ظ نظرات ()
    http://wars-and-history.persiangig.com/japanese-soldiers-ww2-rare-images-001.jpg

    آغاز داستان


    شوئیچی یوکویی در سال 1915 به دنیا آمد و در سال 1941 به نیروی زمینی ژاپن پیوست و به جزیره گوآم ،در میان اقیانوس آرام، فرستاده شد. 3 سال بعد آمریکایی ها به این جزیره حمله بردند و آن را از چنگ ژاپنی ها خارج کردند. زندگی مخفی شوئیچی در این زمان آغاز شد و تا 28 سال بعد به طول انجامید. در این مدت طولانی او تمام احتیاجات خود را از جنگل تهیه می کرد. ترس شوئیچی بیشتر این بود که مبادا به دست افراد جنبش مقاومت گوآم بیافتد و آنها بخواهند بلاهایی که در طی 3 سال اشغال ارتش ژاپن بر سرشان آورده بود تلافی کنند.


    در شامگاه 24 ژانویه 1972 دو شکارچی محلی ،که در حال بررسی تله های خود بودند، شوئیچی را یافتند. آنها در اولین نگاه او را با یکی از کشاورزان محلی اشتباه گرفتند اما کمی بعد با تعجب دریافتند که شوئیچی از بازماندگان ارتش ژاپن می باشد. آنها کمک کردند تا شوئیچی از جنگل خارج شده و با ژاپن بازگردد. او پس از دیدار وطن ،و درحالیکه تنفگ خود را در دست داشت، گفت:"من از زنده بازگشتنم شرمنده ام." او بلافاصله به قهرمان ملی ژاپنی ها تبدیل شد. شوئیچی در ژاپن ازدواج کرد و به زندگی عادی بازگشت. ارتش ژاپن برای او مقرری اندکی تعیین کرد و مبلغ 300 دلار به عنوان حقوق این 28 سال خدمت به وی پرداخت شد. در سال 1991 به شوئیچی این افتخار داده شد که به ملاقات امپراطور وقت ژاپن ، آکیهیتو، برود. این لحظه بزرگترین افتخار تمامی طول زندگی او بود. 7 سال بعد سرجوخه شوئیچی یوکویی در اثر حمله قلبی درگذشت.

    http://wars-and-history.persiangig.com/ShoichiYokoi0.jpg

    http://wars-and-history.persiangig.com/Yokoicave.jpg
    غار و پناهگاه شوئیچی در گوام که به مدت 28 سال از ترس در آن پنهان شده بود.
    امروزه این غار به یک مکان توریستی تبدیل شده است.

    http://wars-and-history.persiangig.com/Inside_Japanese_Caves_Guam.jpg

    http://wars-and-history.persiangig.com/yokoi1_1165872630.jpg

    او زمانی که به ژاپن برگشت اعلام کرد ازفهمیدن اینکه المان و ژاپن در جنگ شکست خورده اند کاملا جا خورده و برایش غیر منتظره بوده است.

    دومین آخرین سرباز از جنگل خارج می شود


    اونودا در سال 1922 به دنیا آمد. پس از اینکه به نیروی زمینی سلطنتی ژاپن پیوست به یکی ازجزایر فیلیپین به نام لوبانگ اعزام شد و تا فوریه 1945 که آمریکایی ها به فیلیپین حمله کردند در آنجا بود. زمانی که نوبت حمله آمرکایی ها به لوبانگ رسید بیشتر مدافعین ژاپنی مستقر در جزیره توسط آمریکایی ها کشته شدند یا اسیرگشتند اما چند تن از جمله ستوان دوم جوان به جنگل زدند و نجات یافتند.
    Click the image to open in full size.

    اونودا به همراه 3 سرباز دیگر با نامهای یوئیچی آکاتسو، شوئیچی شیمادا و کینشیچی کوزوکا به کوهستان فرارکردند و به جنگ خود ادامه دادند. آکاتسو در
    سال 1950 خود را به فیلیپینی ها تسلیم کرد و تایید کرد که اونودا و 2 سرباز همراهش هنوز هم زنده هستند. 4 سال بعد شیمادا در یک درگیری مسلحانه با نیروهای محلی کشته شد. دولت ژاپن در سال 1959 به صورت رسمی اسم اونودا را وارد فهرست کشته شدگان جنگ کرد. کوزوکا تا سال 1972 به همراه اونودا درجنگل باقی ماند اما او هم در این سال کشته شد و اونودا را در اعماق جنگل تنها گذاشت. اونودا به مدت 29 سال گمان می کرد که تمام حرفهایی که درباره تسلیم ژاپن و پایان جنگ به گوشش می رسد نیرنگهایی آمریکایی ها هستند تا او را از مخفی گاهش بیرون کشیده و اسیرکنند.

    عاقبت یک دانش آموز ژاپنی به نام نوریو سوزوکی که به فیلیپین رفته بود توانست در جنگل او را بیابد. اونودا بازهم از تسلیم شدن اجتناب کرد و گفت که فرمانده اش به او گفته که باید به جنگ ادامه دهد واو تنها زمانی از جنگ دست می کشد که فرمانده اش مستقیما به وی دستور دهد. سوزوکی با عکسی از خودش واونودا به ژاپن بازگشت و با کمک دولت وقت ژاپن توانست فرمانده سابق اونودا را بیابد. سرگرد سابق تانیگوچی سالها بود که به خرید و فروش کتاب روی آورده بود. سوزوکی او را راضی کرد که به همراه هم به فیلیپین بروند. تانیگوچی و سوزوکی در سال 1974 وارد جزیره لوبانگ شدند و تانیگوچی به اونودا اطلاع داد که سالها است که جنگ به پایان رسیده و دستور داد که سلاحش را بر زمین گذارد. او پس از 29 سال زندگی در جنگل هنوز لباس نظامی بر تن داشت و مانند دیگر افسران ژاپنی به کمر شمشیر بسته بود. اونودا تفنگ قدیمی خود را به همراه 500 فشنگ و چند نارنجک دستی با خود داشت. او دومین سرباز ژاپنی بود که سالها پس از جنگ خود را تسلیم کرد. به او گفته بودند که حق ندارد موضع خود را ترک کند مگر اینکه دستور جدیدی دریافت کند واز بخت بد اونودا این دستور 29 سال بعد به او ابلاغ شد. در این 29 سال او در حدود 30 فیلیپینی را کشت و چندین بار با پلیس محلی درگیرشد اما رئیس جمهور وقت فیلیپین ،فردیناند مارکوس، او را بخشید و او توانست به کشورش بازگردد.

    او پس از بازگشت به ژاپن به برزیل مهاجرت کرد و تجربیات جنگلی خود را در کتابی با نام "تسلیم؛ هرگز" به رشته نگارش درآورد. در سال 1996 اونودا دوباره به جزیره لوبانگ بازگشت و برای ساخت مدرسه 10000 دلار به اهالی جزیره کمک کرد. او در سال 1974 با یک ژاپنی ازدواج کرد و به ژاپن بازگشت. در ژاپن اونودا یک کمپ دانش آموزی را اداره می کرد وبه دانش آموزان روشهای زندگی در شرایط سخت را آموزش می داد.

    سرافکندگی

    تنفر از اسارت و ترس از سرپیچی از دستورات مافوق سرجوخه تروئو ناکامورا را نیز مانند پیشینیانش از تسلیم شدن بازمی داشت. پس از شکست در تهاجم به نیروهای آمریکایی در ژانویه 1945 ارتباط بیسیم بین توکیو و واحد ناکامورا قطع شد. کمی بعد ناکامورا از دیگر همقطارانش جدا افتاد و برای اینکه دستگیر نشود یک کلبه در اعماق جنگل برپاکرد. سیب زمینی و موز او را زنده نگه داشت. فرمانده اش به او گفته بود که باید تا آخرین نفس بجنگند. پس از اینکه تروئو به ژاپن بازگشت فهمید که زنش پس از ناامید شدن از یافتن وی دوباره ازدواج کرده است. اما همسرش گفت که از اینکه دوباره او را زنده می بیند بسیار خوشحال است. دولت ژاپن نه برای او هواپیمای شخصی فرستاد نه درخیابانها پلاکاردهای خوش آمدگویی نصب شد اما وزارت رفاه باقیمانده حقوق او را در این 27 سال حساب کرد و به وی پرداخت. طلب وی از ارتش ژاپن 227 دلار بود.

    Click the image to open in full size.

    مرده ای که در اوکراین زنده شد

    اما شاید مورد ایشینوسکه اوانو جالبتر از دیگر همقطارانش باشد. اوانو را در سال 2006 در اوکراین زنده و سرحال پیداکردند در حالیکه 60 سال نام او به صورت رسمی در فهرست کشته شدگان جنگ بود. زمانی که جنگ به پایان رسید وی در جزیره روسی ساخالین می جنگیده است. وی پس از پیداشدن به ژاپن بازگشت تا اعضای خانواده خود را بیابد هر چند که در اوکراین ازدواج کرده بود و خود دارای خانواده شده بود.

    Click the image to open in full size.

    سخن پایانی

    سرنوشت سربازان وفادار امپراطور ژاپن در انتهای جنگ جهانی دوم قصه ای پرغصه است. نه از آن رو که این سربازان با شکست کشور خود مواجه شدند بلکه به دلیل اینکه با فراموشی دولت خود روبروگشتند. تعداد زیادی از سربازان ژاپنی به دلیل نبود کشتی کافی در منچوری و چین به اسارت گرفته شدند. 140000 نفر از اینان به جای بازگشت به کشور خود به سربازان ارتش سرخ مائو پیوسند. سالها بعد از پایان جنگ تعداد دیگری از همقطارانشان در کشورهایی که روزی لشکر ظفرنمون ژاپن آنها را فتح کرده بود پیداشدند. 200 سرباز ژاپنی کاملا مجهز در سال 1948 خود را در فیلیپین تسلیم کردند. در سال 1997 یک سرباز ژاپنی دیگر در جزیره میندرو فیلیپین پیداشد. جزایر پراکنده اقیانوس آرام یا حاشیه دریای ژاپن مانند جزایر تاینان، سایپان،سلیمان و ایوجیما تا مدتها میزبان چنین گمگشتگانی بودند. و شاید این کمترین مکافاتی بود برای ملتی که تصمیم گرفت سیادت خود را به زور بر همسایگانش تحمیل کند.

    http://wars-and-history.persiangig.com/WWII_Emanciated_Japanese_Soldiers_September_1945.jpg
    تحلیل رفتن وضعیت جسمانی سربازان ژاپنی از بی غذایی و رنج در سپتامبر 1945 ( ماه پایان جنگ)


    ترجمه و تالیف:رضاکیانی موحد

    باهمکاری محمدحسین پاز

    منتشر شده در ماهنامه جنگ افزار شماره 58

    ISSN 1735251-7

    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.

    کارل دونیتس بی گناه یا گناهکار؟ قضاوت با شما.


    حمله به کشورهای اسکاندیناوی،نروژ/ عملیات فورتیتود شمالی / نمونه ای از عملیات فریب استراتژیکی در جنگ جهانی دوم



    شکست فاجعه بار تهاجم به دیپ توسط مدافعین المانی، قتلگاه متفقین، هزاران نفر تلفات/عملیات جوبیلی


    نبرد دریایی ریورپلات؛The Battle of the River Plate




    آخرین ویرایش: سه شنبه 17 آبان 1390 01:25 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4