منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • چهارشنبه 16 شهریور 1390 03:14 ب.ظ نظرات ()

     کتابی که درباره اش صحبت می کنم نامش هست : رسم و راه سامورایی(آیین نامه سلحشوران ژاپنی) که کلا به هاگاکوره معروف است. این کتاب در قرن 18 توسط یکسامورایی به نام یاماموتو چونه تومو نوشته شده و تبدیل به کتاب مقدس سامورایی ها شده است.  

    هاگاکوره روش های تکنیکی مبارزه و شمشیر زنی را بررسی نمی کند بلکه به آداب و رسوم، قواعد و هنجارهایی که یک سامورایی باید رعایت کند می پردازد.هاگاکوره کتابی است نسبتا کوتاه که هموزن خود طلا می ارزد. به ویژه آنکه ترجمه فوق العاده زیبای دکتر هاشم رجب زاده شیرینی خاصی به کتاب بخشیده است. نکته مهم این است که دکتر یک مقدمه بلند و اساسی هم درباره سامورایی ها و خود کتاب نوشته اند که به اندازه خود کتاب ارزش مند و آموزنده است.
    نسخه ای که من دارم چاپ اول 1371 و متعلق به انتشارات آستان قدس رضوی است.  متن کتاب را (بدون مقدمه) با فرمت ورد می توانید از اینجا
    دانلود کنید. قسمتهایی از کتاب را هم در زیر آورده ام. در سال 1999 جیم جارموش بر اساس آموزه های این کتاب فیلمی با نام روح سگ ساخته است. 

     نشان از مردان راستین کمتر یابم

    از آشنایی پرسیدم که حکیم کی یوآن وقتی گفت:« در علم پزشکی، ما زن و مرد را در طبیعت جدا می دانیم؛ یکی را مثبت و دیگری را منفی می شناسیم؛ و بر این پایه –راه درمان این دو جنس تفاوت دارد. تپش قلب مرد هم با زن فرق دارد. اما، در پنجاه سال گذشته نبض مردان رفته رفته مانند زنها شده است. با دریافتن این دگرگونی و پدیده ی درونی، بجا دیدم که –برای نمونه- چشم درد مردان را با همان شیوه که درباره ی زنان چاره ساز است درمان کنم. چون روش درمان مردانه را در بیماران مرد این زمانه چار ساز ندیدم، دریافتم که درین روزگار وارونه ساز مردان هم جوهر مردی را از دست داده اند. این واقعیت بی چون و چرایی است که آن را خود به تجربه دریافته و بر همه فاش ساخته ام.» چون، با در یادداشتن این سخن، مردان امروز را در گرداگردم می نگرم، آشکارا می بینم که نبض آنان چونان زنان می زند، و کسانی از آن میان که به راستی مرد باشند، کمند. با این زمینه، این روزها بسیار آسان می توان با کمتر کوششی بر همگنان سر و سرور شد و به پایه و جایگاه رسید.

    نشانه دیگراز میان رفتن مردی و مردانگی در زمانه ی ما این است که بسیار اندکند کسانی که بزهکاری دست بسته را به دست خود گردن زده باشند، یا اگر کسی در هنگام خودکشی سنتی(هاراگیری) ازیشان بخواهد که تیغ خلاص را فرودآورند مردان این روزگار بهتر آن می بینند که به بهانه ای از این کار بگریزند. تا چهل-پنجاه سال پیش، اثر زخم بر تن و روی داشتن مهر و نشان مردانگی بود وران صاف و بی زخم نمودار زبونی مردان؛ تن بی زخم چنان شرم آور می نمود که مرد سلحشور پروای نشان دادن آن رابه مردم نداشت و بسا بهتر می دید که خود را زخم بزند تا از این ننگ برهد. از مردان چشم آن داشتند که نترس وتوفنده و پرجوش باشد. اما امروز بی باکی را نابخردی می دانند،زبان آوران –سخن را در خدمت گریز از مسئولیت و تن آسایی می نهند. از جوانان می خواهم که در این نکته بیندیشند و به هوش آیند.

     

    دولتمردان نوآیین 

    شاید که بیندیشیم که حکومت درست بر کشور و برجهان، کاری است بس دشوار که بسیاری از مردم با آن برنیایند. اما اگر به حقیقت بنگری، بلندپایگانی که در حساسترین مقامها و مراجع قدرت در دستگاه دولتند، و مشاوران و دولتمردان امارت ما به چیزهایی می پردازند که فن و هنر و دانایی ورای آنچه که من در این کلبه حصیریم با شما گفته ام، در کارندارد. براستی که بر پایه ی اصولی که گفتم می توان کشوری را به شایستگی اداره کرد.
    گذشته از هر چیز دیگر، رسم و راهی در کار این دولتمردان است که مرا بیش و کم، ناراحت می دارد، چرا که اینان بی اعتنا به سنتهای این سرزمین و درمانده از شناختن درست از نادرست، همان هوش و مایه و توان مادرزادی را سرمایه ساخته اند.
    دیوانسالاران بیش از اندازه به خود مطمئن و خویشتن بین شده اند، زیرا که مردم، از روی بیم، با آنان چاپلوسی می کنند. در پایشان می افتند و می گویند:بله، سرور من! نه سرور من! البته سرور من! شما درست می فرمایید.

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 شهریور 1390 03:19 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 25 خرداد 1390 09:33 ق.ظ نظرات ()



    در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم برنامه ریزان نظامی ژاپن به فکر استفاده از نیروی طبیعت برای مقاصد نظامی شان افتادند. جریان هوای جت استریم در اقیانوس آرام به تازگی کشف شده بود و ژاپنی ها فکر می کردند که می توانند با استفاده از آن بالونهایی را به سوی سواحل غربی آمریکا بفرستند. جریان جت استریم می توانست ظرف 3 روز یک بالون را از عرض اقیانوس آرام عبور دهد.

    جریان هوای جت استریم

    آنها امیدوار بودند که با ارسال بالونهای منفجرشونده جنگلها را به آتش بکشند یا حتی خسارتهای سنگین تری به حریف واردکنند. اما از دید فنی کار به این راحتی هم نبود. هیدروژن ،که قرار بود برای پرکردن بالونها بکاررود، ماده ای فوق العاده فرار بود و هنگامی که بالون در ارتفاع بالا توسط اشعه خورشید گرم می شد از تمام درزهای بالون فرار می کرد و در نتیجه ارتفاع بالون کم و کمتر می شد. برای حل این مشکل ژاپنی ها راه حل هوشمندانه ای یافتند. آنها دریچه ای در بالون تعبیه کردند که در صورت بالارفتن فشار هیدروژن باز می شد، به هر صورت هیدروژن راه خود را به خارج می گشود، از طرف دیگر یک ارتفاع سنج در بالون کار گذاشتند که به صورت خودکار در صورت کم شدن ارتفاع کیسه های شن اطراف بالون را رها می کرد. با این ترفند آنها می توانستند بالونهایشان را بین ارتفاع 30 تا38 هزار پا نگه دارند. قرار بود که این بالونها بمبهای 12 کیلوگرمی آتشزا، یا بمب 15 کیلوگرمی ضدنفر با خود حمل کنند.

    برای ساختن بالونها از کاغذهای مخصوصی به نام واشی استفاده شد وهزاراند دخترمدرسه ای برای بریدن و چسباندن قطعات بدنه بالون بکارگرفته شدند. بالونهایی که ژاپنی ها برای حمل بمبهایشان به خاک آمریکا ساخته بودند در حدود 10 متر قطر داشت و حجمی برابر با 540متر مکعب هیدروژن را ذخیره می کرد.

    آزمایش و حمله

    اولین بمب بالونی ژاپنی ها در روز سوم سپتامبر 1944 به هوا فرستاده شد تا عملکرد آن مورد آزمایش قرار بگیرد. پس از آن، اولین بالون مجهز به بمب در نوابر1944 به سوی آمریکا پرواز کرد. سایت پرواز این بالونها در شرق ژاپن قرارگرفته بود.

    پس از اینکه چند بالون در آمریکا فرود آمد آمریکایی ها هشیار شدند و چند اسکادران جنگنده برای رهگیری آنها در نظر گرفتند اما سرعت و ارتفاع بالونها آنقدر زیاد بود که هواپیماهای آمریکایی به آنها نمی رسیدند و تنها توانستند که در حدود 20 بالون را در هوا نابود کنند.

    تحقیقات

    با وجود اینکه حملات بالونی ژاپنی ها عملات تلفات کمی برجای گذاشت اما سبب وحشت زمامداران آمریکایی شد. آنها می دانستند که ژاپن به صورتی وسیع درباره سلاح های میکروبی تحقیق می کند و از این می ترسیدند که حمله بعدی با بالونهای حاوی سلاح های میکروبی صورت پذیرد.

    هیچ کس فکر نمی کرد که این بالونها مستقیما از ژاپن آمده باشد و آمریکایی ها فکر می کردند که این بالونها از زیردریایی های ژاپنی رها شده اند. آنها شنهای به دست آمده از کیسه شن یک بالون سقوط کرده را برای آزمایش به آزمایشگاه زمین شناسی ارتش فرستادند و تحقیقات زمین شناسان نشان داد که این شنها متعلق به سواحل ژاپن می باشند.

    از طرف دیگر دولت آمریکا به رسانه های جمعی این کشور پیام داد که نباید هیچ اشاره ای به حملات بالونی ژاپن بکنند. از این رو ژاپنی ها نتوانستند تأثیر سلاح جدیدشان را به صورت عملی دربیابند و در بی خبری باقی ماندند.  

    سرانجام

    ژاپنی ها در حدود 9000 بالون منفجر شونده به سوی دشمن رها کردند و امیدوار بودند که دست کم 900 بالون به آمریکا برسند. طبق گزارشها در حدود 300 عدد از آنها به خاک آمریکای شمالی رسیدند ولی خسارتهای خیلی کمی وارد کردند. تلفات آمریکایی ها تنها 6 نفر غیرنظامی بود که در حقیقت تنها غیرنظامیان آمریکا هستند که در طی عملیات جنگی در طی جنگ جهانی دوم در خاک اصلی آمریکا کشته شدند.

    آخرین بالون در آوریل 1945 به آسمان فرستاده شد. پس از پایان جنگ تا سالها این بالونهای پراکنده توسط مردم و جهانگردان پیدامی شدند. آخرین مورد در سال 1978 بود که قسمتهایی از یک بالون ژاپنی در ایالت اورگن پیداشد و به موزه تاریخ و دریانوردی کوس فرستاده شد. ممکن است که هنوز هم ده ها بالون منفجرنشده دیگر با بمبهای منفجر نشده در سواحل غربی آمریکا پنهان شده باشند.

    ویدئویی در این رابطه :

    تماشا

    رضاکیانی موحد

    انتشار یافته در ماهنامه جنگ افزارشماره78

     ISSN 1735251-7

    در صورت استفاده در سایر وبلاگها و سایتها لینک مطلب در Wars and history و نام نویسنده و یا مترجم را ذکر کنید.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 اسفند 1397 10:52 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهارشنبه 3 فروردین 1390 02:36 ب.ظ نظرات ()

    با آغاز جنگ جهانی دوم، ژاپن توانست با بهره گیری از جنگنده های معروف زیرو

    برتری هوایی خود را بر متفقین تحمیل کند. این هواپیما نسبت به رقبایش مانورپذیری

    بهتری داشت و مهارت خلبانان ژاپنی آن را به صورت سلاحی کشنده درآورده بود.


    اما در طول جنگ ژاپن از توسعه و ساخت هواپیماهای جدیدتر غفلت کرد و زمانی که نسل

    جدید جنگنده های آمریکایی مانند موستانگ وارد کارزار شدند زیروها در برابرشان حرفی

    برای گفتن نداشتند. در انتهای جنگ ژاپنی ها به خودشان آمدند و با ساختن شکاری های

    جدید -مانند رایدن- تصمیم گرفتند که این عقب ماندگی را جبران کنند اما دیگر برای آنها

    خیلی دیر شده بود.

    آخرین ویرایش: شنبه 18 اسفند 1397 06:33 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4