منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • پنجشنبه 11 آذر 1395 07:38 ق.ظ نظرات ()


    Henschel Hs 123 in flight.jpg

    رضا کیانی موحد

    هنگامی که جنگ جهانی دوم شروع شد هواپیماهای دوباله مدتها بود که منسوخ شده بودند. اما با وجود این، تعداد زیادی از این گونه هواپیماها در کشورهای مختلف خدمت می کردند. با شروع جنگ تعداد زیادی از هواپیماهای دوباله در عملیات رزمی بکارگرفته شدند و در بعضی موارد نشان دادند که نه تنها هواپیماهایی عاجز بلکه سلاح هایی رعب انگیز می باشند. در این سری مقالات به تعدادی از این هواپیماهای دوباله ،که در طی جنگ جهانی دوم، عملکرد بالایی داشته اند اشاره می کنیم.

    با به قدرت رسیدن هیتلر نیروی هوایی آلمان ،لوفت وافه، جانی دوباره گرفت. این نیرو در سال 1933 برای دراختیار گرفتن یک بمب افکن شیرجه رو مناقصه ای برگذار کرد که شرکت هنشل با طرح هنشل-123 برنده ی این مناقصه شد. در زمانی که نه سلاح های هوشمند امروزی وجود داشتند و نه دستگاه های نشانه روی مدرنی بر روی هواپیماها نصب بود بهترین راه برای بمباران دقیق اهداف این بود که خلبان به سمت هدف شیرجه برود و با رها کردن بمب در آخرین لحظه دماغه ی هواپیمایش را بالابکشد. اگر خلبان می توانست از چنگال دفاع ضدهوایی دشمن فرار کند با این روش می توانست با دقت بالایی هدف خود را مورد اصابت قرار بدهد. تقریبا تمامی کشورهای صاحب نام دنیا در زمینه ی هوانوردی چنین بمب افکنهایی را در اختیار داشتند و آنها را با نام "بمب افکنهای شیرجه رو" می شناختند.

    هنشل-123 یک هواپیمای دوباله تک سرنشینه بود. اولین پرواز آزمایشی آن در سال 1935 صورت گرفت. بال زیرین هنشل-123 کوچکتر از بال بالایی بود و چرخهای آن به زیر بال زیرین متصل شده بودند. بدنه ی هنشل-123 فلزی بود و موتور رادیال آن توسط یک پوشش فلزی پوشیده شده بود. با اینکه در طی آزمایشهای پروازی ثابت شد هنشل-123 می تواند خود را از یک شیرجه ی تقریبا عمودی بالا بکشد اما دو فروند از هواپیماها در طی آزمایش به خاطر ضعف سازه بالها از بین رفتند. در نمونه ی چهارم این اشکال برطرف شد و با ادامه ی آزمایشها سفارش تولید انبوه این هواپیما با موتور 880 اسب بخار بی.ام.و داده شد.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 آذر 1395 09:35 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • شنبه 15 خرداد 1395 06:21 ب.ظ نظرات ()



    Suvorov Alex V.jpg

     

    دوران کودکی

    سووروف در یک خانواده برجسته به دنیا آمد. پدرش یک فرمانده ی نظامی و سنتاور بود. شایعاتی وجود دارند حاکی از اینکه اجداد او در سال 1622 از سوئد به روسیه مهاجرت کرده بوند. سووروف در کودکی ضعیف و مریض حال بود و پدرش گمان می کرد که بعدتر او را در یک اداره مشغول کند. به هرحال، سووروف در کودکی زبانهای فرانسوی، آلمانی، لهستانی و ایتالیایی را فراگرفت و به مطالعه ی آثار نظامی و زندگی نامه ی سرداران بزرگ تاریخ پرداخت. او سعی کرد تا بر ضعفهای بدنی خود غلبه کند اما پدرش همچنان او را برای زندگی نظامی مناسب نمی دید. در سن 12 سالگی سووروف با ژنرال گانیبال ،که در همسایگی آنها زندگی می کرد، آشناشد و به شدت او را  تحت تأثیر قرار داد و گانیبال به پدر سووروف اصرار کرد که او را به ارتش بفرستد. در سال 1748 سووروف جوان وارد هنگ گارد جاودان سِمیونوسکی شد و 6 سال در آنجا ماند. او به تحصیل خود ادامه داد تا اینکه در طی جنگهای هفت ساله (1756–1763)  برای اولین بار طعم جنگ را از نزدیک چشید. پس از اینکه او چند بار شجاعت خود را به رخ پروسی ها کشید در سال 1762 و با 33 سن سال به درجه ی سرهنگی نائل شد. پس از آن سووروف را به لهستان فرستادند تا نیروهای تحت فرمان پولاسکی را متفرق کند. او با فتح کارکو در سال 1768 زمینه ساز تقسیم لهستان بین پروس، اتریش-مجارستان و روس شد. در این زمان او به درجه ی سرلشکری رسید.

    جنگ روس  و عثمانی 1768-1774

     

    در همان سال جنگ 6 ساله ی روسها با عثمانی ها آغاز شد و سووروف توانست به موفقیتهای بسیاری ،به ویژه در نبرد کوزلوچا، دست بیابد. در ابتدای جنگ به نظر می رسید که ترکها دست بالا را دارند اما شوروشهای داخلی و ظهور نادرشاه در ایران قدرت آنها را به چالش می کشید. از طرف دیگر پس از سالها برتری تکنیکی اروپایی ها در حال سبقت گرفتن از عثمانی در زمینه ساخت سلاح بودند. روسها حرکت خود را با حمله به مولداوی(1769) آغاز کردند. پس از آن روسها به سمت والاشی چرخیدند و بوخارست را از دست ترکها درآوردند.

    نبرد کوزلوچا(20 ژوئن 1774)

    این نبرد ،که در بلغارستان امروزی صورت گرفت، یکی از نبردهای نهایی و سرنوشت ساز در این سری از جنگهای روس و عثمانی  بود. استعداد ترکها 40هزار نفر و استعداد سپاه روسیه تنها 8 هزار نفر بود اما ترکها به دلیل شکستهای قبلی و تدارکات ضعیف خود روحیه ای شکننده داشتند. سووروف در این نبرد نیروهایش را به 4 دسته تقسیم کرد و به روسها حمله کرد. حمله ی سواره نظام عثمانی توسط روسها متوقف شد درحالیکه سواره نظام روس توانست با حمله به پشت خطوط ترکها توپخانه ی آنها را تصرف کند. ترکها با به جای گذاشتن 3هزار نفر تلفات نبرد را واگذار کردند. این پیروزی یکی از دلایل اصلی نشستن ترکها در پای میز مذاکره بود. اتریش بین دو دولت میانجیگیری کرد و در نتیجه روسها قسمتهایی از قفقاز را از چنگ ترکها درآوردند و کریمه به عنوان یک خان نشین مستقل به یکی از اقمار روسیه تبدیل شد. خود اتریش نیز قسمتی از جنوب گالیسی را به عنوان پیشکش دریافت کرد. آنها سالها بعد کریمه را نیز بلعیدند. در سال 1774 سووروف به درجه ی سپهبدی رسید. او بعدتر نیز ناچار شد که در برابر عثمانی ها مصاف دهد.

    File:Treaty of Küçük Kaynarca.svg

    نتیجه ی جنگ برای عثمانی از دست دادن قسمتهای قرمز-سبز(به نفع روسیه) استقلال کریمه(قسمتهای زرد-سبز) بود


    سرکوب پوگاچوف

    پس از رسیدن به درجه ی سپبهبدی سووروف را برای سرکوب شورش پوگاچِف فرستادند. پوگاچف ادعامی کرد که پیتر سوم به قتل رسیده است. سووروف زمانی به محل درگیریها رسید که پوگاچف توسط دوستان قزاقش تسلیم نیروهای دولتی شده بود و توانست در بازجویی ها حضور داشته باشد. پوگاچف را بعدتر در مسکو گردن زدند.

    مترجم و مولف: رضا کیانی موحد

    آخرین ویرایش: جمعه 14 خرداد 1395 06:35 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات