منوی اصلی
جنگها و تاریخ
  • دوشنبه 26 مهر 1395 06:29 ق.ظ نظرات ()


    Image result for gustav adolph infantry

    مترجم: رضا کیانی موحد

    تاریخ به بسیاری از فرماندهان نظامی و ژنرالها پرداخته است: مردانی زیرک که مسیر تاریخ را با ترکیبی از تاکتیکهای درخشان، ابداعات و تهور محض تغییر دادند. ناپلئون ،در خاطراتش پس از تبعید به سنت هلن، می نویسد: قبل از من 7 فرمانده ی بزرگ به دنیا آمده اند. این فرماندهان بزرگ ،به ترتیب زمانی، عبارتند از: اسکندر کبیر، هانیبال، جولیوس سزار، گوستاو آدولف، ویسکونت تورن، شاهزاده اوژن و فردریک کبیر. به هرحال، در این لیست گوستاو آدولف اولین فرماندهی است که تاریخ نویسان او را به عنوان نشانه ای از "عصر جدید" یاد می کنند و این فاصله ی 1600 ساله بین سزار و گوستاو آدولف خالی از یک فرمانده ی بزرگ دیگر است. به چشم بعضی از تاریخ نویسان اینکه قرنها تغییرات در دنیای نظامی گری از یادها رفته است و چرا از گوستاو آدولف به عنوان بنیان گذار انقلاب نظامی یاد می شود به همین دلیل است. این مقاله برای بحث درباره ی این دو نکته و دلایل  له و علیه این دو نکته است. آیا گوستاو آدولف دوم واقعا "پدر جنگهای مدرن" است و آیا اوست که جهان را به سمت "انقلاب نظامی" رهنمون شد؟



     

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 مهر 1395 09:01 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 02:29 ق.ظ نظرات ()

    قبل از مقدمه: دوستانی که به این بحث علاقه دارند مباحث تاریخی مربوط به این تاکتیک رو می تونند اینجا دنبال کنند. یک کار دسته جمعی هست که با وجود اشکالات و ایراداتی که دارد خیلی برایش زحمت کشیده شده است.

    تاکتیکهای نظامی که در طی جنگهای داخلی انگلستان از سوی سلطنت طلبان و جمهوری خواهان بکارگرفته شدند بر اساس تاکتیکهایی بود که در طی جنگهای اسقلال هلند از اسپانیا در سالهای 1568 و جنگهای سی ساله (1618) توسعه یافتند.

    در طی این جنگها خط پایانی بر سلطه شوالیه های زرهپوش به وسیله واحدهای مختلط پیاده نظام ،که از نیزه داران و تفنگچی های مجهز به شمخال تشکیل شده بودند، کشیده شد. دوران "نیزه دار-تفنگچی" نشانه ی گذار از جنگهای قرون وسطی به جنگهای مدرن می باشد.

    ترچیو

    نخستین استفاده موفقیت آمیز از پیاده نظام مختلط نیزه دار-تفنگچی به وسیله ارتشهای اسپانیایی ،که در ایتالیا در برابر فرانسوی ها می جنگیدند، صورت گرفت. پس از یک شکست سنگین دربرابر سواره نظام سنگین اسلحه فرانسه و نیزه داران سوئیسی در نبرد سمینارا (1495) ژنرال اسپانیایی گونزالس کوردوبایی یک اقدام اصلاحی در ارتش اسپانیا انجام داد. گونزالس پیاده نظامش را در آرایشهایی 1000 نفری به نام "کلونلاس" سازمان داد که در آن نیزه داران، تفنگچی ها و تعداد اندکی از شمشیرزنان وظیفه داشتند تا همدیگر را پشتیبانی کنند. تمرکز آتش تفنگچی ها ،که توسط آتش توپخانه تقویت می شد، باید برای شکستن آرایش دشمن بکارگرفته می شد در حالیکه نیزه داران وظیفه داشتند در برابر حملات پیاده نظام یا سواره نظام دشمن حفاظت تفنگچی ها را تأمین کنند. با بکارگیری این تاکتیکها به همراه موانع دفاعی ایجادشده در میدان نبرد، گونزالس توانست در نبرد سریگنولا (1503) بر نیروهای پر تعدادتر فرانسوی پیروز شود. این نبرد عموما به عنوان اولین نبرد تاریخ اروپا شناخته می شود که در آن پیروزی بر اثر استفاده از سلاح های آتشین به دست آمد.

    تاکتیکهای پیاده نظام اسپانیایی در طی نیمه اول قرن شانزدهم در جنگهای داخلی ایتالیا توسعه یافتند. در طی سالهای 1530 کلونلاس به نفع ترچیو کنار گذاشته شد. ترچیو آرایش بزرگتری بود که تا 3000 نفر را در بر می گرفت و احتمالا از ترکیب 3 کلونلاس در یکدیگر بوجود آمده بود. ترچیو در شکل استانداردش از یک هسته مستطیل شکل نیزه دار تشکیل می شد که رده هایی از تفنگچی ها محیط آن را دربرگرفته بودند. در هر گوشه از مربع نیز یک آرایش کوچک تفنگچی ها قرارداده شوده بود. این تفنگچی ها می توانستند در زمان حمله آتش خود را در هر جهتی متمرکز کنند و در زمان دفاع در پشت نیزه داران پناه بگیرند.

    File:Lagos46 kopie.jpg

    ترچیوی پرتغالی ها در حال پیشروی به سمت مواضع دشمن در نبرد قصر الکبیر(1578)

    تلاش در راه مسلح کردن سواره نظام با تفنگهای فتیله ای به دلیل سختی های بکارگیری این گونه تفنگها از پشت زین به شکست انجامید. به هرحال، توسعه تپانچه های چخماقی نوع جدیدی از سواره نظام را شکل داد. کنارگذاشتن نیزه های بلند سبب شد تا "کروسیر"ها با کارابین، تپانچه و شمشیر وارد کارزار شوند. به هرحال، تجربه ثابت کرد که سواره نظام مسلح به تپانچه یارای مقاومت در برابر نیزه داران و تفنگچی های پیاده را ندارد و نقش سنتی سواره نظام برای یورش به پیاده نظام کنارگذاشته شد. تاکتیکهای سواره نظام به مانورهای دشواری مانند "کاراکول" ،که سعی می کرد آتش بیشتری بر سر دشمن بریزد بدون اینکه نتیجه چندانی بگیرد، واگذار شد. اهمیت سواره نظام در انتهای قرن شانزدهم به صورت معناداری کاهش یافته بود.

    روش هلندی

    جنگهای استقلال هلند از اسپانیا ،معروف به جنگهای هشتاد ساله، در سال 1568 آغاز شدند. شاهزاده مارایس از ناسائو (1567-1625) در سال 1587 به سرفرماندهی ارتش هلند منصوب شد و چند حرکت اصلاحی در این ارتش انجام داد که این ارتش را به یک ارتش حرفه ای و قادر به مقابله با ارتش اسپانیا درآورد. مارایس واحدهای ثابتی از سربازان بوجود آورد که در زمانی که فصل جنگ تمام می شد دیگر مرخص نمی شدند. تجهیزات و سلاح ها برای تمام ارتش استاندارد شدند و نظم سختگیرانه و مانورهای دائمی در ارتش هلند برقرار شدند. مارایس با الهام از آموزه های نظامی روم باستان تاکتیکهای پیاده نظام را نیز اصلاح کرد.

    مارایس انعطاف پذیری لژیونهای رومی را با سازماندهی واحدهایی بر اساس "کوهورت" برای مقابله با واحدهای سهمگین ولی کند اسپانیایی به ارتش هلند تزریق کرد. کوهورت در ارتش روم باستان واحد کوچکتر از لژیون بود که از 6 سنچوریون هشتاد نفره تشکیل می شد. هر لژیون نیز از دو کوهورت تشکیل شده بود. هر هنگ هلندی از دو یا چند گردان 550 نفره (یعنی به استعداد یک کوهورت رومی) تشکیل می شد. هر گردان هلندی از 250 نیزه دار و 300 نفر تفنگچی تشکیل شده بود. نیزه داران مرکز گردان را تشکیل می دادند و تفنگچی ها در جناحین نیزه داران قرار می گرفتند. بعضی اوقات یک گروه از تفنگچی ها برای زد و خورد به جلوی واحد فرستاده می شد.

    در این روش، مربع نیزه داران در ردیفهایی به عمق 5 تا 10 نفر و تفنگداران در ردیفهایی بین 8 تا 12 نفر قرار می گرفتند. تفنگچی ها تمرین می کردند که به سرعت عقب نشینی کنند. هدف این بود که بعد از شلیک تفنگها به صورت همزمان، ردیف جلویی به عقب و پشت آخرین ردیف حرکت کنند تا فرصت کنند که تفنگهایشان را مجددا پرکنند. در این زمان ردیف دوم جای ردیف اول را می گرفت و به همان صورت شلیک می کرد و به پشت ردیف آخر می رفت. این حرکت ادامه پیدا می کرد تا ردیف اول دوباره به جای خود بازگرد. در این زمان ردیف اول توانسته بودند تفنگهای سرپرشان را گلوله گذاری کنند و آماده آتش شوند. بدین ترتیب، یک گردان هلندی می توانست تا زمانی که مهماتش به آخر نرسیده است به صورت مداوم به شلیک ادامه دهد. زمانی که تفنگچی ها به وسیله سواره نظام تهدید می شدند می توانستند بدون اینکه صفوف شان را بهم بزنند در میان نیزه داران پناه بگیرند.

    گردانهای هلندی در سه خط قرارمی گرفتند. آنها می توانستند در یک آرایش شطرنجی قرار بگیرند. این آرایش از آرایش مثلثی رومی اخذ شده بود که در آن فاصله بین گردانها می توانست توسط گردانهای پشت سر پوشش داده شود. درحالیکه خط دوم برای پشتیبانی خط اول بکارگرفته می شد خط سوم می توانست به عنوان ذخیره درنظرگرفته شود. این خط می توانست در آخرین ضربه برای رسیدن به پیروزی یا پوشش برای عقب نشینی واحدهای جلوتر بکارگرفته شود. سواره نظام معمولا در جناحین و به همراه تپانچه و کارابین بکارگرفته می شد. وظیفه اصلی سواره نظام پشتیبانی و دفاع از پیاده نظام بود.

    اگرچه در تئوری اصلاحات مارایس قدرتمند بودند اما جنگ با اسپانیا بیشتر به یک سری عملیات محاصره و مانور استراتژیک تبدیل شد و کمتر نبردی در میدان جنگ بین ارتش دو کشور اتفاق افتاد. به هرحال، مارایس توانست در نبرد نیوپور (1600) با ارتش خود ترچیوهای اسپانیایی را شکست دهد.

    روش هلندی


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 10:16 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو